بررسی عوامل مرتبط با احساس امنیت اجتماعی زنان (مورد مطالعه: زنان ساکن مجتمع‌های مسکونی مهرشهر ایلام)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

مسعود الماسی مربی گروه علوم اجتماعی دانشگاه پیام‌نور

چکیده

افزایش روند مهاجرت­ به شهر ایلام و توسعه فیزیکی این شهر، ساختار جوان جمعیت و رسیدن به سن ازدواج و نیاز به مسکن، و نیز عدم وجود زمین کافی برای ساخت مسکن خانوارهای جدید، توجه به احداث مجتمع­های مسکونی را در این شهر حائز اهمیت نموده است. با این وجود ایجاد چنین طرح­های انبوه و عظیمی، همراه با نوع معماری و فشرده بودن فضای آنها، پیامدها و مشکلات دیگری را با خود به همراه دارد که از مهمترین آنها، عدم احساس امنیت در بین ساکنین این مجتمع­ها می‌باشد. این مساله ذهن بسیاری از اندیشمندان، آسیب­شناسان اجتماعی و نهادهای ذیربط را به خود مشغول نموده است. در این راستا این مقاله، به شیوه پیمایشی و با توزیع پرسش نامه در بین 274 نفر، به بررسی احساس امنیت اجتماعی زنان ساکن مجتمع­های مسکونی مهر شهر ایلام و عوامل مرتبط با آن پرداخته است. بررسی فرضیه­ها بیانگر آن است که متغیرهای میزان رضایت از عملکرد ناجا، کنترل اجتماعی، سرمایه اجتماعی و جهت­گیری مذهبی با احساس امنیت اجتماعی، همبستگی مستقیم، متوسط، و در سطح 99 درصد معنی­داری دارد. همچنین رابطه معنی­داری بین متغیر راهبرد کنارآمدن با محیط و متغیر وابسته مشاهده نمی­شود. تفسیر نتایج تحلیل رگرسیونی چند متغیره نشان می­دهد که متغیرهای میزان رضایت از عملکرد ناجا و سرمایه اجتماعی تقریباً 32 درصد از تغییرات متغیر وابسته یعنی احساس امنیت را تبیین نموده­اند. در مجموع، ارزیابی یافته­ها نشان می­دهد که مدل پژوهش حاضر از قدرت تبیین و پیش­بینی متوسطی برخوردار است. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Study on Factors Related to Woman Feeling of Security (Case Study of Women Living in Mehr Residential Complexes of Ilam)

نویسنده [English]

  • Masoud Almasi
Instructor, Department of Social Sciences, Payame Noor University
چکیده [English]

Increased migration, physical development, young structure of the population that has reached marriage age, need to housing, and lack of enough land to build new households, have made it important to pay attention to construction of housing complexes in Ilam. Such huge structures with their condensed spaces are prone to problems and issues such as lack of feeling of security among residents. This has been preoccupation of thinkers, social pathologists and relevant authorities. Present paper uses survey method and with a sample of 274 persons in order to study women feeling of security in Mehr residential complex of Ilam and its relative factors. Evaluation of hypotheses suggest that there are direct meaningful relationships between satisfaction of police, social control, social capital, social and religious orientation and sense of security (sig: 99%). There is no relationship between coping strategies with environment variable and the dependent variable. Interpretation of the results of multiple regression analysis showed that satisfaction with variables of performance of the police and social capital explain nearly 32% changes of dependent variable. Overall, the evaluation results show that the model of this study has an average ability to explain and predict results.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Social Security
  • Social Control
  • satisfaction with the police
  • housing mehr
  • Ilam

مقدمه و بیان مساله

افزایش روند مهاجرت­ به شهر ایلام و توسعه فیزیکی این شهر در دهه­های اخیر از یک سو، و عدم وجود زمین کافی برای ساخت مسکن خانوارهای جدید از سوی دیگر، توجه به احداث مجتمع­های مسکونی را در این شهر حائز اهمیت نموده است. این امر در کنار ساختار جوان جمعیت و رسیدن به سن ازدواج و نیاز به مسکن، دولت را بر آن داشته تا با ایجاد مجتمع­های مسکونی مهر، گام مهمی در جهت رفع بخشی از این مشکلات بردارد. با این وجود، ایجاد چنین طرح­های انبوه و عظیمی، به دلیل نوع معماری و فشرده بودن فضای آنها، و همچنین احداث در حاشیه شهر ایلام، پیامدها و مشکلات متعددی را با خود به همراه داشته که از مهمترین آنها، به مخاطره افتادن احساس امنیت در بین ساکنان است.

احساس امنیت را می­توان "میزان آرامش خاطر ذهنی و روانی افراد در مورد اینکه در زندگی روزمره خود چقدر در برابر خطرات احتمالی و مزاحمت دیگر افراد جامعه مصونیت دارند"، تعریف کرد (مظلوم و اسماعیلی، 1389: 225). ویویر[1] احساس امنیت اجتماعی را توانمندی جامعه برای مراقبت از خصوصیات و ویژگی­های بنیادین خود در شرایط تغییر و تهدیدات عینی و احتمالی تعریف نموده(امین­بیدختی و شریفی، 1391: 16) که سازه­ای چند بعدی است و در ارتباط با شرایط اجتماعی و اقتصادی افراد مختلف به گونه­های متفاوت ظهور یافته و به اشکال مختلف قابل سنجش و اندازه­گیری است، لذا با بسیاری از عناصر اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه ارتباط می­یابد. امروزه اهمیت این موضوع در جامعه، باعث شده است پژوهشگران از ابعاد و زوایای مختلف، آن را مورد پژوهش و بررسی قرار دهند.

بابایی و حسینی (1394) در پژوهش خویش نشان دادند بین میزان پای بندی به ارزش­های دینی و ابعاد مختلف احساس امنیت اجتماعی (جنسیتی، فکری، اقتصادی و فرهنگی) رابطه معناداری وجود دارد.

در پژوهش حاتمی و همکاران (1394)، پای‌بندی به مذهب، اطلاع‏رسانی وسایل ارتباط جمعی، حمایت اجتماعی، وقوع جرم در منظر افراد، تحصیلات، قومیت، سن و رعایت نکات ایمنی، مهمترین عوامل موثر بر احساس امنیت اجتماعی زنان شهر کرمانشاه بوده­اند.

نتایج پژوهش رستگار و همکاران (1394) نشان داده اند که بین احساس امنیت اجتماعی زنان و سلامت اجتماعی آنان، و ابعاد آن، رابطه معنادار و مثبت وجود دارد و احساس امنیت اجتماعی زنان بیشترین تاثیر را بر انسجام، انطباق و سلامت اجتماعی آنان دارد.

یحیی­زاده و خدری (1394) در پژوهش خود نشان دادند بین گرایش به مشارکت در تامین امنیت، تلقی از عملکرد پلیس، پایگاه اجتماعی- اقتصادی (ذهنی و عینی) و امنیت اجتماعی رابطه مستقیم و بین احساس محرومیت نسبی و امنیت اجتماعی رابطه معکوس وجود دارد.

احمدی و کلدی (1392) نشان دادند که رابطه معنی‌داری بین احساس امنیت اجتماعی زنان در شهر سنندج و حمایت اجتماعی و محل سکونت وجود دارد.

یافته­های پژوهش قاسمی و محمدی (1392) حاکی از آن است که عوامل مؤثر بر امنیت شهروندان سن، جنس، رضایت اجتماعی و ویژگی­های شخصیتی می­باشد.

مشکینی و همکاران (1392) در پژوهشی نشان دادند متغیر انسجام اجتماعی در گروه زنان و متغیر حمایت اجتماعی در گروه مردان، بیش‌ترین نقش را در تبیین متغیر ادراک امنیت اجتماعی دارد.

موحد و همت (1392) در پژوهش خود نشان دادند که متغیرهای؛ نگرش به حجاب، عزت نفس، وسایل ارتباط جمعی نوین، دین داری اعتقادی، پیامدی و مناسکی، سرمایه فرهنگی- آموزشی، فرهنگی- گردشگری و فرهنگی- اجتماعی با متغیر احساس امنیت اجتماعی زنان ارتباط معناداری دارد.

اکبری و پاک­بنیان (1391) در "تاثیر کالبد فضاهای عمومی بر احساس امنیت اجتماعی زنان"، نشان داده‌اند که بلندمرتبه بودن، پتانسیل­هایی برای کاهش احساس امنیت در مجموعه­های مسکونی فراهم می­آورد.

امین­بیدختی و شریفی (1391) در پژوهش خود به این نتیجه دست یافتند که سرمایه اجتماعی بر روی امنیت جانی، مالی و سیاسی اثر مثبت و معنی‌داری دارد.

مهمترین یافته پژوهش طاهری و همکاران (1391) وجود رابطه مثبت و معنادار بین نقش پلیس با احساس امنیت در بین شهروندان اصفهانی بود. در رابطه با معناداری هر یک از ابعاد؛ بعد جدیت پلیس با بعد فکری احساس امنیت؛ بعد عملکرد پلیس با بعد مالی و بعد جمعی احساس امنیت؛ بعد توانایی پلیس با بعد جمعی و بعد فکری احساس امنیت معنادار بوده، و رابطه دیگر ابعاد، معنادار نبوده است.

توجه به پژوهش­های ذکر شده بیانگرآن است که احساس امنیت تحت تاثیر مولفه‌های متعددی قرار دارد و از اصلی­ترین مولفه­هایی که آن را ارتقا می­بخشد و جامعه را سالم، آرام و مطلوب می­سازد، سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی ماده خامی از جامعه مدنی است که از تعامل روزمره مردم به­دست می­آید و به ایجاد ارتباطات اجتماعی و شبکه­های اجتماعی مبتنی بر اصول اعتماد، همکاری متقابل و قواعد کنش اجتماعی می­پردازد. بوردیو[2] سرمایه اجتماعی را مجموعه منافع مادی یا معنوی می­داند که به یک فرد یا گروه اجازه می­دهد شبکه پایداری از روابط کم و بیش نهادینه شده بر اساس آشنایی و شناخت کامل را در اختیار داشته باشد (فیلد، 1392: 31). همچنین بر اساس دیدگاه بوم­شناسی، هر اندازه افراد دارای سرمایه اجتماعی بالاتری باشند، (به این معنا که این متغیر به عنوان مجموعه­ای از ذخائر ارزشمند مانند اعتماد متقابل در بین افراد، حمایت­های اجتماعی، روانی و مالی، وجود شبکه­های خویشاوندی، حس تعلق و وابستگی، حسن تفاهم، همدردی، دوستی، همبستگی و سرمایه در برنامه­های مختلف زندگی در محیط زندگی برای افراد وجود داشته باشد) سازگاری و در نتیجه احساس امنیت آنها در مجتمع­های مسکونی در وضعیت بهتری قرار خواهد گرفت. دیدگاه بوم­شناسی بر آن است که زندگی در نواحی کلان شهرها، باعث بی­برنامگی، آشفتگی، آنومی و خصوصیاتی چون ضعف پیوندهای اجتماعی و از بین رفتن حمایت­های اجتماعی می­شود. زندگی در چنین محیط­هایی به فشارهای فیزیکی و روانی برای افراد منجر می­­شود، لذا به آنها احساس از خود بیگانگی و جدایی دست می­دهد. در صورتی­که این مدل اتفاق بیفتد، افراد به­طور قابل توجهی با چالش‌هایی در حفظ سلامت روانی و فیزیکی مواجه می­شوند، به­طوری که نظام حمایت اجتماعی برای آنها ضعیف می­شود و احساس ناامنی می­کنند (شویریان و شویریان، 1993: 287). اهمیت سرمایه اجتماعی در کنار وضعیت روابط همسایگی در لایه­های مختلف، عامل مهمی در تبیین واریانس­های احساس ناامنی در جامعه محسوب می­گردد. بر این اساس در این مقاله، سرمایه اجتماعی به­عنوان یکی از متغیرهای اساسی و اثر گذار بر احساس امنیت زنان مورد استفاده قرار گرفته است.

بر اساس تئوری کنترل اجتماعی هیرشی[3]، پیوند فرد با جامعه مهمترین متغیر در همنوا بودن یا همنوا نبودن فرد است. بر این اساس گروهی که اعضای آن با هم انسجام و همبستگی قوی­تری داشته باشند، بهتر قادر به اعمال کنترل و نظارت اجتماعی بر روی اعضایش خواهد بود تا گروهی که بین آنها انسجام و همبستگی استواری وجود نداشته باشد. بر این اساس احساس ناامنی وقتی اتفاق می‌افتد که قیود فرد نسبت به اجتماع ضعیف شوند، یا به­طور کلی از بین بروند. هیرشی این قیود را تحت چهار مفهوم کلی دلبستگی[4]، تعهد[5]، مشارکت و درگیری[6] و باور و اعتقاد[7] خلاصه می‌کند (هیرشی، 1379: 38-34). در این راستا وجدان، خانواده، طایفه و نهادهای امنیتی از مهمترین شاخص­های محاسبه شده جهت سنجش میزان کنترل اجتماعی پاسخگویان، در پژوهش حاضر بوده­اند.

از دیگر مولفه­های اثرگذار بر احساس امنیت افراد در جامعه، جهت­گیری و نگرش مذهبی آنهاست. آلپورت استدلال می­کند که نگرش­ مذهبی تعیین می­کند که چگونه کارکردهای مذهبی، به­عنوان مکانیزمی برای ارزش­یابی در ارتباط با حوادث استرس­زای زندگی به کار می­روند. این ارزش‌یابی می­تواند بین نگرش­های مذهبی و احساس امنیت اتصال برقرار کند. وی بر این باور است که میل و گرایش دینی یک عامل مستقل و خودمختار در شخصیت انسان بوده و تمام اجزاء دیگر شخصیت را در یک سیستم واحد کلی وحدت می­بخشد. او در بحث شخصیت انسان متوجه شد که کل زندگی انسان وابسته به ایمان اوست (آلپورت، 1967: 433). به این معنا که هر چه یک فرد دارای دین داری درونی باشد، احساس آرامش و امنیت بیشتری دارد و هر چه دین را در جهت رفاه نیازهای اجتماعی به کار ببرد و به اصل آن توجه نداشته باشد، احساس امنیت پایین تری دارد.

سازگاری فرد و تطابق وی با محیط نیز از دیگر مولفه­های اساسی در احساس امنیت وی در جامعه است. از دیدگاه پارسونز چهار خرده نظام برای هر نظام اجتماعی(در هر سطحی) مطرح است که برای همه نظام­ها ضروری است و هر یک کارکردی را بر عهده دارند. کارکرد آنها در جهت برآوردن یک نیاز یا نیازهای نظام است که در نهایت همه به دنبال حفظ مجموعه کل هستند و می­خواهند نظم و ثبات را در جامعه به وجود آورند. یکی از این چهار خرده نظام، تطبیق و سازگاری با محیط از طریق ارگانیسم رفتاری است (ریتزر، 1394: 137). بر این اساس و مادامی که زنان ساکن مجتمع­ها نتوانند ارگانیسم رفتاری خود را با محیط تطبیق دهند، همواره احساس ناامنی می­کنند.

در راستای توجه به بحث احساس امنیت، به­ویژه در مجتمع­های مسکونی، مقاله حاضر در پی آن است که احساس امنیت زنان ساکن مجتمع­های مسکونی مهر شهر ایلام وعوامل مرتبط با آن را مورد بررسی قرار دهد. تغییر و تحولات به وجود آمده در شهر ایلام و رشد و افزایش سریع جمعیت شهری و سابقه اندک زندگی آپارتمان­نشینی و پی‌آمدهای فرهنگی، اجتماعی و فضایی آن و ظهور خصوصیات فرهنگی جدید، و تأثیر همه این موارد بر احساس امنیت شهروندان، همچنین عدم انجام پژوهش علمی در این زمینه، ضرورت انجام این پژوهش را باعث شده است. در واقع هدف اساسی مقاله حاضر، ضمن شناخت وضعیت احساس امنیت در بین نمونه مورد بررسی، دست یابی به پاسخ این سوال است که چه عواملی با این مساله در ارتباط هستند و نقش هر یک از آن عوامل در احساس ناامنی زنان چگونه است؟ همچنین متغیرهای جهت­گیری مذهبی، سرمایه اجتماعی، کنترل اجتماعی، رضایت از عملکرد ناجا و راهبردهای کنار آمدن با محیط و سازگاری زنان، به عنوان مهمترین عوامل مرتبط با احساس امنیت پاسخگویان، در مقاله حاضر مورد بررسی قرار گرفته­اند.

 

مدل نظری

 

 

فرضیه­های تحقیق

در مجتمع‌های مسکونی مهر شهر ایلام:

  1. افزایش میزان سرمایه اجتماعی باعث افزایش احساس امنیت زنان می­شود.
  2. افزایش میزان کنترل اجتماعی باعث افزایش احساس امنیت زنان می­شود.
  3. افزایش میزان جهت­گیری مذهبی باعث افزایش احساس امنیت زنان می­شود.
  4. افزایش میزان سازگاری با محیط باعث افزایش احساس امنیت زنان می­شود.  
  5. افزایش میزان رضایت از عملکرد ناجا باعث افزایش احساس امنیت زنان می‌شود.

 

روش پژوهش

روش پژوهش، پیمایش بر اساس طرح مقطعی[8] است. جامعه آماری، کلیه ساکنین مجتمع­های مسکن مهر شهر ایلام به تعداد تقریبی 950 خانوار است، و حجم نمونه آماری بر اساس فورمول کوکران، با فرض حداکثر واریانس 5/0= ,q 5/0=p و با 95/0 سطح اطمینان، 274 نفر می­باشد. احتساب این مقادیر از واریانس و درصد خطا، در راستای کاهش احتمال خطا، افزایش حجم نمونه و در نتیجه تحت پوشش قرار دادن تعداد بیشتری از پاسخگویان صورت گرفته است.

274

 

در اینجا t احتمال صحت در گفتار(برابر 96/1)، q عدم وجود و P وجود صفت در نمونه، n جمعیت نمونه،  Nجامعه آماری و  d(برابر 05/0) احتمال خطا است. اطلاعات مورد نیاز با استفاده از توزیع پرسش نامه به شیوه نمونه­گیری تصادفی منظم در بین نمونه مورد نظر گردآوری شده است. به این صورت که ابتدا محلات مسکن مهر شهر ایلام به 2 منطقه تقسیم شد. سپس 4 پژوهشگر آموزش دیده، با مراجعه به این مناطق، و مراجعه به درب منازل به تکمیل پرسش نامه­ها اقدام نمودند. در این راستا، ابتدا هدف از انجام پژوهش برای پاسخگویان تشریح، و پس از اخذ رضایت شفاهی ایشان، اقدام به تکمیل پرسش نامه شد. با توجه به اینکه تقریباً کل افراد مورد نظر از سواد کافی برخوردار بودند، لذا پرسش نامه در بین این افراد به صورت خود اجرا تکمیل گردید که البته در این زمینه تلاش لازم برای افزایش میزان پاسخگویی، کیفیت پاسخگویی و کاهش سوالات بی­پاسخ انجام شد. پرسش نامه­های مربوط به افراد بی‌سواد نیز به‌صورت مصاحبه­ای و توسط پرسشگران تکمیل شد.

پرسش نامه مورد نظر از سه بخش تشکیل شده است. در بخش اول سوالات زمینه‌ای؛ سن، شغل، وضع تاهل، سطح سواد، سطح درآمد، محل تولد و... مورد سوال قرار گرفته است. در بخش دوم عوامل بالقوه مرتبط سنجش شده­اند. سؤالات مندرج در این بخش که به­صورت طیف لیکرت (1 کاملاً مخالفم تا 5 کاملاً موافقم) طراحی شده‌اند، از رساله­های کارشناسی ارشد و دکتری داخل کشور و یا از مقالات لاتینی اخذ شده­اند که توسط اساتید داخلی ترجمه و هنجاریابی شده­اند. سازگاری (7 گویه با حداقل نمره کلی 7 و حداکثر 35)؛ از مقاله ترجمه شده لی[9] و همکاران، سرمایه اجتماعی (13 گویه با حداقل نمره کلی 13 و حداکثر 65)؛ از پرسش‌نامه سنجش­ها و نگرش­های ایرانیان توسط چلبی و همکاران، و جهت­گیری مذهبی (8 گویه با حداقل نمره کلی 8 و حداکثر 40)؛ از پرسش‌نامه استاندارد آلپورت و راس[10] اخذ گردیده است. در بخش سوم پرسش‌نامه، و جهت سنجش متغیر وابسته، از طیفی خودساخته، مشتمل بر 10 گویه استفاده شده است. نمره­دهی این بخش نیز بر روی یک مقیاس 5 آیتمی بر اساس طیف لیکرت (1 کاملاً مخالفم تا 5 کاملاً موافقم) ارزیابی شده و حداقل نمره کلی 10، بیانگر احساس امنیت پایین، و حداکثر آن 50، بیانگر احساس امنیت بالا و بهتر می­باشد.

بـرای بررسی اعتبار پرسش‌نامه، از اعتبار صوری استفاده ‌شد. به این ترتیب که پس از طراحی گویه­های طیف­های مربوطه، جهت تایید اعتبار در اختیار 6 تن از اساتید رشته­های علوم اجتماعی و روان شناسی دانشگاه پیام­نور قرار گرفت. اظهار نظر این افراد در راستای سنجش گویه­های هر طیف، در نهایت به گزینش گویه­های مناسب برای هر طیف منجر شد. بـرای بررسی روایی[11] گویه­های شاخص اصلی تحقیق نیز از روایی درونی و آلفای کرونباخ[12] و ضریب پایایی استفاده ­شد. پرسش نامه اولیه، در بین 35 نفر از افراد نمونه مورد بررسی توزیع و مورد پیش آزمون[13] قرار گرفت، سپس گویه­هایی که ضریب آلفای آنها کمتر از 7/0 بود، به­عنوان گویه­های ناپایا حذف شده و پرسش نامه نهایی تدوین گشت (جدول 1). اطلاعات گردآوری شده، در سه سطح توصیفی، استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس F) و تبیین رگرسیونی چند مرحله­ای به وسیله نرم‌افزار spss نسخه 18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

 

جدول 1. ضریب آلفای کرونباخ مقیاس­های پرسشنامه

طیف

احساس امنیت

سرمایه اجتماعی

کنترل اجتماعی

جهت­گیری مذهبی

سازگاری

رضایت از

عملکرد ناجا

تعداد گویه­ها

10

13

6

8

7

7

آلفا کرونباخ

87/0

70/0

70/0

90/0

71/0

87/0

 

مفاهیم و متغیرهای پژوهش

احساس امنیت اجتماعی: احساس امنیت عبارت است از نوعی ذهنیت و جهت­گیری روانی مثبت از سوی شهروندان نسبت به عدم تأثیرگذاری رویدادها و تهدیدات در شرایط فعلی و آتی، در حوزه­های امنیت اجتماعی، ثبات سیاسی، انسجام هویتی، یک پارچگی و امنیت سرزمین (حاجیانی، 1384: 28). منظور از این متغیر آن است که افراد با حضور در اجتماع، محیط کار، مکان­های عمومی، خیابان و... تا چه حد اطمینان دارند که امنیت آنها تأمین شود و احساس ترس و نگرانی نکنند. در این پژوهش، احساس امنیت اجتماعی، هرگونه نگرانی از تهدید، ترس هنگام تنهایی در خیابان، ترس از حضور در خیابان به ویژه در شب، عدم اعتماد به غریبه­ها و... در مجتمع­های مسکن مهر را شامل می­شود که در سطح سنجش کمی و به وسیله حاصل­جمع نمرات 10 گویه، بر اساس طیف 5 درجه­ای لیکرت، سنجیده شده است.

 

سرمایه اجتماعی: پوتنام[14]سرمایه اجتماعی را مجموعه­ای از مفاهیم چون اعتماد، هنجارها و شبکه­ها می­داند که موجب ایجاد ارتباط و مشارکت بهینه یک اجتماع می‌شود و در نهایت منافع متقابل آنها را تامین خواهد کرد (وحیدا و همکاران، 1383: 61). در این پژوهش سرمایه اجتماعی با استفاده از 13 گویه ماخوذ از پرسش نامه سنجش­ها و نگرش­های ایرانیان که توسط چلبی و همکارانش طراحی شده، در سطح کمی سنجش ­شد.

 

کنترل اجتماعی: به مجموعه عوامل محسوس و نامحسوسی که یک جامعه در جهت حفظ معیارهای خود به کار می­برد و مجموعه موانعی که به قصد جلوگیری افراد از کج روی اجتماعی در راه آنان قرار می­دهد، گفته می­شود. این متغیر توسط حاصل جمع نمرات 6 گویه بر اساس طیف 5 درجه­ای لیکرت، در سطح کمی سنجیده شده است.

 

جهت­گیری­های مذهبی: عبارت است از اعتقاد به قوای لاهوتی و ماوراء الطبیعه و رعایت یک سلسله قواعد اخلاقی در زمینه ارتباط با خود، سایر بندگان و خدا و انجام مناسک عبادی در جهت تقریب خالق و جلب رضایت او به منظور تعالی روح (کتابی و همکاران، 1383: 172). در این تحقیق جهت­گیری­های مذهبی در دو بعد جهت­گیری درون دینی و برون دینی بر اساس مقیاس آلپورت و راس سنجش ­شدند. آلپورت و راس به ابداع دو مقیاس جهت­گیری دینی (جهت­گیری درون­دینی و برون دینی) اقدام نمودند، که بعدها بسیاری از اندیشمندان علوم رفتاری از این مقیاس جهت سنجش باورهای دینی استفاده نمودند. این متغیر در سطح کمی و توسط حاصل­جمع نمرات 8 گویه بر اساس طیف 5 درجه­ای لیکرت، سنجیده شده است.

 

سازگاری(راهبرد کنار آمدن با محیط): چگونگی سازگاری و تطابق فرد با محیط مجتمع، در سطح کمی و به­وسیله ­جمع نمرات 7 گویه ماخوذ از مقاله ترجمه شده لی و همکاران، بر روی طیف 5 درجه­ای لیکرت، سنجش شده است.

 

رضایت از عملکرد ناجا: میزان رضایت ساکنین مجتمع از عملکرد نیروی انتظامی در برقراری امنیت در محله، به وسیله حاصل جمع نمرات طیفی خودساخته مشتمل بر 7 گویه و در سطح کمی سنجش شده است. 

 

یافته­ها و نتایج

-      یافته­های توصیفی

ارزیابی یافته­های پژوهش حاضر نشان می­دهد که میانگین و میانه سنی پاسخگویان 30 سال و نما  32 سال بوده است. 28 درصد متولد شهر و 72 درصد متولد روستا بوده­اند. در مورد وضعیت تاهل، یافته­ها بیانگر آن بود که 94 درصد پاسخگویان متاهل، و 6 درصد مجرد بوده­اند. از نظر سطح سواد 14 درصد پاسخگویان زیر دیپلم، 34 درصد دیپلم، 13 درصد فوق دیپلم، 30 درصد لیسانس، 6/6 درصد فوق لیسانس و 1/1 درصد دکترا بوده­اند. میانگین درآمد خانواده تقریباً 643 هزار تومان، کمترین درآمد 200 هزار تومان و بیشترین آن یک میلیون و پانصد هزار تومان بوده است. از نظر توزیع شغلی 55 درصد پاسخگویان بیکار، 14 درصد دارای مشاغل آزاد، 9 درصد در بخش خصوصی و 22 درصد در بخش دولتی شاغل بوده­اند. توزیع پاسخگویان بر اساس مالکیت مسکن داده­ها نشان ­داد که 51 درصد پاسخگویان در منازل شخصی ساکن بوده و سایر پاسخگویان مستاجر بودند. در تبیین متغیر وابسته، میانگین نمره اخذ شده 29.5 بیانگر آن است که پاسخگویان از احساس امنیت نسبتاً متوسطی برخوردارند. همچنین میانگین نمرات اخذ شده برای هر یک از متغیرهای مستقل، در مقایسه با میانگین ممکن برای هر متغیر، از میزان متوسط به بالایی برخوردار بوده است. این میزان برای جهت‌گیری مذهبی بیشترین (38/33)، و برای راهبردهای انطباق (01/17) کمترین مقدار را داشته است (جدول 2).

 

-      یافته­های استنباطی

فرضیه­های این پژوهش (اطلاعات موجود در جدول 2)، بیانگر آن است که متغیرهای؛ میزان رضایت از عملکرد ناجا )526/0(r =، کنترل اجتماعی )443/0(r= ، سرمایه اجتماعی )324/0 (r = و جهت­گیری مذهبی )316/0 (r = با احساس امنیت اجتماعی، همبستگی مستقیم، متوسط، و در سطح 99 درصد معنی­داری دارد. توجه به نتایج فوق نشان می دهد که هرچه میزان این متغیرها در بین پاسخگویان بیشتر باشد، میزان احساس امنیت آنها نیز افزایش می­یابد. همچنین رابطه معنی­داری بین متغیر سازگاری و متغیر وابسته مشاهده نمی­شود.  

 

- تحلیل رگرسیونی چند متغیره

تفسیر نتایج جدول 3 جهت تحلیل رگرسیونی چند متغیره نشان می­دهد که متغیرهای میزان رضایت از عملکرد ناجا و سرمایه اجتماعی طی 2 مرحله وارد معادله شده و در نهایت با همبستگی 0.564 و ضریب تعیین 0.318 تقریباً 32 درصد از تغییرات متغیر وابسته یعنی احساس امنیت را تبیین نموده­اند. در مجموع ارزیابی یافته­ها نشان می­دهد که مدل پژوهش حاضر از قدرت تبیین و پیش­بینی متوسطی برخوردار است.

جدول 2. آزمون فرضیه­های پژوهش

فرضیه

میانگین

انحراف معیار

ضریب پیرسون

سطح معنی‌داری

افزایش سرمایه اجتماعی باعث افزایش احساس امنیت زنان می­شود.

7/24

7047/4

**324/0

00/0

افزایش کنترل اجتماعی باعث افزایش احساس امنیت زنان می­شود.

83/19

6332/3

**443/0

00/0

افزایش جهت­گیری مذهبی باعث افزایش احساس امنیت زنان می­شود.

38/33

4588/5

**316/0

00/0

افزایش سازگاری باعث افزایش احساس امنیت زنان می­شود.

01/17

1337/4

075/0

48/0

افزایش رضایت از عملکرد ناجا باعث افزایش احساس امنیت زنان می­شود.

43/21

6204/6

**526/0

00/0

** معنی­داری در سطح 99 درصد

 

جدول 3. تحلیل چند متغیره برای پیش­بینی متغیر وابسته

مرحله

R

R2

تغییرات R2

خطای استاندارد

اول

0.526

0.277

0.269

7.83885

دوم

0.564

0.318

0.302

7.65727

Constant =5.427                                      Sig=0.23

 

با توجه به علائم ضرایب B موجود در جدول 4 مشاهده می­شود که متغیرهای میزان رضایت از عملکرد ناجا (0.659B=) و سرمایه اجتماعی(0.406B=) اثر مثبت بر احساس امنیت دارند. به عبارت دیگر دو عامل فوق دارای رابطه­ای مستقیم با متغیر وابسته­ هستند.

جدول 4. عناصر درون معادله برای پیش­بینی متغیر وابسته

متغیر

ضریب B

T

SigT

رضایت از عملکرد ناجا

0.659

5.269

0.00

سرمایه اجتماعی

0.406

2.306

0.02

 

معادله پیش­بینی رگرسیون چند متغیره با توجه به جداول فوق برای پیش­بینی میزان احساس امنیت در بین نمونه مورد بررسی به صورت زیر است:

Y=(5.427)+0.659)× x ×0.406) + (1x (2

جدول 6 نشان می­دهد متغیرهای؛ کنترل  اجتماعی، سازگاری و جهت­گیری مذهبی خارج از معادله قرار گرفته­اند. این مساله به معنی کم اهمیت بودن متغیرهای مذکور نمی­باشد، بلکه از آنجا که در روش مرحله به مرحله، هدف، انتخاب بهترین متغیرها برای پیش­بینی است، حصول این نتیجه به دلیل وجود همبستگی بین متغیرهای خارج از معادله با متغیرهای درون معادله است. 

 

جدول 5. متغیرهای خارج شده از جدول به روش گام به گام

متغیر

همبستگی جزئی

Beta

T

Sig T

کنترل اجتماعی

0.166

0.178

1.675

0.097

سازگاری

0.004

0.003

0.037

0.971

جهت­گیری مذهبی

0.107

0.009

1.014

0.313

 

برای اندازه­گیری چند هم خطی[15] در متغیرهای مستقل از دو روش ارزش تحمل[16] و عامل تورم واریانس استفاده شد. در نمودار 1 نقاطی که روی قطر قرار دارند گویای آن‌اند که احتمال تجمعی مشاهده شده با احتمال تجمعی مورد انتظار یکی است. در واقع هر چه نقاط حول قطر بیشتر تجمع کنند، دقیق­تر می­توان متغیر وابسته را پیش­بینی کرد. در نمودار زیر ملاحظه می­شود، وابستگی بین متغیر وابسته و سایر متغیرها وجود دارد. این نمودار نشان می­دهد که این خط تا چه اندازه با واقعیت منطبق است. اگر خط کاملاً برازنده باشد، هر مورد احتمال تجمعی مشاهده شده باید با احتمال تجمعی مورد انتظار هم اندازه باشد و نقطه روی خط 45 درجه بیفتد، ولی ملاحظه می­شود که نقاط از خط انحراف دارند و اکثراً در دو طرف پراکنده­اند.

 

 

 

نمودار 1. وجود رابطه بین متغیر وابسته (کیفیت زندگی)

و متغیرهای مستقل

 

 

 

 

نمودار 2. نمودار پراکنش باقی مانده­ها در مقابل پیش­بینی

برای ارزیابی مدل نهایی

 

 

نمودار 3.توزیع نرمال باقی مانده­های استاندارد شده

 

بحث و نتیجه­گیری

مهاجرت به سوی مراکز شهری و توسعه شهرها، ساختار جوان جمعیت و رسیدن به سن ازدواج و نیاز به مسکن، و نیز عدم وجود زمین کافی برای ساخت مسکن خانوارهای جدید، توجه به احداث مجتمع­های مسکونی را حائز اهمیت نموده است. ایجاد چنین طرح­های انبوه و عظیمی، همراه با نوع معماری و فشرده بودن فضای آنها، پیامدها و مشکلات دیگری را با خود به همراه دارد که از مهمترین آنها، عدم احساس امنیت در بین ساکنین این مجتمع­ها می­باشد. امروزه این مساله ذهن بسیاری از اندیشمندان، آسیب­شناسان اجتماعی و نهادهای امنیتی ذیربط را به خود مشغول نموده است. لذا در راستای توجه به مساله احساس امنیت اجتماعی، این مقاله به شیوه پیمایشی و با توزیع پرسش نامه در بین 274 نفر، به بررسی این مساله در بین زنان ساکن مجتمع­های مسکونی مهر شهر ایلام و عوامل مرتبط با آن پرداخته است.

نتایج بررسی فرضیه­های پژوهش بیانگر وجود همبستگی مستقیم، متوسط و معنی‌دار بین دو متغیر سرمایه اجتماعی و احساس امنیت است. در این راستا نتایج پژوهش امینی و همکاران(1394)، حسن­زاده و همکاران(1393)، امین­بیدختی و شریفی(1391) نیز حاکی از آن است که سرمایه اجتماعی بر امنیت، اثر مثبت و معنادار دارد. بر اساس دیدگاه بوم­شناسی، هر اندازه افراد دارای سرمایه اجتماعی بالاتری باشند، (به این معنا که این متغیر به عنوان مجموعه­ای از ذخائر ارزشمند مانند اعتماد متقابل در بین افراد، حمایت­های اجتماعی، روانی و مالی، وجود شبکه­های خویشاوندی، حس تعلق و وابستگی، حسن تفاهم، همدردی، دوستی، همبستگی و سرمایه در برنامه­های مختلف زندگی در محیط زندگی برای افراد وجود داشته باشد)، سازگاری و در نتیجه احساس امنیت آنها در مجتمع­های مسکونی در وضعیت بهتری قرار خواهد گرفت. دیدگاه بوم­شناسی بر آن است که زندگی در نواحی کلان شهرها، باعث بی­برنامگی، آشفتگی، آنومی و خصوصیاتی چون ضعف پیوندهای اجتماعی و از بین رفتن حمایت‌های اجتماعی می­شود. زندگی در چنین محیط­هایی به فشارهای فیزیکی و روانی افراد منجر می­­شود، لذا به آنها احساس از خود بیگانگی و جدایی دست می­دهد. در صورتی­که این مدل اتفاق بیفتد، افراد به­طور قابل توجهی با چالش­هایی در حفظ سلامت روانی و فیزیکی مواجه می­شوند، به­طوری که نظام حمایت اجتماعی برای آنها ضعیف می­شود و احساس ناامنی می­کنند (شویریان و شویریان، 1993: 287).

فرضیه بعدی بیانگر رابطه مستقیم، متوسط و معنی­دار بین متغیر کنترل اجتماعی با متغیر وابسته است. بر اساس تئوری کنترل اجتماعی هیرشی[17]، پیوند فرد با جامعه مهمترین متغیر در همنوا بودن یا همنوا نبودن فرد است. لذا احساس ناامنی وقتی اتفاق می‌افتد که قیود فرد نسبت به اجتماع ضعیف شوند، یا به­طور کلی از بین بروند (هیرشی، 1379: 38-34).

از دیگر متغیرهای مرتبط با احساس امنیت اجتماعی، جهت­گیری مذهبی پاسخگویان است. نتایج پژوهش حاکی از رابطه مستقیم، متوسط و معنی­دار بین این دو متغیر است. دین داری نقش مهمی در کاهش بی­عدالتی و ایجاد احساس یک پارچگی اجتماعی دارد. دین می­تواند شعله­های خودمحوری و خودپرستی را فرو نشاند و با تمسک به باورهای دینی و گسترش معنویت در جامعه، از احساس ناامنی در زندگی اجتماعی بکاهد. آلپورت استدلال می­کند که نگرش­ مذهبی تعیین می­کند که چگونه کارکردهای مذهبی، به­عنوان مکانیزمی برای ارزش­یابی و در ارتباط با حوادث استرس‌زای زندگی به کار می­روند. این ارزش یابی می­تواند بین نگرش­های مذهبی و احساس امنیت اتصال برقرار کند. او در بحث شخصیت انسان متوجه شد که کل زندگی انسان وابسته به ایمان اوست. به این معنا که هر چه فرد دارای دین داری درونی باشد، احساس امنیت بیشتری دارد (آلپورت، 1967: 433). نتایج پژوهش­های دوله و همکاران (2015)، بابایی و حسینی (1394)، حاتمی و همکاران (1394)، موحد و همت (1392)، امین­بیدختی و شریفی (1391)، مختاری و همکاران (1391) نیز این امر را تایید می­نمایند. همچنین کوئنینگ (2007) در تحقیقی نشان داد افرادی که اعتقادات مذهبی قوی­تری دارند، احساس امنیت بیشتری از محیط می‌کنند و سازگاری بیشتری با موقعیت‌های استرس‌زا دارند.

همچنین بررسی فرضیه­ها بیانگر آن است که بین متغیر میزان رضایت از عملکرد ناجا با احساس امنیت اجتماعی، همبستگی مستقیم، متوسط و معنی­داری وجود دارد. به این صورت که هرچه مردم اطمینان بیشتری به عملکرد نیروهای انتظامی داشته باشند، احساس امنیت در بین آنها افزایش می­یابد. نیروی انتظامی به عنوان بخش مهمی از نظام سیاسی کشور، وظیفه تامین امنیت داخلی را بر عهده دارد. به هر اندازه که نیروهای پلیس در سطح جامعه با تکیه بر سه اصل سرعت، دقت و صحت بتوانند قدرت عمل خود را در مقابله با جرایم و ناهنجاری­ها نشان دهند، زمینه برای گسترش ناامنی کاسته شده، فرآیند جرم در حیطه کنترل پلیس قرار خواهد گرفت و در این اوضاع فضای توسعه امنیت اجتماعی فراهم خواهد گردید (بیات، 1387: 10). یحیی‌زاده و خدری (1394)، طاهری و همکاران (1391) و باباخانی (1389) نیز در پژوهش­های خود رابطه معنی­داری بین نقش پلیس و احساس امنیت را نشان داده­اند.

تفسیر نتایج تحلیل رگرسیونی چند متغیره نشان می­دهد که متغیرهای میزان رضایت از عملکرد ناجا و سرمایه اجتماعی تقریباً 32 درصد از تغییرات متغیر وابسته یعنی احساس امنیت را تبیین نموده­اند. در مجموع، ارزیابی یافته­ها نشان می­دهد که مدل پژوهش حاضر از قدرت تبیین و پیش­بینی متوسطی برخوردار است.

لازم به ذکر است که نتایج این پژوهش،­ در راستای شناسایی و رفع مسائل و مشکلات موجود در مجتمع­های مسکن مهر(به ویژه در بخش امنیت عمومی) می­تواند مورد استفاده نیروی انتظامی، شهرداری، مسکن و شهرسازی و سایر نهادهای ذیربط قرار گیرد.

در پایان با توجه به عدم انجام پژوهش علمی در مورد مجتمع­های مسکن مهر شهر ایلام، و مشکلات پیش آمده برای ساکنان آن، مهمترین راهکارها و پیشنهادهای لازم در زمینه کاهش احساس ناامنی و افزایش احساس امنیت در این منطقه، به شرح ذیل آمده است:

-        با توجه به فشردگی فضای کالبدی مجتمع­های مسکن مهر، و نیز احداث آن در حاشیه شهر ایلام، رسیدگی به وضعیت روشنایی معابر، ایجاد فضای سبز مناسب و ویژه زنان و کودکان، ایجاد فرهنگ- سرا، خدمات­رسانی اتوبوس­های شهری و سازمان دهی سواری­های مسافرکش و نظارت بر آنها، از اهم نیازهای این منطقه از شهر ایلام در جهت افزایش احساس امنیت در بین ساکنان، به ویژه زنان است.

-        تعامل پلیس با ساکنان مجتمع­ها و حضور بیشتر پلیس در بین مردم، نوعی احساس امنیت و فراغ خاطر در میان ساکنان به وجود می­آورد. قابل دسترس بودن گشت­های ویژه ناجا در این منطقه نیز از ضروریات است.

-        افزایش مشارکت اجتماعی در بین افراد باعث افزایش احساس امنیت نیز می‌شود، از این رو برای ارتقای مشارکت اجتماعی و به تبع آن افزایش احساس امنیت اجتماعی در بین ساکنان مجتمع­ها، با زمینه­سازی برای افزایش مشارکت در مناسبت­ها و موقعیت­های مختلف(جشن­ها، اعیاد، سوگواری­ها و ...) و به صحنه کشیدن مردم برای کارهای جمعی و عمومی، می­توان گام­های موثری در این زمینه برداشت.

-        در نظرگرفتن ویژگی­های کالبدی موثر بر کاهش موقعیت­های جرم­زا و افزایش احساس امنیت، در ساخت و ساز مجتمع­های جدید از ضروریات است. احداث مجتمع­های جدید با طبقات کمتر و فاصله بیشتر از هم، در مناطق مرکزی شهر ایلام، می­تواند در ارتقای احساس امنیت در بین ساکنان موثر باشد.



[1] Wavier

[2] Bourdieo

[3] Hirschi

[4] Attachment

[5] Commitment

[6] Involvement

[7] Belief

[8] Cross- sectional

[9] Lee

[10] Allport & Ross

[11] Validity

[12] Kronbakhs Alpha.

[13] Pre test

[14] Putnam

[15] Multicollinearity

[16] Tolerance Value

[17] Hirschi

احمدی، محمد و کلدی علی رضا.1392.«احساس امنیت اجتماعی زنان و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن؛ شهر سنندج». فصل‌نامه رفاه اجتماعی، سال 13(شماره 49): صص 321-305.

اکبری، رضا و پاک­بنیان سمانه. 1391. «تاثیر کالبد فضاهای عمومی بر احساس امنیت اجتماعی زنان». نشریه هنرهای زیبا، معماری و شهرسازی، دوره 17( شماره 2): صص 64-53.

امین­بیدختی، علی‌اکبر و شریفی، نوید. 1391. «بررسی نقش مداخله‌گرایانه سازه سرمایه اجتماعی در رابطه بین دین‌داری و احساس امنیت اجتماعی». فصل‌نامه پژوهش‌های راه بردی امنیت و نظم اجتماعی، سال 1( شماره 3): صص 38-13.

امینی، محمدتقی و پیرعلی، علیرضا و سیادت سعیده.1394. «راهبردهای بهبود احساس امنیت اجتماعی». فصل نامه مطالعات جامعه­شناختی شهری، سال 5 (شماره 15): صص 62-27.

باباخانی، فرهاد.1389. «بررسی عوامل موثر بر احساس امنیت با تاکید بر نقش پلیس.» فصل نامه مطالعات امنیت اجتماعی، دوره جدید (شماره 21): صص 199-183.

بابایی، محبوبه و حسینی سید مهدی.1394.«رابطه بین میزان پای بندی به ارزش­های دینی و میزان احساس امنیت اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاه پیام­نور شهر دیوان دره.» فصل‌نامه مطالعات علوم اجتماعی ایران، سال 12( شماره 45): صص 22-1.

بیات، بهرام.1387. «تبیین جامعه­شناختی احساس امنیت در بین شهروندان تهرانی». دکترای جامعه­شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان.

حاتمی، علی و احمدی، بختیار و اسماعیلی عطا.1394. «بررسی عوامل مرتبط با میزان احساس امنیت اجتماعی شهروندان مورد مطالعه زنان شهر کرمانشاه». فصل‌نامه پژوهش‌های راه بردی امنیت و نظم اجتماعی، سال 4 (شماره 3): صص 121-103.

حاجیانی، ابراهیم. 1384. «چارچوب روش­شناختی برای بررسی احساس امنیت». فصل نامه مطالعات امنیت اجتماعی. دوره 1 (شماره 2-3): صص 150-129.

حسن­زاده ثمرین، تورج و همتی گیلانی، مهناز و مسعودی گزی منیره.1393. «بررسی و تبیین رابطه بین سرمایه اجتماعی و احساس امنیت اجتماعی». فصل نامه پژوهش‌های راه بردی امنیت و نظم اجتماعی، سال 3 (شماره 1): صص 136-117.

رستگار، خدیجه و حقیقت، فهیمه و زارع، حکیمه و حسن­زاده کاظم.1394. «بررسی رابطه احساس امنیت اجتماعی و نظارت (طبیعی و غیرطبیعی) با سلامت اجتماعی در میان زنان 18 سال به بالای ساکن شهر شیراز». فصل‌نامه جامعه­شناسی زنان (زن و جامعه)، سال 6 (شماره 3) صص: 104-79.

ریتزر، جورج. 1394. نظریه­های جامعه­شناسی در دوران معاصر، محسن ثلاثی. تهران: انتشارات علمی

طاهری، زهرا و ربانی، رسول و ادیبی­سده، مهدی.1391. «رابطه نقش پلیس و احساس امنیت در شهر اصفهان در سال 1388». فصل نامه پژوهش‌های راه بردی امنیت و نظم اجتماعی، سال 1(شماره 1): صص 38-21.

 فیلد، جان.1392. سرمایه اجتماعی،  غلامرضا غفاری و حسین رمضانی، تهران: انتشارات کویر.

قاسمی، راضیه و محمدی، اصغر. 1392. «بررسی میزان احساس امنیت و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن در بین شهروندان 44-15 ساله شهرکرد». فصل نامه دانش انتظامی چهارمحال و بختیاری، دوره اول (شماره 2): صص 37-21.

کتابی، محمود و گنجی، محمد و معصومی، رضا و احمدی، یعقوب.1383. «دین، سرمایه اجتماعی و توسعه اجتماعی فرهنگی». مجله پ‍‍ژوهشی دانشگاه اصفهان. جلد هفدهم (شماره 2): صص 169-192.

مختاری، مریم و بلالی، اسماعیل و میرفردی، اصغر و حسینی­اخگر، معصومه.1391. «بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر احساس امنیت اجتماعی در شهر یاسوج». فصل نامه پژوهش‌های راه بردی امنیت و نظم اجتماعی. سال 1 (شماره 2): صص 40-21.

مشکینی، ابوالفضل و رحیمی، حجت­الله و صالحی، اسماعیل.1392. «ادارک امنیت محله‌ای و استفاده از فضاهای عمومی: تفاوت‌های جنسی و سنی در مرکز شهر تهران». فصل نامه مطالعات اجتماعی روان شناختی زنان، دوره 11( شماره 1): صص 150- 125.

مظلوم­خراسانی، محمد و اسمعیلی، عطاء.1389. «بررسی میزان احساس امنیت اجتماعی زنان شهر مشهد در سال 86-1385 و عوامل موثر بر آن». مجله علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد. سال 7( شماره 2): ص 219.

موحد، مجید و همت، صغری.1392. «مطالعه‌ عوامل فرهنگی و اجتماعی مرتبط با احساس امنیت اجتماعی زنان». فصل نامه زن و جامعه، سال 4 (شماره 2): صص 83-55.

وحیدا، فریدون و کلانتری، صمد و فاتحی، ابوالقاسم.1383. «رابطه سرمایه اجتماعی با هویت اجتماعی دانشجویان (مطالعه موردی یازده دانشگاه دولتی شهر تهران) ». مجله پ‍‍ژوهشی دانشگاه اصفهان. جلد 17 (شماره2): صص 92-59.

یحیی­زاده، حسین و خدری، بهزاد.1394. «عوامل اجتماعی و اقتصادی مرتبط با احساس امنیت اجتماعی زنان سرپرست خانوار در شهرستان مریوان». فصل‌نامه رفاه اجتماعی، سال 15( شماره 56): صص 184-151.

Allport, G.W & Ross, J.M(1967). Personal Religious Orientation and Prejudice, Journal of Personality and Social Psychology: 5(4), Pp:432-443.

Dowleh, M & Rahmatinejad, S & Talebi, M & Abdolabbas, N. (2015). Study of Sociological Effective Factors on Feelings of Social Security. Journal of Applied Environmental and Biological Sciences. 5(1):119-126.

Hirschi, T.(1979). "Separate but unequal is better." Journal of Research in Crime and Delinquency. 16, Pp: 34-38.

Koening, H.G.(2007). “spirituality and depression: A Look at the Evidence”. southem medical journal, 100( 7), pp: 737-739.

Schwirian, O. K. & M. P. Schwirian.(1993). "Neighboring, residential satisfaction and psychological well-being  inurban elders." Journal of Community Psychology, 21(4), Pp: 285-299.