مطالعه بین نسلی سبک زندگی دختران و مادران شهر یزد

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی دانشگاه یزد

2 کارشناسی ارشدجامعه شناسی دانشگاه یزد

چکیده

در جوامع کنونی به علت توسعه فن‌آوری ارتباطات و اطلاعات و تنوع روزافزون کالاها و خدمات و ... موجب تفاوت تجارب و آموزش‌های نسل فعلی از نسل قدیم و کاهش میزان بازتولید ارزش‌های اجتماعی در جامعه جدید می‌گردد. هدف مطالعه حاضر، بررسی تفاوت ابعاد سبک زندگی (مصرف فرهنگی، گذران اوقات فراغت، مدیریت بدن و الگوی خرید لباس) مادران و دختران شهر یزد و بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر این ابعاد است. این تحقیق به صورت پیمایش مقطعی و جمع‌آوری اطلاعات با ابزار پرسشنامه انجام گرفته است. نمونه مورد مطالعه در میان زنان 75-15 ساله شهر یزد در پائیز 91 انجام گردید.
در این تحقیق با بهره‌گیری از نظریه‌های بوردیو و اینگلهارت به عنوان چارچوب نظری، با استفاده از spss و آزمون‌های t، همبستگی و رگرسیون به آزمون فرضیات پرداخته شد.
یافته‌ها نشان‌دهنده تفاوت معنادار بین مصرف فرهنگی، نحوه گذران اوقات فراغت، مدیریت بدن و الگوی خرید لباس دختران و مادران و نیز وجود همبستگی مثبت و معنادار بین درآمد خانوار با مدیریت بدن و الگوی خرید لباس دختران و مادران می‌باشد. همچنین همبستگی مثبت و معنادار سرمایه فرهنگی با مصرف فرهنگی، مدیریت بدن و الگوی خرید لباس دختران و مدیریت بدن و الگوی خرید لباس مادران مشاهده گردید.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Intergenerational Survey of Life Style Between Mothers and Daughters in Yazd

نویسندگان [English]

  • Akbar Zare Shahabadi 1
  • Maryam Taher 2
چکیده [English]

in current societies because of development of technology and information also ever increasing of variety of services and goods and… makes a vast difference in current and last generation's experience and decrease of reproduction of social values in new society. The aim of this study is to consider the difference of life style dimentions in mothers and daughters in Yazd and then consider its affected social factors. This study used sectional measurement and questionnaire to collect information.
Its sample was among 15-75 year old women in Yazd, at 1391, autumn. In this study, hypothesizes have been evaluated by using Bordia and Engelhard theories as a theoretical framework.
The results show a virtual difference between mothers and daughter's lifestyle dimension (Cultural consumption, Leisure, Body management and Clothes buying patterns), and a positive correlation between family outcome with body management and Clothes buying patterns.
Also There is a positive and virtual correlation between cultural capital with cultural demand, body management and Clothes buying patterns in daughters and a negative correlation with body management and Clothes buying patterns in mothers.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Lifestyle
  • generational differences
  • Cultural Consumption
  • Leisure
  • Body Management

ازآنجاکه تمام جوامع بشری دارای مجموعه­ای از ارزش­ها، هنجارها و آداب‌ورسومی هستند که در قالب عرف یا قانون تجلی پیدا کرده است و گذشته از درست یا نادرست بودن برای آن‌ها بسیار ارزشمندند هر نسل نگران حفظ ارزش­های خود می­باشد و سعی دارد ارزش­ها، هنجارها و عرف اجتماعی خود را بسان یک امانت به نسل بعدی خود منتقل نماید.

اما برخلاف گذشته که جوامع کمتر در معرض تغییر بوده و پسران همانند پدران و دختران همانند مادران فکر و رفتار می­کردند؛ امروزه، در عصر تحولات پرشتاب اجتماعی و تغییرات سریع فرهنگی، تفاوت­های بین نسلی در نگرش­ها منجر به ایجاد شکاف و فاصله بین نسل‌ها می­گردد و باعث می­شود که هر نسل فلسفه و شیوه زندگی متفاوتی پیدا کند زیرا شکاف نسلی نوعی تغییر در نیروهای فرهنگی است. به عبارتی نسل جدید از نسل قبل تجارب و آموزه­ها را گرفته و تغییراتی در آن ایجاد می­نماید.

این تغییرات در ارزش­ها، موجب ایجاد سبک­های متفاوت زندگی می­گردد که با شیوه­های زندگی نسل قبل متفاوت است (ابراهیمی و همکاران،1386).

سبک زندگی، مجموعه­ای از ارزش­ها، باورها، شیوه­های رفتاری و سلیقه­هاست که در زندگی روزمره افراد پذیرفته شده است و متأثر از عناصر مختلفی چون دین، تحصیلات، نژاد، سن، سرمایه اجتماعی، فرهنگی و عوامل اقتصادی و باورهای سیاسی و غیره است.

انتخاب سبک زندگی در طی فرایند جامعه­­پذیری از طریق جامعه، خانواده، گروه همسالان و وسایل اطلاعاتی و ارتباطی از قبیل رسانه­ها و ...  با توجه به شرایط متفاوت محیط زندگی صورت می­گیرد که همین موجب شکل­گیری سبک­های متفاوت زندگی و تمایز افراد از یکدیگر گشته و گاه  فرهنگ رسمی جامعه  را به چالش می­کشد.

علیرغم کنترل سیاست­گذاران و متولیان فرهنگی جامعه و تلاش وافر نهادهای جامعه‌پذیر کننده در جهت پرورش دختران و پسران ایرانی بر اساس معیارها، ارزش­ها و هنجارهای سنتی و اسلامی، برخی از جوانان ایرانی تعریف دیگری از هویت، بهنجار بودن و زندگی مطلوب دارند ... که گاه با هنجارها و ارزش­های رسمی جامعه فاصله دارد (ذکایی و پورغلام آرانی،2:1384) و اغلب به دلیل ناهمگونی بین فرهنگ­های جهانی و فرهنگ سنتی ایران، فرهنگ جوانان عرصه منازعه بین این دو فرهنگ است و آنان برای گزینش سبک زندگی موردپسند خود، با روندهای فرهنگی غالب به چانه­زنی و مذاکره پرداخته، در این تعامل، فرهنگ­های خاصی نیز شکل می­گیرد ( ازول[1]، 2006 به نقل از شالچی،94:1386)

امروزه دختران نوجوان در جهانی پیچیده­تر و چالش‌برانگیزتر از گذشته زندگی می­کنند که همراه با تحول شرایط اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و جغرافیایی و مراحلی از تمدن که دختران در آن قرار دارند، طبیعتاً نیازها و تمایلات اجتماعی آن­ها نیز با توجه به آرزوهای نامحدود و توانایی­های بالقوه­ای که دارند، تنوع پذیرفته و پویایی بیشتری می­یابد. اگرچه این مسئله در مورد پسران نیز صدق می­کند، اما نکته اینجاست که نیازهای دختران... مورد اهمال قرار می­گیرند (بنیاد جوزف رونتری[2]،4:2005).

همگام با دگرگونی­های صنعتی در دنیا، خانواده ایرانی در نیمه قرن اخیر شاهد دگرگونی­های چشمگیری در روابط خانوادگی، تعاملات اجتماعی– صنعتی و درنتیجه تغییر نگرش­ها و علایق زنان نسبت به امور اجتماعی و اشتغال بوده است (فاضل و دیگران،140:1390) و سبک­های جدید زندگی که در جامعه ایران تحت تأثیر جهانی­شدن گسترش یافته، در تغییر رفتارهای عادتی زنان اثر قاطعی داشته­اند (خواجه‌نوری و دیگران،90:1390) و زنان و دختران ازنظر سبک زندگی چه ازنظر شیوه مصرف و رفع نیازهای مادی از قبیل پوشش و چه ازنظر افکار و نگرش­ها با یکدیگر تمایزیافته‌اند.

دیگر زیست جهان زنان ایرانی، زیست جهان سنتی نیست اگرچه مقاومت­هایی برای حفظ نگرش سنتی و پایبندی زنان به خانواده و تعریف هویت خود در ارتباط با زندگی خانوادگی وجود دارد. در این دوگانگی متضاد که خود نتیجه گذار جامعه از سنت به مدرنیته و عدم ثبات ارزش­ها و هنجارها موجود است به این دلیل که ما به ارزش­های سنتی خود شک کرده­ایم، ولی هنوز چیزی را جایگزین آن ننموده­ایم در سطح اجتماعی نگرش­های نوینی به­ وجود آمده است (محمدی،1386: 262-261).

ازآنجاکه شرایط جغرافیایی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی محیط بر روی سبک زندگی افراد آن تأثیرگذار است هر منطقه باید به‌طور مجزا ازنظر شیوه زندگی بررسی گردد.

یزد شهری است که جمعیت آن نسبتاً همگون و فاقد تنوعات چشمگیر قومی، زبانی و مذهبی است و ازنظر بسیاری از عناصر فرهنگی، در زمره شهرهای سنتی و مذهبی ایران قلمداد می­شود ازاین‌رو، شهر یزد آمیزه­ای منحصربه‌فرد از ترکیب عناصر مدرن و سنتی را در خود مجسم کرده که بستر اجتماعی مناسب و جالبی را برای بررسی تغییرات رفتاری و نگرشی خانواده فراهم می­کند (عسکری ندوشن و دیگران،9:1388).

 

پیشینه تحقیق

مقوله فرهنگی سبک زندگی که با مقوله مصرف در اقتصاد مرتبط است، امروزه از مباحث مهم و ضروری در هر جامعه­­ای محسوب می­گردد. تغییرات فرهنگی و مصرفی در طول زمان و در میان نسل­های متفاوت، موجب ایجاد سبک­های جدید در زندگی افراد جامعه می­گردد که شناخت و مقایسه این سبک­ها و عوامل مؤثر بر آن‌ها، به برنامه­ریزان فرهنگی امکان پرداختن به مهندسی فرهنگی و داده­های لازم جهت سیاست­گذاری و برنامه­ریزی­های اجرایی در حوزه فرهنگی-اجتماعی را می­دهد(حاجیانی،14:1386).

از میان تحقیقاتی که در مهروموم‌های اخیر در مورد سبک زندگی صورت گرفته است، «جوان، سبک زندگی و فرهنگ مصرفی» عنوان پژوهشی است که ربانی و رستگار (1387) باهدف نشان دادن عوامل اجتماعی مؤثر بر سبک زندگی مصرفی و معین کردن گرایش به ابعاد مختلف آن بر میان جوانان (29-15) ساله ساکن در شهر شیراز با استفاده از دیدگاه­های «پیر بوردیو[3]»، «آنتونی گیدنز[4]» و «مایک فدرستون[5]»  انجام داده­اند.

در این پژوهش، نتایج به‌دست‌آمده نشان‌دهنده رابطه­ی معکوس میان دین‌داری و سبک زندگی مصرفی و نیز رابطه­ی مثبت معنادار میان میزان سرمایه فرهنگی و میل به داشتن سبک زندگی مصرفی است. از دیگر نتایج این مطالعه، عدم ارتباط میان دو متغیر پایگاه اقتصادی-اجتماعی و جنس با سبک زندگی مصرفی است.

عابدی اردکانی (1388) نیز، در پژوهش «رابطه عزت‌نفس و میزان گرایش جوانان به سبک زندگی غربی: مطالعه موردی جوانان یزدی» به این نتیجه رسیده­اند که هرچه عزت‌نفس و خودباوری جوانان بالاتر باشد میزان گرایش به سبک زندگی غربی در جوانان یزدی کمتر است و بالعکس.

شوکر[6](1994) اشاره نمود که در مقاله­ای با عنوان «نسل من: مخاطبان، شیفتگان، خرده­فرهنگ­ها» تنها بعد مصرف موسیقیایی از سبک زندگی را مورد توجه قرار داده و به بررسی جامعه­شناختی مصرف موسیقی پرداخته است. وی بر این باور است که جوانان به طور سنتی مصرف­کننده موسیقی راک به­شمار می­روند و از طریق مصرف این نوع موسیقی، تقابل خود را با نسل پیش از خود نشان می­دهند.

راد[7] و لنون[8] در سال 2000 در تحقیقی با عنوان «تصور از بدن و مدیریت ظاهر» تنها با توجه به بعد مدیریت ظاهر سبک زندگی به این امر می­پردازند که زیبایی در تمامی فرهنگ­ها یک ارزش محسوب می­شود. آنان در نتایج خود دریافتند که زنان خیلی سریع یاد می­گیرند ظاهر خود را برای رسیدن به ایده­آل­های فرهنگی مدیریت کنند که نوعاً شامل تنظیم وزن و تمیز نگه داشتن بدن برای برآوردن هنجارهای موردانتظار است.

در سال 2002 ترنر[9] نیز در تحقیقی با عنوان «آزمون نظریه سرمایه فرهنگی بوردیو در استرالیا» ذائقه فرهنگی طبقه متوسط (فرهنگیان) را از طریق تعدیل نظریه سرمایه فرهنگی، ذائقه و تمایز مورد بررسی قرار داده است. نتایج به دست آمده از این تحقیق حاکی از این است که این قشر ذائقه فرهنگی طبقه متوسط را برای خود برگزیده­اند.

ازجمله مهم‌ترین کارها در حوزه بررسی سبک زندگی، کتاب پیر بوردیو با عنوان «تمایز[10]» است. وی در این کتاب طرح جامعی از ساختار اجتماعی فرانسه ترسیم می­کند و نشان می­دهد که چگونه می­توان میان حوزه­هایی چون ورزش، غذا، لباس، سلایق هنری، موسیقی، عکاسی و ادبیات از یک‌سو و وضعیت اجتماعی افراد از سوی­ دیگر روابط منطقی ایجاد کرد.

به نظر بوردیو سبک­های زندگی محصول منظم سرمایه ­فرهنگی هستند که به‌نوبه خود، به نظام­هایی از نشانه تشخیص اجتماعی تبدیل می­شوند. وی در نظر داشت تا مشخص کند افراد چگونه از میان سایر چیزها، انواع کالاهای مصرفی، روش­های اولیه خوراک و غذا خوردن، مبلمان و تزئین داخلی منزل را به کار می­گیرند تا روش زندگی مجزای خود را مشخص کنند و خود را از دیگران متمایز سازند. او در تحقیقی در مورد فرانسه، که در دو دهه 60 و 70 در نشریه تشخص تحت عنوان انتقاد اجتماعی داوری سلیقه منتشر شد این فرایندها را تبیین کرد. در این متن، بوردیو شیوه­هایی را تحلیل کرد که گروه­های هم­رده و هم­طبقه، خود را به‌وسیله آن از الگوهای مصرفی که شیوه زندگی یک گروه را مشخص می­کند، متمایز می­کنند.

در سال 1987 نیز مایک فدرستون در تحقیقی با عنوان «جایگاه سبک­ زندگی در زندگی روزمره» به بررسی و تبیین جایگاه سبک ­زندگی در زندگی روزمره جامعه فرانسه پرداخته است. وی با ارجاع به مفهوم زیبایی­شناختی کردن زندگی روزمره در کتابی به همین نام (1991) بر ایماژها و نشانه­هایی تأکید می­ورزد که با شیوع سریع خود و باهدف زیبایی‌شناختی کردن زندگی روزمره، اجزای متشکله جامعه امروزی را در خود غرق می­کند. وی با استفاده از مباحث و مفاهیم بوردیو و بودریا[11] سبک ­زندگی خاص القاشده توسط جامعه و فرهنگ مصرفی را موردتوجه قرار می­دهد. بر اساس این منطق، فدرستون معتقد است که توهم زیبایی­شناختی اجزای زندگی روزمره افراد را به بهره­مندی و برخورداری از سبک­های زندگی خاص تشویق و ترغیب می­کنند (ابراهیمی و دیگران،1386: 16-18).

در این میان شاید نزدیک­ترین مقاله انتشاریافته به تحقیق حاضر، مقاله محمدی (1386) با عنوان «رابطه بین سبک ­زندگی و نگرش هویت جنسیتی در بین دو نسل مادران و دختران» باشد که در آن به دنبال بررسی رابطه بین تغییرات سبک ­زندگی و نگرش به هویت جنسیتی در بین این دو نسل بوده است که در تحلیل و تفسیر داده­های مربوط به سبک ­زندگی خانوادگی، آن را به پنج دسته کاملاً سنتی، سنتی، بینابینی، مدرن و کاملاً مدرن تقسیم­بندی نموده و در مقایسه اجمالی بین مادران و دختران نشان می‌دهد که باوجوداینکه در هر دو گروه درصد افرادی که با هر دو سبک­، زندگی می­کنند قابل­توجه می­باشند، اما درصد گرایش مادران به سبک ­زندگی سنتی بیشتر و درصد گرایش دختران به سبک ­زندگی مدرن بیشتر است.

از دیگر کارهای ارزشمند درزمینه نسل­ها می­توان به مقاله معروف «مسئله جامعه­شناختی نسل­ها»، اثر مانهایم[12] اشاره نمود که پیدایش نسل اجتماعی را با تغییر اجتماعی و سرعت آن مرتبط می­داند و معتقد است جایی که حوادث تازه، کمیاب و تغییر کند است، اساساً یک نسل مجزا ظاهر نمی­شود (309:1928)؛ بلکه فقط هنگامی‌که درجایی چنین حوادثی زیاد و سریع رخ می­دهند، به‌طوری‌که یک گروه نسلی برحسب آگاهی تاریخی-اجتماعی خود متمایز می­شوند، از یک نسل حقیقی می­توان صحبت نمود (شومن[13]و اسکات[14] ،359:1989). از نظر او، نسل، محل ظهور، انتقال و تداوم جهت­گیری­های فکری و فرهنگی جدیدی است که در بستر اجتماعی-تاریخی ویژه­ای که هر نسل معین در آن رشد کرده، ریشه دارد. این جهت­گیری­ها به‌صورت اهداف، نیات و راه­حل­های نو برای مشکلات حیاتی جامعه به‌صورت تکامل و ظهور یک «سبک نسلی[15]» ظاهر می­شود (رمپل[16] ،1965: 56-55).

مانهایم و اغلب نویسندگان هوادار وی، فرض کرده­اند که اواخر نوجوانی و اوایل جوانی، درواقع «سال­های شکل­گیری[17]» اصلی هستند که طی آن، دیدگاه­های فردی مجزا و متمایز درباره سیاست و جامعه در سطح وسیعی شکل می­گیرد. به اعتقاد او، تنها در این نقطه از چرخه حیات است که برخوردی «زنده و نو» با جهان اجتماعی-سیاسی به وجود می­آید که در طول تاریخ بعدی زندگی فرد بندرت تکرار خواهد شد.

بدین ترتیب در فرمول­بندی مانهایم از نسل­های تاریخی، درواقع، عوامل منش جمعی[18]، حوادث چرخه حیات و وقایع اجتماعی-تاریخی به هم می­پیوندند (داس بچ[19] ،1995: 6).

 

ملاحظات نظری

مفهوم سبک ­زندگی، در بسیاری از رشته­های علوم ­انسانی پیشینه­ای دراز دارد به‌گونه‌ای که بسیاری از نظریه­پردازان با توجه به زمینه فکری خود، تعریف یا تفسیری را از سبک ­زندگی به ­عمل آورده­اند.

«مایک فدرستون» در کتاب فرهنگ مصرفی و پسامدرنیسم، با تشریح تأثیرات مدرنیته متأخر یا پسامدرنیسم، علاقه عامه مردم نسبت به کامل جلوه ­کردن، خلاق و فریبنده بودن، کنترل داشتن نسبت به بدن، خلاقیت افراد نسبت به سبک زندگی خویش و مصرف سبک­های متغیر را از ویژگی­های این مرحله از تکامل اجتماعی و اقتصادی جوامع می­داند (ذکایی،121:1386).

او چرخش و تحول به سمت مفهوم سبک ­زندگی را با «زیبایی‌شناختی کردن زندگی روزمره» همراه می­داند و معتقد است که این فرایند به دلیل ناپایدار شدن زندگی روزمره از طریق اشباع بیش‌ازحد آن در فرهنگ­های مصرفی حائز اهمیت شده است ( فدرستون[20]،83:1991).

درنهایت بوردیو نشان می­دهد که در میدان­های اجتماعی، انواع سرمایه وجود دارند که میزان برخورداری از این­ها در میدان اجتماعی موجب شکل­گیری گروه­های خاص با سبک­های زندگی ویژه خواهد شد و هریک از انواع سرمایه در ایجاد، تقویت یا تغییر دادن سبک ­زندگی مؤثرند (گیبینز و بوریمر،117:1381). اما در میان انواع سرمایه، سرمایه فرهنگی نقش مهم­تری در اندیشه بوردیو دارد و جامعه­­شناسی مصرف و تحلیل او درباره سبک ­زندگی بر همین نوع سرمایه متکی است (فاضلی، 38:1382).

بوردیو، تأثیر سرمایه فرهنگی بر مصرف، فعالیت و سبک­ زندگی فرهنگی افراد را با توسل به نظریه تمایز تبیین می­کند.  بر این اساس، دارندگان سرمایه فرهنگی زیاد، خود را با مصرف فرهنگ و هنر متعالی از بقیه متمایز می­سازند (بوردیو،1984)

در حوزه نسلی نیز یکی از متفکران که در زمان حاضر، تحقیقات مفصلی را انجام داده رونالد اینگلهارت است. وقتی دگرگونی فرهنگی مهمی رخ می­دهد به تفاوت‌هایی در میان نسل‌ها می­انجامد زیرا این دگرگونی در میان گروه­های جوان­تر که نیازی به غلبه بر مقاومت متناقض اولیه ندارند با سهولت بیشتری صورت می­گیرد تا در میان گروه­های بزرگ‌تر. (اینگلهارت،20:1382). درنتیجه دگرگونی در درجه اول در بین گروه­های جوان­تر ظاهر می­شود تا در بین گروه­های مسن­تر، که ضرورتاً به اختلافات بین ­نسلی می­انجامد (همان:16-17).

او معتقد است که «... جهان­بینی مردم تنها به آنچه بزرگ‌ترانشان به آن­ها می­آموزند بستگی ندارد، بلکه جهان­بینی آن­ها با تجارب کلی زندگی خودشان شکل می­گیرد و گاهی تجارب سازنده یک نسل جوان عمیقاً از تجارب نسل­های گذشته متفاوت است» (همان:2).

به نظر اینگلهارت، یکی از مؤلفه­های مهم دگرگونی ارزشی، جایگزینی نسلی است. بدین ­ترتیب که، اینگلهارت صنعتی ­شدن و مدرنیزاسیون را دو مفهوم کلیدی در تغییرات اجتماعی به‌طور اعم و تغییرات ارزشی به‌طور اخص دانسته و در این باب می­گوید رشد سطوح توسعه اقتصادی، سطوح بالاتر آموزش و اشاعه رسانه­های جمعی منجر به تغییر در مهم­ترین ارزش­ها می­شود (زارع و اصل روستا،81:1384).

همچنین نظریه اینگلهارت در خصوص دگرگونی ارزشی پیش­­بینی می­کند که جایگزینی جمعیت نسل جدید به‌تدریج به جابه­جایی بلندمدت از ارزش­های مادی به ارزش­های فرا مادی منجر خواهد شد (اینگلهارت،1382: 62).

 

چارچوب نظری

تحقیق حاضر در پی مقایسه ابعاد سبک زندگی دو گروه نسلی زنان و دختران می­باشد و از تئوری­های بوردیو و اینگلهارت استفاده کرده است.

بوردیو در کتاب تمایز، نوعی جامعه­­شناسی سلیقه ارائه می­دهد و بر نقش زمینه­ها و عوامل اجتماعی در شکل­گیری ذائقه­های زیبایی­­شناختی تأکید می­کند. او همچنین به نقش هویت­بخش سبک ­زندگی اشاره و آن را ابزاری برای نشان­ دادن تمایز اجتماعی می­داند (استوری،2:1385 به نقل از ربانی و رستگار، 47:1387)؛ چراکه افراد برحسب ترکیب نوع و حجم سرمایه­های اقتصادی و فرهنگی در موقعیت­های متفاوتی قرار می­گیرند و درنتیجه سبک­های زندگی مختلفی دارند، به ­عبارتی هر طبقه لباس خاصی می­پوشد، نوشیدنی خاص خود را دارد، اوقات فراغت و ورزش متفاوتی دارد و درنهایت سبک زندگی خاص همان طبقه را رقم می­زند (بوردیو،1984). بنابراین در نگاه بوردیو، سبک­ زندگی، منشأ طبقاتی دارد و برحسب جایگاه افراد در نظام سلسله­ مراتبی، شیوه ­زندگی آن­ها نیز متفاوت است از سوی دیگر از جایی که سرمایه فرهنگی، قریحه فرد را تحت تأثیر قرار می­دهد، سبب می­شود قریحه­هایی متفاوت در میان افراد شکل بگیرند، بدین‌سان، ابعاد مختلف سبک­ زندگی در نظر بوردیو پیامد قریحه­هاست.

ازآنجاکه نسبت به نسل قدیم، نسل جدیدتر دسترسی بیشتری به امکانات آموزشی، فرهنگی، اجتماعی، ورزشی و ... دارند و میزان سرمایه­های جوانان بالأخص سرمایه فرهنگی آنان تفاوت فراوانی نموده است، لذا این تفاوت سرمایه به گفته بوردیو موجب شکل­گیری قریحه­هایی متفاوت در میان افراد شده، روی تمام ابعاد سبک ­زندگی آن‌ها تأثیر می­گذارد و باعث به وجود آمدن تفاوت­های نسلی در جامعه می­گردد.

همچنین لازم به ذکر است به سبب گسترش دامنه تأثیر رسانه‏های جمعی، بالأخص ماهواره، اینترنت و سایر فناوری‏های اطلاع‌رسانی، جامعه اطلاعاتی، امروزه بعدی جهانی پیدا کرده و افراد در پی پدیده جهانی­شدن و تجدد و نیز گسترش محدوده انتخاب افراد و افزایش فردگرایی، سبک­های زندگی متفاوتی ایجاد می­کنند که گاهی از نسل پیشین خود بسیار فاصله دارد، همان‌گونه که اینگلهارت صنعتی ­شدن و مدرنیزاسیون را دو مفهوم کلیدی در تغییرات اجتماعی به‌طور اعم و تغییرات ارزشی به‌طور اخص دانسته و در این باب می­گوید رشد سطوح توسعه اقتصادی، سطوح بالاتر آموزش و اشاعه رسانه­های جمعی منجر به تغییر در مهم­ترین ارزش­ها می­شود (فراری[21]،2000 به نقل از زارع و اصل روستا،81:1384). وی به این نکته نیز اشاره دارد که تفاوت­های دیرپا در یادگیری­های فرهنگی، نقش مهمی در نحوه رفتار و تفکر مردم ایفا می­کند (اینگلهارت، 16:1382).

 

مدل نظری تحقیق

در این تحقیق، به بررسی جایگزینی نسلی و تأثیر آن بر منش و عملکرد و درنتیجه سبک زندگی در افراد پرداخته می­شود و فرض اصلی این مقاله این است که ابعاد سبک زندگی با جایگزینی نسلی آن­ها ارتباط دارد و تغییرات نسلی موجب تغییرات در سبک زندگی آنان شده است بر این اساس، مدل دیاگرام مطالعه حاضر بر اساس نظریه بوردیو و اینگلهارت را بدین‌صورت می­توان ترسیم نمود:

میدان

جایگزینی نسلی و افزایش سرمایه

 

ذوق

سنتی← تجدد

توده ← نخبه

 

عملکرد

سبک زندگی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در این تحقیق، ساختار زمینه، درآمد خانوار، سرمایه فرهنگی و سن گرفته شده است و به بررسی تغییرات بین نسلی زنان و دختران در ابعاد سبک زندگی آن‌ها پرداخته می­شود. لازم به ذکر است نمرات بعد مصرف فرهنگی و اوقات فراغت را با توجه به تئوری بوردیو به پنج گروه کاملاً توده، توده، میانمایه، نخبه و کاملاً نخبه و بعد مدیریت بدن و الگوی خرید را با توجه به تئوری نسلی اینگلهارت به پنج دسته خیلی سنتی، سنتی، میانمایه، مدرن و خیلی مدرن تقسیم نموده­ایم.

فرضیه‌ها

فرضیه اول: بین ابعاد سبک زندگی مادران و دختران تفاوت معناداری وجود دارد.

فرضیه دوم: بین سرمایه فرهنگی و ابعاد سبک زندگی رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه سوم: بین درآمد خانوار و ابعاد سبک زندگی رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه چهارم: بین تحصیلات و ابعاد سبک زندگی رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه پنجم: بین سن و ابعاد سبک زندگی رابطه معناداری وجود دارد.

 

تعریف نظری و عملیاتی متغیرهای مستقل و وابسته

- سرمایه فرهنگی (متغیر مستقل)

در نظر بوردیو سرمایه فرهنگی عبارت از شناخت و ادراک فرهنگ و هنرهای متعالی، داشتن ذائقه خوب و شیوه­های عمل متناسب است. با­این­حال لامونت و لاریو معتقدند که خود وی نیز برداشت روشنی از این مفهوم ندارد و بیشتر مایل هستند تا تعریف وی را چنین خلاصه کنند: «نشانه­های فرهنگی نهادینه­شده از قبیل نگرش­ها، ترجیحات، دانش رسمی، رفتارها، اهداف و اعتبارات ارزشمند که برای ایجاد انحصار اجتماعی و فرهنگی استفاده می­شوند.» (فاضلی،36:1384)

سرمایه فرهنگی به سه بعد تجسم­یافته، عینی و نهادی تفکیک شده است. گویه­های سنجش سرمایه فرهنگی نهادینه­شده شامل تحصیلات فرد و والدین او، سرمایه فرهنگی تجسم­یافته شامل مهارت­های فرد و سرمایه فرهنگی عینیت یافته شامل اقلام و امکانات شخص در منزل پدری او است.

- ابعاد سبک زندگی (متغیر وابسته)

  • ·        مصرف فرهنگی

به دو دلیل شاخص­های سبک ­زندگی بیشتر از عرصه مصرف فرهنگی استخراج شده­اند. دلیل اول این است که مصرف فرهنگی غالباً کمتر از بقیه انواع فعالیت­ها مستلزم هزینه است و قدرت انتخاب افراد نیز در این زمینه زیاد است. ثانیاً دیدگاه بوردیو درباره اینکه طبقات بالا خود را با استفاده از فرهنگ متعالی از بقیه طبقات متمایز می­کنند سبب شده است تا بسیاری از پژوهش­گران نظریه وی را دوباره بیازمایند  (فاضلی،127:1382)

سلیقه فرهنگی افراد در سه حوزه موسیقی، کتاب و فیلم سنجیده شده و افراد با توجه به مجموع نمرات کسب‌شده به پنج گروه خیلی توده، توده، میانمایه، نخبه و خیلی نخبه تقسیم شده است.

در مقیاس مصرف موسیقیایی، موسیقی سنتی ایرانی، موسیقی پاپ ایرانی با صبغۀ موسیقی سنتی و موسیقی  کلاسیک غربی، معرف ژانرهای موسیقایی نخبه گرایانه و همچنین موسیقی پاپ ایرانی(کوچه‌بازاری)، موسیقی مردمی و محلی، موسیقی مذهبی، موسیقی پاپ ایرانی با صبغۀ موسیقی پاپ غربی، موسیقی زیرزمینی ایرانی، موسیقی پاپ غربی اعم از جاز، بلوز، راک و سایر موسیقی‌های تند و پرهیجان غربی، معرف ژانرهای موسیقایی عامیانه است.

در مقیاس مصرف سینمایی، فیلم­های مستند، فیلم­های تاریخی ـحماسی، فیلم­های انتقادی ـاجتماعی و فیلم­های علمی-تخیلی معرف ژانرهای سینمایی نخبه­گرایانه است. همچنین فیلم­های جنگی و رزمی، فیلم­های اکشن (پرماجرا) ، فیلم‌های مذهبی، فیلم‌های کمدی و طنز، رمانس‌ها و فیلم‌های عاشقانه، فیلم­های پلیسی و جنایی، معرف فیلم­های عامیانه است.

در مقیاس مصرف ادبی، کتاب­های شعر و ادبیات، سیاسی و فلسفی، علمی، تاریخی و زندگینامه معرف کتاب­های نخبه­گرایانه و نیز کتاب­های داستان­های عشقی، رمان، مذهبی، علوم غریبه و روان­شناسی و تربیتی معرف کتاب­های عامیانه می­باشند.

در این مقیاس‌ها، به دلیل هم‌جهت نبودن گویه­های مربوط به مصرف فرهنگی نخبه­گرایانه و عامیانه با استفاده از دستور کدگذاری مجدد گویه­ها را با یکدیگر هم‌جهت کردیم.

 

  • ·        گذران اوقات فراغت

اوقات فراغت مجموعه­ای از اشتغالات است که افراد آن را پس از آزاد شدن از الزامات شغلی، خانوادگی و اجتماعی به‌منظور استراحت، تفریح، توسعه اطلاعات، آموزش غیرانتفاعی و مشارکت اجتماعی به ­کار می­برند (کفاشی و دیگران،120:1389) و انتخاب فعالیت­های فراغتی در زمان فراغت، نشانه­ای از ارزش­های فرهنگی و قریحه­ی فرد است.

نمره پاسخگویان نیز به پنج گروه کاملاً توده، توده، میانمایه، نخبه و کاملاً نخبه تقسیم شده است.

در این مقیاس گویه مطالعه و یا تألیف می‌کنم، به کنسرت موسیقی می‌روم، از کامپیوتر یا اینترنت استفاده می‌کنم، موسیقی می‌نوازم، به تئاتر می‌روم، در کارهای خیریه شرکت می‌کنم، به کلاس‌های آموزشی و تقویتی می‌روم و از موزه‌ها و گالری‌ها بازدید می­کنم معرف سلیقه‌ی فراغتی نخبه­گرایانه می‌باشند و همچنین تلویزیون نگاه می‌کنم یا به رادیو گوش می‌دهم، موسیقی گوش می‌دهم، به سفرهای سیاحتی می­روم، به کافی شاپ می‌روم، در پارک یا کوچه و خیابان قدم می­زنم، به دیدار خویشاوندان و اقوام می‌روم، در پارتی‌ها و مهمانی‌ها شرکت می­کنم، در هیئت‌های مذهبی شرکت می­کنم، استراحت می­کنم، با دوستانم ملاقات می‌کنم، به سینما می­روم، با ماشین در شهر می­گردم، به زیارت اماکن متبرکه می­روم معرف سلیقه‌ی فراغتی عامیانه است.

در این مقیاس، به دلیل هم‌جهت نبودن گویه­های مربوط به سلیقه فراغتی نخبه­گرایانه و عامیانه با استفاده از دستور کدگذاری مجدد گویه­ها را با یکدیگر هم‌جهت نمودیم.

 

  • مدیریت بدن

مدیریت بدن به معنای نظارت و دست‌کاری مستمر ویژگی­های ظاهری و مرئی بدن است. لازم به ذکر است نمای ظاهری بدن مشتمل بر همه ویژگی­های سطحی پیکر است ازجمله طرز پوشش و آرایش که برای خود و برای افراد دیگر قابل‌رؤیت است و به‌طورمعمول آن‌ها را به‌عنوان نشانه­هایی برای تفسیر کنش­ها به کار می­گیرند (گیدنز،144:1387).

این مفهوم به کمک معرف­های کنترل وزن (از طریق ورزش، رژیم غذایی و دارو)، دست‌کاری پزشکی (جراحی بینی و پلاستیک) و میزان اهمیت دادن به مراقبت­های بهداشتی و آرایشی (استحمام روزانه، آرایش مو، آرایش یا اصلاح صورت، استفاده از عطر، ادوکلن و دئودورانت زیر بغل، آرایش ناخن و لنز رنگی برای خانم­ها) و نوع پوشش (لباس­های بدن‌نما) به یک شاخص اساسی تبدیل شده است (ارمکی و چاوشیان،64:1382) و نمره افراد به پنج گروه خیلی سنتی، سنتی، میانمایه، مدرن و خیلی مدرن تقسیم شده است.

در این مقیاس، به دلیل هم‌جهت نبودن گویه­های مربوط به مدیریت بدن سنتی و مدرن با استفاده از دستور کدگذاری مجدد گویه­ها را با یکدیگر هم­جهت نمودیم.

 

  • الگوی خرید لباس

برای سنجش و اندازه­گیری متغیر الگوی خرید لباس و عملیاتی کردن آن از ملاک­های انتخاب لباس و مکان انتخاب لباس استفاده شده و افراد در پنج گروه کاملاً سنتی، سنتی، میانمایه، مدرن و کاملاً مدرن قرار گرفتند.

در این مقیاس، گویه­های مد، قیمت بالا، خارجی بودن و مارک­دار بودن و جذابیت و تک بودن معرف سبک مدرن در خرید و گویه­های عرف جامعه، راحتی و سلامت و دوام و کیفیت معرف سبک سنتی در خرید بوده است.

در این مقیاس نیز به دلیل هم‌جهت نبودن گویه­های مربوط به الگوی خرید سنتی و مدرن با استفاده از دستور کدگذاری مجدد گویه­ها را با یکدیگر هم­جهت کردیم.

 

روش‌شناسی

روش پژوهش، پیمایش و ابزار مورداستفاده برای گردآوری داده­ها، پرسشنامه است. پرسشنامه مذکور حاوی اطلاعات مربوط به متغیرهای زمینه­ای و اطلاعات مرتبط با شاخص­های تعریف‌شده برای متغیرهای موردتوجه در فرضیه‌هاست.

برای اعتبار پرسشنامه، علاوه بر سعی در انجام دقیق پیشینه تحقیق و مشاوره با اساتید درزمینه منطبق بودن محتوای سؤالات با ویژگی‌های مورد انتظار، پس از تکمیل پرسشنامه، پیمایشی مقدماتی انجام‌شده برخی گویه­های نامناسب حذف و برخی گویه­های مناسب به سؤالات افزوده شد و سؤالات نهایی انتخاب و پرسشنامه تنظیم گردید. بدین ترتیب از اعتبار صوری پرسشنامه تا حد زیادی اطمینان حاصل گردید. همچنین پس از تکمیل پرسشنامه در یک نمونه کوچک (30 نفر)، اقدام به احتساب ضریب آلفای کرونباخ مقیاس­های پرسشنامه گردید که ضرایب نشان­دهنده پایایی ابزار گردآوری و همسازی و پایداری درونی نسبتاً بالای سازه­ها داشت.

جامعه آماری این تحقیق، زنان متأهل و دختران مجرد 15 سال  به بالای آن‌ها در  شهر یزد می­­باشند که طبق آمار سال 1385 تعداد زنان 75-15 سال در شهر یزد تقریباً 164464 نفر بوده است که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران باید تقریباً 384 نفر باشد. بدین‌صورت با استفاده از نمونه­گیری دومرحله­ای از 200 مادر که دارای دختر مجرد بالای 15 سال بودند خواسته شد که خودشان و دخترشان پرسشنامه را تکمیل نمایند.به این صورت که در مرحله اول بلوک­های شهری به‌عنوان خوشه انتخاب و از بین خوشه­ها با روش نمونه­گیری خوشه­ای تعدادی از خوشه­ها به روش تصادفی انتخاب شدند و در مرحله دوم در داخل بلوک‌ها به روش سیستماتیک نمونه­ها را انتخاب کردیم بدین‌صورت که از بین اعداد یک تا نه به‌تصادف یکی را برگزیدیم. عدد واسط را یازده گرفته و هر یازده خانه در صورت داشتن دختر مجرد پرسشنامه را تکمیل کردیم.

یافته‌های پژوهش

الف) یافته‌های توصیفی:

بر اساس یافته­های پژوهش، اکثر دختران نمونه در بازه سنی 24-15 و اکثر مادران در بازه سنی 49-40 سال هستند، اکثراً متولد شهرند، در منزل شخصی زندگی می­کنند و دارای درآمد بین 500 هزار تا یک‌میلیون تومان می­باشند. سرمایه فرهنگی عینیت یافته، تجسم‌یافته و نهادینه‌شده در دختران بیشتر از مادران است. اغلب دختران دارای مدرک تحصیلی لیسانس و اغلب مادران دارای مدرک تحصیلی دیپلم هستند.

ü      وضعیت سرمایه فرهنگی پاسخگویان

وضعیت سرمایه فرهنگی کل پاسخگویان در جدول شماره 1 آمده است که نشان می­دهد اکثریت دختران (5/78 درصد) دارای سرمایه فرهنگی متوسط و اکثریت مادران (3/71 درصد) دارای سرمایه فرهنگی پائینی دارند. درنهایت میزان سرمایه فرهنگی کل در مادران کمتر از دختران است .

 

ü      وضعیت ابعاد سبک زندگی

توزیع  پاسخگویان برحسب سلیقه موسیقیایی آنان نشان می­دهد در میان دختران، بیشترین علاقه به موسیقی پاپ ایرانی با صبغه پاپ غربی (76 درصد) و کمترین علاقه به موسیقی مذهبی-آیینی (23 درصد) است درحالی‌که در میان مادران، بیشترین علاقه به موسیقی مذهبی-آیینی (7/42 درصد) و کمترین علاقه به موسیقی کلاسیک غربی (1/5 درصد) است.

در مورد سلیقه ادبی بیشترین علاقه دختران به مطالعه کتاب­های رمان (5/64 درصد) و کمترین علاقه به کتاب­های سیاسی و فلسفی و مذهبی(5/7 درصد) اما در مادران، بیشترین علاقه به مطالعه کتاب­های مذهبی(9/45 درصد) و کمترین علاقه به کتاب­های سیاسی و فلسفی (6/8 درصد) است.

همچنین بیشترین تفاوت سلیقه سینمایی آن‌ها نیز در میزان علاقه به فیلم­های مذهبی و خانوادگی می­باشد که مادران بیش از دختران به این نوع فیلم­ها علاقه دارند.

همان‌گونه که مشاهده می­گردد مقایسه سلیقه مادران و دختران در مصرف فرهنگی خود نشان از ضعف سلیقه مذهبی دختران نسبت به مادران دارد.

در مورد نحوه گذران اوقات فراغت داده‌ها بیانگر آن است که بیشترین تفاوت در نحوه گذران اوقات فراغت مربوط به گوش دادن موسیقی و سپس استفاده از کامپیوتر و اینترنت است که دختران بسیار بیش از مادران در اوقات فراغت خود به آن‌ها می­پردازند.

درزمینه کنترل وزن نیز یافته­های تحقیق نشان می­دهد بیشترین تفاوت در میزان استفاده از رقص و حرکات ایروبیک جهت کنترل وزن است و دختران بیش از مادران برای کنترل وزن خود به آن می­پردازند.

توزیع پاسخگویان برحسب روش­های بهداشتی، آرایشی و زیبایی نیز نشان­دهنده آن است که میزان توجه و اهمیت دختران به روش­های بهداشتی و آرایشی و زیبایی بیش از مادران می­باشد.

درزمینه نوع پوشش می­توان گفت پوشیدن شلوارهای جین در دختران بیشترین رواج و مانتوهای بلند و گشاد کمترین رواج را دارد درحالی‌که مادران، از چادر بیشترین استفاده و از مانتوهای مانکنی کمترین استفاده را می­کنند.

در رابطه با الگوی خرید لباس، توزیع پاسخگویان برحسب مکان­های خرید بیانگر آن است که دختران اکثر اوقات از پاساژها و مغازه­های بزرگ و مادران از بازار خرید می­کنند.

همچنین توزیع پاسخگویان برحسب معیارهای خرید نیز نشان می­دهد که بیشترین تفاوت در میزان اهمیت آن‌ها به معیار جذابیت و تک بودن و سپس مد است که در دختران بیشتر موردتوجه قرار دارد.

ü      وضعیت مصرف فرهنگی پاسخگویان

مقایسه داده‌های به دست آمده از مصرف فرهنگی دختران و مادران نشان می­دهد 26 درصد دختران و 3/5 درصد مادران در مصرف فرهنگی خود به سبک توده نزدیک‌تر هستند. 3/71 درصد دختران و 5/89 درصد مادران دارای مصرف فرهنگی به‌صورت تلفیقی از سبک توده و نخبه هستند و 8/2 درصد دختران و 3/5 درصد مادران نیز در مصرف فرهنگی خود به سبک گروه نخبه‌ها تمایل دارند.

مقایسه داده­ها نشان می­دهد در هر دو گروه بیشترین درصد فراوانی، مربوط به افرادی است که مصرف فرهنگی آن‌ها تلفیقی از سبک نخبه و توده می­باشند، اما درصد گرایش دختران به مصرف فرهنگی توده بیشتر است زیرا به دلیل مقتضیات سنی­شان، بیشتر به موسیقی­های پاپ ایرانی با صبغه پاپ غربی، موسیقی­های زیرزمینی، به رمان و داستان­های عشقی، فیلم­های کمدی و طنز، رمانس‌ها و عاشقانه­ها علاقه دارند که در گروه توده قرار گرفته­اند.

ü      وضعیت اوقات فراغت پاسخگویان

یافته‌ها نشان می­دهد که 4/26 درصد دختران و 7/38 درصد مادران اوقات فراغت خود را به سبک گروه توده جامعه می­گذرانند. 3/70 درصد دختران و 3/61 درصد مادران در حد میانمایه و 3/3 درصد دختران و 3/61 درصد مادران در گذراندن اوقات فراغت خود به سمت گروه نخبه جامعه متمایل هستند.

نگاه اجمالی به یافته­های جدول فوق بیانگر آن است که اکثریت کاربران اوقات فراغت خود را به سبکی تلفیقی از توده و نخبه می­گذرانند و بیشتر تمایل به سبک توده جامعه دارند.

 

ü      وضعیت مدیریت بدن پاسخگویان

توزیع پاسخگویان برحسب میزان توجه به مدیریت بدن نشان می­دهد بیشتر دختران (8/50 درصد) در مدیریت بدن خود به‌صورت تلفیقی از سنتی و مدرن عمل می­کنند درحالی‌که اکثر مادران (2/49 درصد) به‌صورت سنتی عمل می­کنند.

 

ü      وضعیت الگوی خرید لباس

 

دادها نشان می­دهد که الگوی خرید لباس 2/20 درصد دختران و 8/59 درصد مادران به سبک سنتی جامعه نزدیک ­است. 3/54 درصد دختران و 9/34 درصد مادران در حد میانمایه و 1/3 درصد دختران و 3/5 درصد مادران به سمت گروه مدرن جامعه متمایل هستند..

با مقایسه یافته‌ها مشاهده می­شود الگوی خرید لباس اکثر دختران (3/54 درصد) شامل تلفیقی از سبک سنتی و مدرن است که بیشتر گرایش آن‌ها به سبک مدرن است. اما بیشتر مادران (3/51 درصد) دارای الگوی خرید سنتی هستند.

 

ب) نتایج استنباطی:

ü      مقایسه ابعاد سبک زندگی

جدول1-آزمون t مستقل جهت سنجش تفاوت مصرف فرهنگی در دختران و مادران

شاخص

میانگین

(بین 100- 0)

مقدار تی

sig

دختران

مادران

مصرف فرهنگی

6/45

2/51

1/7

00/0

اوقات فراغت

1/45

5/42

5/3

00/0

مدیریت بدن

2/51

1/32

9/12

00/0

الگوی خرید لباس

9/52

1/39

1/10

00/0

نتیجه آزمون تی مستقل در جدول شماره 1 نشان می­دهد که تفاوت معنی‌داری در سطح 05/0 بین میانگین ابعاد سبک زندگی در بین مادران و دختران وجود دارد.

 

ü      رابطه سرمایه فرهنگی و ابعاد سبک زندگی

جدول2-آزمون همبستگی پیرسون بین ابعاد سبک زندگی و سرمایه فرهنگی

ابعاد سبک زندگی

سرمایه فرهنگی

دختران

مادران

r

Sig

r

sig

مصرف فرهنگی

224/0

004/0

000/0

997/0

اوقات فراغت

047/0

540/0

115/0-

142/0

مدیریت بدن

191/0

011/0

488/0

000/0

الگوی خرید لباس

182/0

016/0

422/0

000/0

نتیجه آزمون پیرسون در جدول فوق نشان می­دهد که همبستگی مثبت و معناداری بین سرمایه فرهنگی و ابعاد مصرف فرهنگی، مدیریت بدن و الگوی خرید لباس در دختران و ابعاد مدیریت بدن و الگوی خرید لباس مادران وجود دارد.

 

ü      رابطه درآمد خانوار و ابعاد سبک زندگی

فرضیه سوم: میزان درآمد خانوار با ابعاد سبک زندگی رابطه دارد.

آزمون همبستگی اسپیرمن در جدول زیر نشان می­دهد که همبستگی مثبت و معنی‌داری بین درآمد خانوار و مدیریت بدن، الگوی خرید و سبک زندگی دختران وجود دارد. در مورد مادران نیز در شاخص مراقبت­های بهداشتی و آرایشی و زیبایی در بعد مدیریت بدن و مکان­های خرید در بعد الگوی خرید لباس  با درآمد همبستگی مثبت و معنی‌داری مشاهده شد.

جدول3- آزمون همبستگی اسپیرمن بین درآمد خانوار و ابعاد سبک زندگی

شاخص

درآمد خانوار

دختران

مادران

r

Sig

r

sig

مصرف فرهنگی

088/0

2/0

099/0

2/0

گذران اوقات فراغت

097/0-

1/0

083/0-

2/0

مدیریت بدن

178/0

014/0

170/0

024/0

الگوی خرید لباس

236/0

001/0

189/0

01/0

 

ü      رابطه تحصیلات و ابعاد سبک زندگی

فرضیه چهارم: بین تحصیلات با ابعاد سبک زندگی رابطه معناداری وجود دارد.

جدول4- آزمون همبستگی اسپیرمن بین تحصیلات پاسخگو و ابعاد سبک زندگی

شاخص

تحصیلات پاسخگو

دختران

مادران

r

Sig

r

sig

مصرف فرهنگی

415/0

00/0

022/0-

7/0

گذران اوقات فراغت

146/0-

051/0

101/0

1/0

مدیریت بدن

082/0

2/0

317/0

00/0

الگوی خرید لباس

119/0-

1/0

247/0

001/0

جدول فوق میزان همبستگی تحصیلات پاسخگویان را با ابعاد سبک زندگی نشان می­دهد. نتایج نشان‌دهنده آن است که بین تحصیلات و مصرف فرهنگی دختران و ابعاد مدیریت بدن و الگوی خرید لباس مادران رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.

 

üرابطه سن و ابعاد سبک زندگی

فرضیه پنجم: بین سن با ابعاد سبک زندگی رابطه معناداری وجود دارد.

جدول5-آزمون همبستگی پیرسون بین سن و ابعاد سبک زندگی

شاخص

سن

دختران

مادران

r

sig

r

sig

مصرف فرهنگی

411/0

00/0

266/0

00/0

 

گذران اوقات فراغت

130/0-

08/0

018/0

8/0

 

مدیریت بدن

014/0

8/0

366/0-

00/0

 

الگوی خرید لباس

118/0-

1/0

355/0-

00/0

 

نتایج آزمون همبستگی پیرسون بین سن و ابعاد سبک زندگی در جدول شماره 5 ارائه شده است. نتایج در مورد دختران نشان می­دهد که بین سن دختران و مصرف فرهنگی همبستگی مثبت و معنی‌داری وجود دارد. در مورد مادران بین سن و نوع مصرف فرهنگی همبستگی مثبت و معنی‌دار و با مدیریت بدن و الگوی خرید همبستگی منفی وجود دارد.

üتبیین ابعاد سبک زندگی در مدل رگرسیون بر اساس متغیرهای مستقل

 به‌منظور تبیین هر یک از ابعاد سبک زندگی بر اساس متغیرهای مستقل از رگرسیون چند متغیره به روش گام‌به‌گام[22] استفاده شد. 3 متغیر (شامل سن، درآمد، سرمایه فرهنگی) به معادله رگرسیونی وارد شد که نتایج در جداول زیر نشان داده شده است.

جدول6- نتایج رگرسیون چند متغیره جهت تبیین واریانس متغیرهای مستقل

 

طبق جدول شماره 6 نتایج نشان می­دهد در بعد مصرف فرهنگی دختران دو متغیر سن و سرمایه فرهنگی با ضریب همبستگی 472/0R= و ضریب تعیین 223/0 در مدل باقی ماندند که این ضرایب بیانگر آن است که حدود 22 درصد از واریانس مصرف فرهنگی در معادله رگرسیونی توسط این متغیرها تبیین می­شود و در مورد مادران تنها متغیر سن با ضریب همبستگی  268/0R= و ضریب تعیین 072/0 توانسته2/7 درصد از تغییرات این بعد را تبیین نماید.

در بعد مدیریت بدن دختران تنها سرمایه فرهنگی با ضریب همبستگی 192/0R= و ضریب تعیین 037/0 توانسته 7/3 درصد از کل تغییرات را تبیین کند و در مورد مادران به ترتیب دو متغیر سرمایه فرهنگی و سن با ضریب همبستگی 552/0R= و ضریب تعیین 305/0 در مدل باقی ماندند که 5/30 تغییرات این بعد را تبیین می‌کنند. لازم به ذکر است تأثیر سن تأثیری کاهنده است.

در بعد الگوی خرید لباس دختران تنها متغیر درآمد در مدل باقی‌مانده که با ضریب همبستگی241/0R= و ضریب تعیین 058/0 توانسته 8/5 تغییرات را تبیین کند در مورد مادران نیز به ترتیب دو متغیر سرمایه فرهنگی و سن در مدل باقی ماندند که ضریب همبستگی آن‌ها با الگوی خرید لباس برابر با 489/0=R و ضریب تعیین برابر با 239/0 به‌دست‌آمده و این ضرایب بیانگر آن است که حدود 9/23 درصد از واریانس این بعد در معادله رگرسیونی توسط این متغیرها تبیین می‌شود. لازم به ذکر است سن بر روی این بعد تأثیر کاهنده دارند.

نتیجه‌گیری

جامعه ایران در سال­های گذشته، هم­گام با دگرگونی­های ساختی و فنی و پیوند گسترده با جامعه جهانی، و هم­چنین آشنایی با سامانه ارزش­های نوین در گسترده جهانی، با دگرگونی­های مهمی رو­به­رو بوده است (موحد و عباسی­شوازی،68:1385).

تحقیق حاضر کوشش تجربی- نظری، مبنی بر مقایسه ابعاد سبک زندگی بین دو نسل مادران و دختران و رابطه بعضی عوامل با آن‌ها بود. برای انجام این بررسی، مطالعات نظری انجام شد و با تکیه‌بر آراء و نظریه­های بوردیو و اینگلهارت کوشش شد به آزمون فرضیات تحقیق پرداخته شود. جامعه آماری شامل زنان متأهل و دختران مجرد 15 سال  به بالای آن‌ها در  شهر یزد بودند.

با توجه به این‌که این تحقیق بر پایه تئوری­های پی­یر بوردیو و اینگلهارت استوار است، بعد مصرف فرهنگی و اوقات فراغت را با توجه به تئوری بوردیو به پنج گروه کاملاً ­توده، توده، میانمایه، نخبه و کاملاً ­نخبه و بعد مدیریت بدن و الگوی خرید را با توجه به تئوری نسلی اینگلهارت به پنج دسته کاملاً ­سنتی، سنتی، میانمایه، مدرن و کاملاً مدرن تقسیم نموده­ایم که نتایج زیر به دست آمد:

مقایسه نمرات مصرف فرهنگی مادران و دختران بیانگر آن است که در هر دو گروه بیشترین درصد فراوانی، مربوط به افرادی است که مصرف فرهنگی آن‌ها تلفیقی از سبک نخبه و توده می­باشند (5/89 درصد مادران و 3/71 درصد دختران)، اما درصد گرایش دختران به مصرف فرهنگی توده (26 درصد) بیشتر است.

توزیع پاسخگویان برحسب اوقات فراغت نیز بیانگر آن است که اکثریت کاربران اوقات فراغت خود را به سبکی تلفیقی از توده و نخبه می­گذرانند(3/61 درصد مادران و 3/70 درصد دختران) و بیشتر تمایل به سبک توده جامعه دارند.

اکثریت دختران (8/50 درصد) در مدیریت بدن خود به‌صورت تلفیقی از سنتی و مدرن عمل می­کنند درحالی‌که اکثر مادران (2/49 درصد) به‌صورت سنتی عمل می­کنند.

همچنین توزیع پاسخگویان نشان می­دهد الگوی خرید اکثر دختران (3/54 درصد) شامل تلفیقی از سبک سنتی و مدرن است که بیشتر گرایش آن‌ها به سبک مدرن است اما بیشتر مادران (8/59 درصد) دارای الگوی خرید سنتی هستند.

از دیگر نتایج این تحقیق آن است که همبستگی مثبت و معنی­داری بین درآمد با مدیریت بدن و الگوی خرید لباس  مادران و دختران وجود دارد که شاید تا حدودی تأییدکننده دیدگاه بوردیو (1984) در خصوص منش و عادت‌های متمایز در بین طبقات مختلف در خصوص مصارف مختلف است.

نتایج به‌دست‌آمده بیانگر آن است که بین درآمد خانوار و مصرف محصولات فرهنگی همبستگی وجود ندارد که این منطبق است بر نظریه مصرف التقاطی فرهنگی پیترسون که معتقد است در دنیای جدید دیگر نمی­توان مصرف کالاهای متعالی فرهنگی را مختص طبقات بالای اجتماعی دانست و بالعکس.

از دیگر نتایج به‌دست‌آمده آن است که همبستگی مثبت و معنی­داری بین سرمایه فرهنگی کل با مصرف فرهنگی، مدیریت بدن و الگوی خرید لباس دختران و مدیریت بدن و الگوی خرید لباس مادران وجود دارد.

به نظر بوردیو(1984) سبک­های زندگی محصول منظم سرمایه ­فرهنگی هستند که تحقیق ما نیز این رابطه را در بعضی ابعاد سبک زندگی نشان می­دهد.

دیگر یافته­های این تحقیق نشان­دهنده آن است که بین مصرف فرهنگی و تحصیلات دختران همبستگی مثبت و معنادار وجود دارد و مصرف فرهنگی در گروه تحصیلی فوق‌لیسانس و دکتری به سمت نخبه تمایل دارد. همچنین بین معیارهای خرید و تحصیلات آنان همبستگی منفی و معناداری وجود دارد. اما در مادران بین تحصیلات و مدیریت بدن و نیز الگوی خرید آنان همبستگی مثبت و معنی‌داری مشاهده شد که مدیریت بدن و الگوی خرید آنان در گروه تحصیلی فوق‌لیسانس و دکتری به مدرن­تر شدن گرایش دارد.

پاول دی­مگیو[23] با مایکل اوسیم[24] نیز در 1978 در پژوهش خود قاطعانه اعلام می­دارند که تحصیلات، مهم­ترین عامل در ارتقای مصرف فرهنگی است، زیرا تحصیلات به «عمق ادراک» و «میزان شناخت» می­افزاید و ارتقای قوه شناخت موجب رشد توانایی­های زیباشناختی در افراد می­شود که به‌تبع آن محصولات فرهنگی متعالی­تری را استفاده خواهند نمود (خادمیان،144:1387). و ازاین‌جهت تحصیلات تأثیر مهم و کتمان ناپذیری بر سبک­ زندگی فرهنگی فرد خواهد داشت که در اینجا نیز تحصیلات با مصرف فرهنگی دختران همبستگی مثبت و معناداری دارد و مصرف فرهنگی دختران با سطح تحصیلات بالاتر به سمت نخبه­تر شدن گرایش می­یابد.

همچنین نتایج آزمون همبستگی پیرسون بین سن و ابعاد سبک زندگی در مورد دختران نشان می­دهد که بین سن دختران و مصرف فرهنگی همبستگی مثبت و معنی­داری و با معیارهای خرید آن‌ها همبستگی منفی وجود دارد. به‌طوری‌که با افزایش سن نوع مصرف فرهنگی در حوزه موسیقی و فیلم و ادبی به سبک گروه نخبه نزدیک می­شود و در معیارهای خرید هم با افزایش سن، معیارهای عرف و راحتی و دوام و کیفیت در خرید اهمیت می­یابد. در مورد مادران نیز همبستگی معنی­داری بین تمامی ابعاد به‌جز گذران اوقات فراغت با سن مشاهده شد که سن با مصرف فرهنگی همبستگی مثبت و با مدیریت بدن و الگوی خرید همبستگی منفی دارد.

همان‌گونه که نتایج این تحقیق نشان می­دهد همانند بسیاری از تحقیقات موجود، بین ابعاد سبک زندگی دو نسل مادران و دختران تفاوت معناداری وجود دارد همان‌گونه که اینگلهارت در کتاب ارزشمند «تحول فرهنگی در جوامع پیشرفته صنعتی» به این نتیجه می­رسد که نگرش گروه­های سنی جوان­تر با نگرش­های گروه­های سنی بزرگ­تر تفاوت دارد. زیرا با تغییر شرایط محیط اقتصادی-اجتماعی اولویت­های ارزشی نسل جوان متفاوت با نگرش­های نسل پیش از خود خواهد بود. همچنین همان‌گونه که بوردیو نیز معتقد است تمایز دوران مدرنیته منجر به شکل­گیری میدان­های گوناگونی شده و عمل کنشگر در هر میدان، بنا به جایگاه فرد در میدان، سرمایه، تجربیات شخصی در جریان جامعه­­پذیری، دوره زمانی و قدرت میدان در آن دوره شکل می­گیرد. اگرچه در اکثر مواقع، برای توضیح ذوق کنشگر، ویژگی­های میدان تعیین­کننده هستند اما درصورتی‌که ویژگی­های میدان تغییر نکرده باشد باید برای درک دگرگونی فرد به ذوق وی رجوع کرد.

درهرحال با یک مقایسه اجمالی بین مادران و دختران می­توان گفت باوجوداینکه در هر دو گروه درصد افرادی که با هر دو سبک زندگی می­کنند، قابل‌توجه می­باشند، اما درصد گرایش مادران به سبک زندگی سنتی و درصد گرایش دختران به سبک زندگی مدرن بیشتر است و علیرغم وجود موارد تضاد یا اختلاف میان دختران و مادران در بسیاری از ابعاد سبک زندگی، هماهنگی­هایی نیز میان این دو نسل دیده می­شود.

پیشنهاد‌ها

تفاوت نسلی مسئله ای است که همیشه وجود داشته وتا حدودی غیر قابل اجتناب است اما درسالهای اخیر به جهت اینکه این تفاوت ها از حدومرز معمولی فراتر رفته جنبه آسیبی به خود گرفته است.که این مسئله میتواند سبب عدم درک فرزندان از سوی والدین وبروز تعارضها واختلافات خانوادگی گرددلذا شناخت دقیق ابعاد مختلف این تفاوت ومیزان آن وعلل واسباب این پدیده مارا در برنامه ریزیها وسیاستگذاری های آموزشی، فرهنگی، تربیتی و......... یاری رساند:

1-پیشنهاد میگردد تا پژوهشهای بیشتری با این عنوان در شهرهای دیگر صورت گیرد تا با مقایسه نتایج به شناخت کاملی درخصوص ابعاد مختلف این مسئله ومیزان وعلل آن در سطح ملی دست یابیم.

2-همچنین لازم است این تحقیقات از طریق روشهای کیفی ویا کمی –کیفی به صورت ترکیبی انجام گیرد تا عمق پدیده وعلل وشرایط واقعی آن مورد بررسی وشناخت قرار گیرد.

3-برنامه ریزان آموزشی، فرهنگی و تربیتی در آموزش وپرورش، دانشگاهها و وسایل ارتباط جمعی همچنین نهاد های دینی ومذهبی مسئله تفاوت نسلی وپیامدهای آن را مورد توجه قرار داده وسعی نمایندبا آموزشهای کاربردی وبکارگیری محتوای آموزشی مناسب  سعی در کاهش این تفاوتها نمایند.

4-اطلاع رسانی واگاهی بخشی به والدین وفرزندان از وجود این تفاوتهای غیر قابل اجتناب مخصوصا در دنیای امروزی میتواند به هضم بهتر این مسئله وبرخورد مناسب با آن وتلاش برای نزدیکی به یکدیگر منجر شود رسانه ها ونهادهای فرهنگی وآموزشی میتواند دراین زمینه نقش مهمی ایفا نمایند.



[1]- Oswell           

1-Joseph Rowntree Foundation

1-Pierre Bourdieu

2-Anthony Giddens

3-Mike Feathrston

1-Shuker

1-Rudd

2-Lennon

3-Turner

4-Distinction

1-Baudrillard

1-Mannheim

2-Shuman

3-Scott

4-Generation Style

5-Rempel

6-Formative Years

1-Collective Character

2-Dassbach

[20] Featherstone

2-Ferrari

1-stepwise

[23] Dimaggio

[24] Ussim

- ابراهیمی، قربانعلی، شارع­پور، محمود و عباس بهنوئی­گدنه. (1386). "بررسی رابطه بین سبک زندگی و هویت اجتماعی در بین جوانان (مطالعه موردی شهر بابلسر)"، پایان­نامه ارشد جامعه شناسی دانشکده علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه مازندران.
-اینگلهارت، رونالد. (1382). "تحولات فرهنگی در جوامع صنعتی"، ترجمه مریم وتر، تهران: نشر کویر.
- آزاد ارمکی، تقی و حسن چاوشیان. (1382). "مدیریت بدن به مثابه رسانه هویت"، مجله انجمن جامعه شناسی، صص 74-57.
- حاجیانی، ابراهیم. (1386). سبک زندگی و مطالعات راهبردی، الگوهای سبک زندگی ایرانیان، تهران: پژوهشکده تحقیقات استراتژیک.
-خادمیان، طلیعه(1387). " سبک زندگی و مصرف فرهنگی؛ مطالعه ای در حوزه جامعه شناسی فرهنگی و دیباچه ای بر سبک زندگی فرهنگی ایرانیان"، چاپ اول، تهران: نشر جهان کتاب.
-خواجه نوری، بیژن، روحانی، علی و سمیه هاشمی. (1390). "رابطه سبک زندگی و تصور بدن: مطالعه موردی زنان شهر شیراز"، فصلنامه تحقیقات فرهنگی، دوره چهارم، شماره 1، صص 103-79.
- ذکائی، محمدسعید. (1386)."جوانان،بدن و فرهنگ تناسب"، فصلنامه تحقیقات فرهنگی، سال اول، شماره 1، صص 141-117.
- ذکائی، محمدسعید و زهرا پورغلام آرانی.
 
(1384)."خرده فرهنگ یا مصرف فرهنگی: پژوهشی در بین دختران دانش­آموز شهر تهران"، مطالعات فرهنگی و ارتباطات، شماره 4، پائیز و زمستان، صص 25-2.
-ربانی،رسول و یاسر رستگار. (1387)."جوان، سبک زندگی و فرهنگ مصرفی"، ماهنامه مهندسی فرهنگی، سال سوم، شماره 23 و 24، صص 53-45.
-زارع، بیژن و ابوالفضل اصل روستا. (1384). "بررسی ارزش­های اجتماعی دو نسل والدین و فرزندان درباره معیارهای انتخاب همسر در شهر هشتگرد"، پایان­نامه کارشناسی ارشد جامعه شناسی، تهران: دانشگاه تربیت معلم.
- شالچی، وحید. (1386). "سبک زندگی جوانان کافی­شاپ"، فصلنامه تحقیقات فرهنگی، سال اول، شماره1، صص 115-93.
- شوکر، روی. (1994). "نسل من مخاطبان، شیفتگان، خرده فرهنگ­ها"، ترجمه مراد فرهادپور و شهریار وقفی­پور، مجلات ارغنون، شماره 20، صص 196-176.
- عابدی اردکانی، محمد. (1390). "رابطه عزت نفس و میزان گرایش جوانان به سبک زندگی غربی (مطالعه موردی جوانان یزدی)"، فصلنامه سیاست، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دوره 41، شماره 2، تابستان، صص 252-233.
- عسکری ندوشن، عباس، عباسی شوازی، محمدجلال و رسول صادقی. (1388). "مادران، دختران و ازدواج (تفاوت های نسلی در ایده ها و نگرش های ازدواج در شهر یزد"، مطالعات راهبردی زنان (کتاب زنان)، دوره یازدهم، شماره44 (مسائل دختران)، صص 36-7.
- فاضل، امین­الله، حق­شناس، حسن و زهرا کشاورز. (1390). "قدرت پیش­بینی ویژگی­های شخصیتی و سبک زندگی بر رضایت­مندی زوجی زنان پرستار شهر شیراز"، فصلنامه علمی-پژوهشی جامعه­شناسی زنان، سال دوم، شماره3، 161-139.
-فاضلی،محمد(1382)."مصرف و سبک زندگی"،نشر صبح صادق.
- فاضلی، محمد. (1384). "جامعه شناسی مصرف موسیقی"، فصلنامه انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، ش 4، صص 53-27.
- کفاشی، مجید، پهلوان، منوچهر و کاظم عباس­نژاد عربی. (1389). "بررسی تأثیر سبک زندگی بر هویت اجتماعی (مطالعه موردی جوانان 29-15 ساله شهر بابل)"، فصلنامه پژوهش اجتماعی، سال سوم، شماره 9، زمستان، صص 139-118.
- گیبینز، جان آر و بوریمر(1381). "سیاست پست مدرنیته"، ترجمه منصور انصاری، تهران:گام نو.
-گیدنز، آنتونی. (1387). "تجدد و تشخص: جامعه و هویت شخصی در عصر جدید"، مترجم ناصر موفقیان، تهران: نشرنی.
-محمدی، سیده عقیله. (1386). "رابطه سبک زندگی و نگرش هویت جنسیتی در بین دو نسل مادران و دختران"، پژوهشنامه رسانه: ویژه سبک زندگی، پژوهشکده تحقیقات استراتژیک، شماره 11، صص 297-257.
- موحد، مجید و محمدتقی عباسی شوازی. (1385). "بررسی رابطه جامعه­پذیری و نگرش دختران به ارزش­های سنتی و مدرن در زمینه روابط بین شخصی دو جنس پیش از ازدواج"، مطالعات زنان، سال 4، شماره 1، بهار، صص 67- 99.
 
- Bourdieu, Pierre .(1984). "Distinction: A Social Cririque of the Judgment of Taste", Translated by Richard Nice, London:Rutledge.
-Dassbach,Charl, H. A. (1995). "Long Waves and Historical Ceneration: A World System approach", Michigan Technological university, Dep. Of. Social sciences.
-Featherstone, Mike (1991)." Consumer Culture and Postmodernism", London: sage.
-Joseph Rowntree Foundation (2005). "Girls and Exclusion from School", By New Policy Institute and the Centre for Citizenship Studies in Education University of Leicester.
- Mannheim, Karl. (1928)."The Problem of Generation", In Mannheim 1952, pp.276-322.
-Rempel, F. Warren. (1965). "The Role of Value in Karl Mannheim Sociology", 46(2): 299-304.
- Rudd, Nancy A. & Lennon, Sharron J. (2000). "Body Image and Appearance Management Behaviors in College Women", Clothing and Textiles Research Journal, 18: 152,162.
- Turner. B, T.Lmunds,J .(2002). "The Distaste of Tastes Bourdieu, Cultural Capital and the Australian Post Wavelite", Journal of Consumer Cultural. Vol(2):219-340.
 
-Scott, Jacqueline, Shuman, Howard. (1995). "Generation and Collective Memories", American Sociological Review, vol.54.