بازسازی معنایی تغییر سبک زندگی زنان لر شهر یاسوج

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه یزد

2 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه یزد

چکیده

سبک زندگی منعکس‌کنندۀ ترجیحات افراد است که در عرصه‌های مختلف زندگی همچون اوقات فراغت، آداب سخن گفتن، نوع موسقی، لباس، آرایش و ظاهر بروز می‌کند. هدف این پژوهش مطالعۀ فهم و تفسیر زنان­لر شهر یاسوج از تغییر سبک زندگی بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش نظریه داده بنیاد انجام شد. نمونۀ پژوهش، مشتمل بر 52 نفر از زنان شهر یاسوج بود که با روش نمونه­گیری غیرتصادفی هدفمند انتخاب شدند که این تعداد بر اساس ملاک اشباع نظری انتخاب شد و نمونه گیری تا رسیدن به اشباع داده‌ها ادامه یافت. برای گرداوری داده‌ها از مصاحبۀ نیمه­ساختار­یافته استفاده شد. داده‌های حاصل از مصاحبه، با روش کدگذاری نظری تجزیه و تحلیل شد. در مرحلۀ کدگذاری باز 39 مفهوم و در مرحلۀ کدگذاری محوری 8 مقوله به‌دست آمد. مقولۀ «دگردیسی سبک­زندگی» به عنوان مقولۀ هسته‌ای ظهور یافت. نتایج بیان‌کنندۀ آن است که زنان در دنیای جدید خود را به محدود ماندن در چهارچوب سنتی مورد انتظار مجبور نکرده و آخرین نوع و مدل تکنولوژی‌ها را می­خواهند. ضمن توجه به زندگی و روش­های سخت گذشته، در پی تجربه شکل‌های نوین خانواده هستند. آموزش مدرن، رسانه‌ها و شهرنشینی به عنوان شرایط علی تأثیرگذار بر پدیدۀ دگردیسی­سبک­زندگی زنان بوده‌است، پیامدهای حاصل از این پدیده شامل دگرگونی ارزش‌های زنان، مدگرایی، مدیریت بدن، مصرف‌گرایی است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Meaning Reconstruction of Life Style Change among Lor Women in Yasuj City

نویسندگان [English]

  • Hossein Afrasiabi 1
  • Tahereh Moradifar 2
1 Department of Sociology, Faculty of Social Sciences, Yazd University
2 Masters student, Faculty of Social Sciences, Yazd University
چکیده [English]

Life style reflects people's preferences and interests and is presented in various domains of life such as leisure time, home furniture, manners of speaking, music style, clothes, make up and appearance. The aim of this study was to understand and interpret life style change among women from Yasouj. This is a qualitative study and it was carried out through grounded theory. The sample of the study consisted of 52 women from Yasouj that were selected through purposive sampling. Interviews went on until saturation was achieved. Semi-structured interview and observation were used to collect the data. Collected data was analyzed through theoretical coding method. In open-coding phase, 39 concepts and in axial-coding phase 8 categories were obtained. The category of "deconstruction of life style" was revealed as the core category. The results showed that women in modern world have not constrained themselves to remain in traditional expected framework and they demand the latest models of technologies. With regarding the hardships of past life they seek to experience modern forms of family. Modern education, media, urbanization as casual conditions have influenced phenomenon of women's reconstruction of life style. The outcomes of this phenomenon included, transformation of values, body managementand fashionism. 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Women
  • Family
  • life style
  • change
  • Grounded Theory

مقدمه و بیان مسئله

سبک زندگی از جمله مفاهیم علوم اجتماعی است که در دهه‌های اخیر به آن توجه شده است. این مفهوم قدمتی کمتر از یک قرن دارد و آن را محصول مدرنیته می‌دانند. مفهوم سبک زندگی در جامعۀ سنتی جایگاهی ندارد، زیرا در این دوره تجانس و هم­شکلی، امکان بروز تمایز را نمی‌دهد. در جامعه مدرن که تنوع و تکثر کالا و آزادی فردی در مصرف از ویژگی‌های آن است، سبک زندگی متنوع امکان بروز پیدا می‌کند( مجدی، 1389: 34). سبک­زندگی را می­توان به مجموعه­ای از رفتارها تعبیر کرد که فرد آن‌ها را به کار می‌گیرد، نه تنها نیازهای جاری او را برآورده می‌کند، بلکه روایت خاصی را هم که او برای هویّت فردی خود برگزیده است، در برابر دیگران مجسم می‌کند. سبک زندگی در اثر رشد فرهنگ مصرف‌گرایی به شالوده‌ای برای تفاوت‌ها، تمایزات و هویّت‌اجتماعی تبدیل شده­است. امروزه سبک­زندگی از طریق تصمیم‌های روزمره دربارۀ چگونه رفتارکردن، چه چیزی پوشیدن و چه چیزی مصرف‌ کردن پاسخ داده می‌شود( گیدنز، 1382: 143).

انسان امروز دیگر آن انسان اعصار و قرون گذشته نیست که با محدودیت‌هایی در زمینۀ مصرف مواجهه بود. بلکه انسانی است که در برآورده کردن نیازهای خود از امکانات زیادی بهره‌‌مند است. این تنوع و گوناگونی سبب گرایش انسان به چیزی فراتر از نیازهایش می‌شود و او را به طرف مصرف هر چه بیش‌تر سوق می‌دهد. زنان در میان گروه‏های جامعه‏ به‏ویژه در مقایسه با مردان از نظر هویّت‏یابی با چالش‌های بیش‌تری مواجه هستند؛ منابع هویّتی زنان بیش‌تر ناشی از جنسیّت یا طبقۀ همسران آن‌ها بوده و همواره با سرچشمه‏هایی ارتباط دارد که رویکرد مردانه آن را جهت می‏بخشد؛ با وجود این، امروزه الگوی مصرف متفاوت میان زنان و مردان، موجب ایجاد مجموعۀ متفاوتی از اولویت‌ها، ترجیحات و نگرش‌های میان زنان و مردان شده‌است( بارلتا، 2003). دستاوردهای فناوری دنیای مدرن از جمله راه­های ارتباطی با کلان­شهرها و بهره‌مندی از تسهیلات ارتباطی و امکان استفاده از به‌روزترین و لوکس‌ترین وسایل خانگی، گسترش دانشگاه‌ها و افزایش تحصیلات‌، کم­شدن روابط گرم گذشته، تغییرالگوی مصرف و منفعت‌طلبی، تغییر و دگرگونی را در مصرف و الگوی مصرفی زنان به‌دنبال داشته‌است.

نوع و میزان مصرفِ لباس و همچنین نحوۀ لباس پوشیدن و خودآرایی(نوع پوشاک و پیروی از مد)‌، زیورآلات و انواع کالاهای لوکس، حاکی از تغییرات سبک زندگی زنان است که نمود آن را می‌توان در سالن‌های آرایشی و بهداشتی و گسترش فروشگاه‌های پر زرق و برق و همچنین بازگشایی مال‌ها و مراکزخریدی مشاهده کرد که چشم هر رهگذری را می‌فریبد. این‌ها گوشه‌ای از تغییر در سبک زندگی زنان بوده­است. ظهور پاساژها و مال­ها و فروشگاه­های خرید نه تنها مکانی برای حضور زنان است، بلکه مکانی برای زنانه­شدن بسیاری از رفتارها مانند خرید کردن شده‌است که به مثابۀ بخشی از زندگی روزمره به گسترش حوزۀ عمومی زنانه منتهی شد. زنان مشارکت کننده در این پژوهش نیز از این تغییرات مصون نبوده‌اند. یاسوج از جمله شهرهایی است که در سال‌های اخیر با رشد شتابنده‌ای در حال تغییر است و با گذری کوتاه می‌توان نمود این تغییرات را در زمینه‌های مختلف زندگی مردم مشاهده کرد.

از آنجایی که زنان در ساختار خانواده، بیش‌تر مسئولیت خرید و تأمین مواد و نیازهای افراد خانواده را بر عهده دارند، باعث شده که در زمینۀ مصرف و الگوهای مصرفی بیش‌تر نگاه­ها به سمت آن‌ها باشد. امروزه مصرف و تلاش برای تغییر سبک‌زندگی به اساسی‌ترین مفهوم جامعه تبدیل شده‌است، به گونه‌ای که می‌توان آن را پدیده‌ای اجتماعی تلقی کرد که نیازهای چندگانه افراد را برآورده می‌کند، با توجه به روند افزایشی حضور زنان در عرصه‌های مختلف اجتماعی، انتظار می‌رود گرایش‌ به سبک­زندگی مدرن افزایش یابد. لذا پژوهش‌های بیش‌تر، به منظور شناسایی ابعاد گرایش‌های سبک‌زندگی نوین لازم و ضروری است. با وجود چنین اهمیتی دربارۀ سبک­زندگی زنان در ایران، اطلاعات دقیقی در این زمینه به خصوص به روش کیفی وجود ندارد. این تحقق در پی پاسخ به این پرسش‌ها برآمد که: چه تغییراتی در سبک‌زندگی زنان رخ داده­است؟ چه عواملی از نقطه نظر زنان­لر ساکن شهر یاسوج موجبات بروز تغییر سبک‌زندگی را فراهم کرده‌اند؟ پیامدهای تغییر سبک زندگی زنان کدامند؟

در زمینۀ سبک زندگی و ابعاد مختلف آن در سال‌های اخیر مباحث مختلفی مطرح و تحقیقات متعددی انجام شده است. با وجود این، تعداد تحقیقات کیفی بسیار محدود است و عمده این تحقیقات با رویکرد کمّی انجام شده است.

کردی و هادی‌زاده(1391) سبک زندگی زنان شاغل و غیرشاغل را در شهر‌ ساری بررسی کرده‌اند. این پژوهش که با رویکرد کمّی انجام شده، نشان می‌دهد اکثر زنان دارای سبک زندگی سنّتی هستند. همچنین در میان متغیرهای مختلف، تحصیلات نقش اصلی را در تبیین سبک زندگی زنان دارد. عسکری ندوشن و همکاران(1390) در مطالعه‌ای تمایلات مصرفی را در میان زنان شهر یزد بررسی کردند، این تحقیق نشان داد که عواملی چون مشخصه‌های فردی، وضعیت اقتصادی خانوار و تحصیلات والدین و میزان استفاده از رسانه‌های جمعی و همچنین بعد خانواده والدین از متغیرهای تأثیر‌گذار بر تمایلات مصرفی زنان شهریزد بوده‌است. محمدپور و همکاران(1388)در مطالعه‌ای به بررسی کیفی جهان-زیست زنان در یکی از پاساژهای مجلل و بزرگ شیراز اقدام کردند. یافته‌های این پژوهش نشان داد که پاساژ صرفاً مکان مصرف کالاهای متعارف نیست، بلکه فضایی نشانه شناختی و نمادی شده برای مصرف نشانه‌ها، مصرف تظاهری، پرسه‌زنی، هویّت‌یابی، مقاومت و تمایز جنسیّتی و دوست‌یابی است. رفعت جاه(1387) به بررسی تأثیر موقعیت شغلی بر سبک زندگی زنان شاغل اقدام کرده است. یافته‌های تحقیق حاکی از آن است که در زنان دارای موقعیت شغلی بالا، نسبت به زنان رده‌های شغلی پایین، سبک زندگی از مصرف‌گرایی به ویژه مصرف تظاهری و تجملی فاصله گرفته و توجه به جنبه‌های فایده‌ای و کاربردی کالاها بیش‌تر می‌شود. محقق چنین نتیجه گرفته است که سبک زندگی و الگوهای مصرف و در نتیجه تمایزهای هویّتی زنان را نمی‌توان صرفاً از روی موقعیت شغلی آن‌ها شناخت، بلکه باید تأثیر سایر عوامل فرهنگی از جمله جنسیّت، تحصیلات و ارزش‌ها و نگرش‌ها را در شکل گیری هویّت و سبک زندگی زنان مطالعه کرد. حمیدی و فرجی(1386) سبک زندگی و پوشش زنان در تهران را بررسی کرد. براساس نتایج این تحقیق که با روش کیفی انجام شده، سبک پوشش زنان دچار تغییر شده از حالت سنتی فاصله گرفته است و به سمت کارکردهای هویّتی و تمایزی تغییر کرده است. محققان دو سبک زندگی مبتنی بر خلق هویّت و سبک زندگی مبتنی بر تمایز را مطرح کرده‌اند.  

لو و فریمن(2007)، در پژوهش خود به بررسی رفتار خرید زنان قزاقستانی اقدام کردند. در این تحقیق که به صورت کیفی انجام شده‌است، آن‌ها برای بررسی رفتار زنان در زمینۀ استفاده از مد، از گروه کانونی و مصاحبه عمیق استفاده کردند. نتایج این پژوهش نشان داد که زنان قزاقستانی در حال گرایش به سمت مد بوده و آن را حقی برای خود می‌دانند. همچنین نتایج تحقیق نشان داد که زنان قزاقستانی اعتقاد دارند که نام تجاری محصول، ارزش لباس را ارتقاء داده، توجه زیادی به مد داشته و از رسانه‌ها برای آگاهی از مدهای روز استفاده می‌کنند. چائو و شور(1998) در تحقیق خود مصرف منزلت گرا را در میان زنان بررسی کردند. آن‌ها برای بررسی موضوع خود از داده‌های واقعی در زمینۀ خرید لوازم آرایشی استفاده کردند. در زمینۀ دلیل انتخاب لوازم آرایشی به عنوان محصولی منزلت‌گرا چنین استدلال می‌کنند که زنان عمدتاً این محصول را در خارج از خانه استفاده می‌کنند و مصرف منزلت گرا اغلب در زمینه محصولات رخ می‌دهد. اُکاس[1](2001) در تحقیق خود با عنوان «نظارت بر خود، مادی­گرایی و خرید لباس­های مد روز» به این نتیجه دست یافت که در زمینۀ استفاده از لباس‌های مد روز، زنان در زمینه خرید این نوع محصولات تمایل بیش‌تری دارند، این موضوع نشان می‌دهد که زنان بیش‌تر از مردان از لباس و ظاهر برای بیان این استفاده می‌کنند که آن‌ها چه کسانی هستند و چه میزان پرستیژ دارند.

در تحقیقات کیفی از نظریه‏ها به عنوان راهنمای نظری برای تفسیر و تبیین بیش‌تر ابعاد موضوع مورد مطالعه و حساسیت نظری (کوربین و استراوس[2]، 1998) استفاده می‌شود. این مطالعه نیز که در رویکرد کیفی انجام شده، به منظور آشنایی با مفاهیم و دیدگاه‌های موجود، برخی از نظریه‌ها مرور شده است. در میان نظریه‌های مختلف که به تبیین سبک زندگی در جامعه مدرن اقدام کرده‌اند، می‌توان به وبر، وبلن و بوردیو اشاره کرد.

در نظریه‌های جامعه­شناسی کلاسیک، از مفهوم سبک زندگی عمدتأ برای ایجاد تمایز میان طبقات اجتماعی یا گروه‌های اجتماعی استفاده شده­است. ماکس وبر[3] واژۀ سبک­زندگی را در اشاره به شیوه‌های رفتار، پوشش، سخن­گفتن، اندیشیدن و نگرش‌هایی به کارگرفت که مشخص‌کنندۀ گروه‌های منزلتی متفاوتی بودند. وبر در تحلیل چندبعدی به سه مفهوم سبک‌زندگی، تدبیرزندگی و بخت‌زندگی اشاره می‌کند. او خصیصۀ اصلی سبک­زندگی را انتخابی­بودن آن می‌داند که با برخی مضایق ساختاری محدود است و این محدودیت‌های اقتصادی و اجتماعی هستند. وبر کارکرد دوگانه‌ای برای سبک­زندگی قائل است؛ از یک طرف موجب تفاوت بین گروهی می‌شود و به برتری­های منزلتی و طبقاتی مشروعیت می‌دهد و از سوی دیگر موجب انسجام بخشیدن درون­گروهی می‌شود. به نظر او سبک­زندگی بیش از آن که بر تولید استوار باشد، بر شباهت الگوهای مصرف استوار است(فاضلی، 1382: 68).

براساس نظر زیمل[4]، در دنیای جدید، شاهد آزاد شدن فرد از تمامی قید و بندهایی هستیم که جامعۀ سنتی و در قالب همبستگی‌های گروهی بر آزادی فرد وارد می‌کرد. این فشار ساختاری در حالی اعمال می‌شود که شهر، مبانی تعلقات گروهی را نیز از بین برده‌است. درگیر شدن در نظام تقسیم کار پیچیده، دستمایه­های هویّت و تمایز از دیگران را نیز زایل کرده‌است. در چنین وضعیتی، شیوۀ خاص مصرف کردن و سبک زندگی، راهی برای بیان خود در رابطه با دیگران و انبوه جمعیت حاضر در کلان شهر است(کوکرهام، روتن و ابل[5] ،1997؛ به نقل از فاضلی،1382: 24-25). زیمل در تحلیل مصرف‌گرایی جامعۀ مدرن، بر مقوله‌ای همچون مد تأکید دارد، به نظر او، مصرف کالاها و ایجاد سبک‌های زندگی از سویی برای فرد هویّت­بخش بوده و از سویی دیگر متمایزکننده است.

در نظر وبلن[6] بخش عمده‌ای از رفتار انسان تابع احساسات اوست. او دیرپای‌ترین الگوهای رسم و عادت را به عنوان نمادهای اجتماعی می‌شناسد و از آن‌ها با عنوان الگوهای چشم‌و­هم‌چشمی و الگوهای مصرف تظاهری یاد می‌کند. وبلن بحث خود را در قالب نظریۀ مفاهیمی همچون طبقه تن آسا و مصرف متظاهرانه مطرح کرده است. طبقه تن آسا معیار‌هایی را می­پروراند که هر فردی در هر سطحی از جامعه به گونه‌ای وادار به رعایت آن می‌شود. نشانۀ عضویت در طبقه تن آسا، پرهیز از مشقت کار تولیدی و دست یافتن به مصرف متظاهرانه است(وبلن،110:1386).

بوردیو [7]معتقد است تمایز دوران مدرنیته به شکل‌گیری میدان‌های گوناگونی منجر شده و عمل کنش‌گر در هر میدان، بنا به جایگاه فرد در میدان، سرمایه، تجربیات شخصی در جریان جامعه‌پذیری، دورۀ زمانی و قدرت میدان در آن دوره شکل می‌گیرد. مطابق مدلی که او ارائه می­کند، شرایط عینی زندگی و موقعیت فرد در ساختار‌اجتماعی به تولید سلیقۀ خاص منجر می‌شود، سلیقه مولد دو دستة نظام است: نظامی برای طبقه‌بندی اعمال و نظامی برای ادراکات و شناخت‌ها(قریحه‌ها)، نتیجة نهایی تعامل این دو نظام، سبک‌زندگی است. سبک‌زندگی همان اعمال و کارهایی است که به شیوه‌ای خاص طبقه‌بندی شده و حاصل ادراک خاصی هستند. سبک زندگی حاصل ترجیحات افراد است که به صورت عمل در­آمده و قابل مشاهده هستند(‌فاضلی، 1382: 45). فضای اجتماعی بر مبنای سرمایه ساخته می‌شود، هر قدر سرمایة فرد بیش‌تر باشد، در فضای اجتماعی در موقعیت بالاتری قرار می‌گیرد، بوردیو استدلال می‌کند مردمی که به طور نزدیک در یک فضایی اجتماعی قرار دارند، دارای مشابهت‌هایی بسیار هستند؛ حتی اگر هرگز یکدیگر را ندیده باشند، به عبارت دیگر، مردمی که در فضای اجتماعی مشابهی قراردارند، ذائقه‌های مشابه و سبک زندگی مشابه دارند(گیبینز و ریمر، 1381: 116). در واقع به ازاء هر سطحی از موقعیت­ها، سطحی از سبک­زندگی‌ها و ذائقه‌ها وجود­دارد که بر اثر شرایط اجتماعی مناسب با آن به وجود می‌آیند و به وسیله این سلیقه‌ها و ظرفیت تکثیرکنندة آن‌ها، مجموعة انتظام یافته‌ای از ثروت‌ها و خصلت­ها به وجود می‌آید که در درون خود از نوعی وحدت سیره‌ها بهره‌مند هستند(بوردیو، 1381: 35).

روش‏ پژوهش

این پژوهش در رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه داده بنیاد[8] انجام شد. در این روش، نظریه از درون داده‌ها پدیدار می‌شود. تفسیر و تحلیل عمیق داده ها، در ایجاد نظریه نقش مهمی دارد و در صورت عبور و طی کردن دقیق مراحل تحقیق می‌تواند به تبیین نظریه‌ای منتهی شود(اشتراوس و کوربین، 1391: 273- 274). برای گردآوری داده‏ها از روش‌های مشاهدۀ مستقیم و مصاحبه‏های نیمه‏‏ساخت‏یافته استفاده شد. جامعۀ آماری این مطالعه زنان­لر ساکن شهریاسوج بودند. نمونه‏گیری به صورت غیرتصادفی از نوع هدفمند بود و حجم نمونه نیز براساس اشباع نظری سؤال‏های تحقیق تعیین شد. اشباع نظری زمانی اتفاق می‏افتد که محقق به این نتیجه برسد که در یک مرحله از کار به مفاهیم و پاسخ‏های مشابه دست یافته‌است(گلیزر و اشتراوس،1967: 61). در این مطالعه با هدف گردآوری اطلاعات مصاحبه­های مختلفی در مناطق مختلفی انجام‌شد، پس از انجام‌دادن 38 مصاحبه عمیق و نیمه­ساخت‌یافته، اشباع نظری حاصل شد، اما جهت اطمینان بیش‌تر مصاحبه‌ها تا 52 نفر ادامه یافت. سن شرکت­کنندگان در طیفی از17 سال تا 77 سال را شامل می‌شد، که با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند مشارکت‌کنندگانی انتخاب شد که بیش‌ترین همکاری و مشارکت را دارند و می‌تواند اطلاعات بیش‌تری در اختیار پژوهشگر قرار دهند.

هدف عمدۀ روش کیفی ارائۀ توصیف عمیق از واقعیت تحت بررسی و کشف معنای پدیده نزد مشارکت کنندگان است. دستیابی به این هدف نیازمند فنونی است که به کمک آن بتوان داده های گردآوری‌شده را سازماندهی، تنظیم و تحلیل کرد و به ارائه نظریۀ مبتنی بر واقعیت داده‌ها دست یافت؛ این نوع نظریه را نظریۀ داده بنیاد( زمینه‌ای)می خوانند(گلیزر و اشتراوس، 1967، به نقل از محمدپور و همکاران، 1388: 7)، تحلیل اطلاعات در کدگذاری نظری در 3 مرحله انجام ­شد؛ این مراحل عبارت هستند از: کدگذاری باز[9](روند خرد کردن، مقایسه کردن و مقوله‌بندی کردن داده‌ها)، کدگذاری محوری[10]( مفاهیم و مقوله‌هایی که در مرحلۀ کدگذاری باز طرح شد و در ترکیبی جدید به یکدیگر متصل شدند)، کدگذاری گزینشی[11]( در این مرحله مقولاتی که برای ساختن چارچوب نظری اولیه تنظیم شد با یکدیگر ترکیب می‌شوند(ذکایی، 1381: 63). به عبارتی در کدگذاری باز مفاهیم اولیه، در مرحله کدگذاری محوری کدهای استخراج­شده تحت مقوله‌ها یا عناوین فراگیر و در مرحلۀ کدگذاری انتخابی مقولۀ هسته‌ای استخراج می‌شود(اشتراوس 1998: 123). کدگذاری باز اولین مرحله محسوب می‌شود؛ در این مرحله متن مصاحبه، سطر به سطر مفهوم‌بندی شد. در مرحلۀ کدگذاری محوری این مفاهیم کنار یکدیگر گذاشته شد و بر اساس هم‌پوشانی معنایی به صورت مقولات محوری درآمد و در نهایت مقولات عمده را در یک مقوله جدید به نام مقولۀ هسته­ای[12] در سطحی انتزاعی‌تر از دو مرحلۀ پیشین به دست داد.

یافته‏های پژوهش

داده‌ها با استفاده از روش کدگذاری نظری در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شد. در این فرایند با 52 نفر از افرادی که بیش‌ترین اطلاعات را راجع به موضوع پژوهش داشتند، مصاحبه‌هایی انجام شد، همان‌طور که در جدول زیر آمده است، 42 مفهوم اولیه، در مرحلۀ کدگذاری محوری 9 مقوله استخراج شد و در نهایت در مرحلۀ کدگذاری گزینشی یک مقولۀ هسته به دست آمد.

جدول 1: مقوله‌های استخراج‌شده مربوط به تغییر سبک زندگی

مقوله

مفهوم

آموزش و آگاهی

درک ضرورت تحصیل، ورد به دانشگاه،  افزایش یادگیری، افزایش درک و آگاهی

اهمیت بدن

ورزش و پیاده روی، خرید وسایل آرایشی‌، جراحی زیبایی، پوشش­نو، آرایش کردن،  اهمیت ظاهر

رسانه تغییر‌ساز

مطالعه­کردن، برنامه­های تفریحی، سینما رفتن، استفاده از رسانه‌ها

مصرف‌ گرایی

خرید و مصرف کالاها، رفتن به فروشگاه­های خرید، تنوع طلبی، خرید کالاهای تجملی و لوکس، عوض کردن وسایل، تبلیغ گسترده کالاها، هویّت‌بخشی، چشم­و­هم­چشمی

امکانات رفاهی شهری

بهبود شرایط، دسترسی آسان، استقبال از امکانات، افزایش امکانات، تنوع محصولات

دگرگونی ارزش‌ها

کم‌رنگ شدن سنّت، سرد‌شدن روابط، استقلال در تصمیم‌گیری، توجه به علایق شخصی، توجه به اهداف شخصی، منفعت‌طلبی

رقابت

استقلال در تصمیم‌گیری، توجه به علایق شخصی، استقلال فکری، رسیدن به اهداف شخصی، منفعت‌طلبی

 

مفاهیم و مقولات جدول فوق در واقع منعکس کنندۀ تغییر در سبک زندگی زنان­لر ساکن شهر یاسوج با تأکید بر تفاسیر و اظهارات خود آن‌ها بوده است. بر اساس مصاحبه‌های انجام شده، این مفاهیم بیان‌کنندۀ نظر، ایده و نگرش‌هایی است که افراد تحت مصاحبه از تغییر سبک‌زندگی درک و بیان ‌کرده‌اند. مقولۀ هسته‌ای حاصل از بررسی مفاهیم و مقولات در این مقاله، دگردیسی سبک‌زندگی است. دگردیسی سبک­زندگی همانند سایر ابعاد مورد بررسی متأثر از یک‌سری شرایط و بسترهاست، شرایط مجموعه رویدادها و حوادثی است که موقعیت‌ها و مسائل و امور مربوط به یک پدیده را خلق می‌کنند. از آنجایی که پدیده در خلاء رخ نمی‌دهد و زمینه و بستر وقوع آن با حضور شرایط علی موجود میسر می‌شود، شرایط علی یا سبب­ساز معمولاً آن دسته رویدادها و وقایع هستند که بر پدیده‌ها اثر می‌گذارند. این شرایط از نظر زنان ساکن شهر یاسوج، آموزش مدرن، رسانه، شهرنشینی بود. در بین صحبت‌های زنان مشارکت‌کننده، این شرایط به تغییر و دگردیسی­سبک زنان منجر شده‌است.

آموزش و آگاهی: با توجه به مصاحبه‌های انجام شده مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری و تغییر سبک زندگی زنان، آموزش نوین است. آموزش باعث افزایش آگاهی و توانمندی زنان شده‌است، زنان مشارکت‌کننده‌ هم از این قاعده مستثنی نبوده‌اند. آن‌ها بر این باور هستند که با توجه به تغییرات و روند تحولاتی که در چند دهه اخیر رخ داده، سطح آگاهی آن‌ها بالا رفته و به نوعی استقلال فکری رسیده‌اند. سواد و تحصیلات، نه تنها درک و آگاهی زنان را افزایش داده بلکه به عطش آگاهی در میان آن‌ها منجر شده است. خانمی 46 ساله در این زمینه چنین می‌گوید که:

« قبلاً اجازه نمی‌دادند درس بخونیم، ولی حالا که شرایطش فراهم شده رفتم دانشگاه و درکنارش هم کتاب می‌خونم. شرایط جامعه طوری شده که باید پیشرفت کرد و نباید عقب موند، می‌خوام پابه پای بچه‌هام پیش برم و کمک‌کارشون باشم و خودم آگاهی ام بالاتر بره».

 زنان بر این باور هستند که آموزش و تحصیلات نه تنها راهی برای ورود آن‌ها به اجتماع است، بلکه آن‌ها را به توانایی و قابلیت‌هایشان آگاه­تر کرده و نوع نگاه به خود، به زندگی و به دیگران را نسبت به گذشته تغییر داده‌است. تحصیلات علاوه بر افزایش آگاهی، به یک نیروی مهم برای پیشرفت خواهی زنان نیز تبدیل شده است. چنانچه از اظهار نظر بالا بر می‌آید، زنان به کمک تحصیلات به دنبال دستیابی به مزیت‌های اجتماعی نیز هستند.

رسانۀ تغییرساز: رسانه‌ها که خود بخشی از شرایط نوپدید هستند، با بازنمایی تغییرات و رویدادها توانسته‌اند به زنان کمک کنند تا به طور عمیق‌تر و دقیق‌تر در ابعاد و زوایای حوزۀ خصوصی و عمومی خود تأمل کنند و به خودآگاهی و دیگرآگاهی دست یابند. این خودآگاهی که محصول گریزناپزیر وضعیت اجتماعی مدرن است، به واسطۀ رسانه‌ها تشدید و به مخاطبانش القاء می‌شود. زنان مشارکت­کننده بر این باور هستند که رسانه­های جدید، اعم از تلویزیون و کامپیوتر و ... چشم اندازی جدید پیش روی آن‌ها گشوده است. زنان­ در دنیای امروز نسبت به تغییرات ظاهراً گریزناپذیری آگاهی دارند که در زندگی­آن‌ها در حال رخ دادن است. زنان بر این باور هستند که در جهانی زندگی می­کنند که با سرعتی شتابان به پیش می­رود. خبرها و اطلاعاتی که دریافت می‌کنند در کنار فناوری‌ها و مراکز فرهنگی جدید، ذائقۀ فرهنگی و اجتماعی آن‌ها را تغییر داده است. یکی از مشارکت کنندگان، خانمی 39 ساله، در این باره چنین می­گوید:

« تلویزیون شکل زندگیمون رو تغییر داده، خیلی از کارا و رفتارایی که انجام می‌دیم از تلویزیون یاد گرفتیم، کارای خونه رو انجام می‌دیم و بیکار که می­شیم تلویزیون شده سرگرمی، حتی شده بیش‌تر مواقع نوع مبل و وسایل خونه رو از تلویزیون و ماهواره یاد می­گیریم و عوض می­کنیم»

امکانات رفاهی شهری: در میان صحبت‌های افراد مشارکت­کننده امکانات رفاهی و تنوع‌طلبی از ویژگی­های زمینه و بستر شناخته­شد­ه­اند که به ظهور پدیدۀ دگردیسی­سبک­زندگی منجر شده­است. زنان در دنیای امروز با طیف گسترده‌ای از امکانات و تکنولوژی مواجه هستند و این امکانات را به راحتی می‌توانند به دست می­آورند. زنان مشارکت­کننده بر این باور هستند که استقبال از این امکانات نیازشان را بیش‌تر کرده و وجود امکانات و گسترش فناوری زندگی را برای آن‌ها راحت­تر کرده­است. آن‌ها در پی تنوع بخشیدن به زندگی خود هستند. تنوع­طلبی از احساسات درونی فرد نشأت می‌گیرد و قضاوت­های دیگران نیز می­تواند این احساسات را در آن‌ها برانگیزاند که جز با عوض کردن هر چند یک بار وسایل خانه قابل رفع نباشد. به نظر می­رسد که آن‌ها می‌خواهند از این طریق خود را معنا کنند و به زندگی معنا بدهند. خانمی 43 ساله در این باره چنین اظهار می‌کند که:

 «بعضی وسایل خونه که زیاد بمونن آدم دلگیر میشه و بعضی­هاشون هم از مد می­اوفتن. هر ساله یه عده از وسایل خونه رو عوض می­کنم، البته بعضی از فامیل‌ها و دور و اطراف هم خیلی دخالت می­کنن مدام میگن فلانی اینا همون فرشای چند سال پیش هستن، یا اینا همون ظرفایی هست که اون سال گرفتی، از بس تنوع اومده تو بازار که آدم دوست داره همین جوری خرید کنه و هی وسیله‌های جدید بگیره».

زنان مشارکت‌کننده به خرید جدیدترین امکانات اقدام می‌کنند و این خود می‌تواند حس تنوع­طلبی و گسترش مصرف‌گرایی را به همراه داشته باشد. ورود به شهر آن‌ها را با دنیای جدید آشنا کرد که نمود آن در گسترش مغازه‌ها (مغازه‌هایی سرشار از پارچه‌ها و لباس‌های پرزرق و برق و متنوع) و مال‌ها و فروشگاه‌ها پوشاک و مراکز تولیدی در این شهر آشکار شده است.

فرایند مدرن‌سازی به ویژه در محیط‌های شهری و گسترش فرهنگ مدرن در میان لایه‌های مختلف جامعه، ساختار خانواده را تحت تأثیر قرار داده‌است، تحول در الگوهای زندگی جوامع شهری و ورود زنان به اجتماع موجب تغییر و تحول در نگرش افراد و در توزیع نقش‌ها در خانواده شده‌است. زنان بر این باور هستند که شهرنشینی و گسترش امکانات و دسترسی به رسانه آن‌ها را در ارتباط گسترده‌تری قرار داده است، شهرنشینی وجود فزآیندۀ امکانات رفاهی را با خود به همراه داشت.

یکی از افراد تحت مصاحبه، خانمی 71 ساله که خود تجربه روستانشینی و شهر­نشینی را داشت و از اینکه الان شهرنشین شده احساس رضایت و خرسندی می‌کند، در این باره می‌گوید:

« از وقتی اومدیم شهر همه چیز راحت گیر میاریم، روز به روز دنیا پیشرفته‌تر میشه، الان دیگه شهرا خیلی امکانات دارن و وقتی امکانات باشه، نیاز داریم که مصرف کنیم و زندگی راحتی داشته باشیم‌، من خودم به شخصه حاضر نیستم این همه امکانات رو از دست بدم، کیه که از راحتی بدش بیاد. هر چند هزینۀ زیادی باید پرداخت کنیم، ولی می‌ارزه».

استقبال و استفاده زنان از این امکانات آن‌ها را به نوعی به سمت فرهنگ مصرف سوق داده‌است، تکنولوژی نوین در شهرها در لباسی تازه‌تر این نیاز را پاسخ می‌دهد و آن‌ها گام به گام با این نیازها جلو می‌روند.

مصرف‌گرایی: برخلاف گذشته که افراد یک جامعه، در نبود، وسایل خودش و علایق و سرگرمی‌هایشان را تعریف می‌کردند، امروز وسایلی از این دست این نقش را بازی می‌کنند. در این زمینه خانم 43 ساله[13]که وسایل منزل و ظاهرش مصرف‌گرایی و به نوعی تنوع‌طلبی را نشان می­داد در این باره چنین می‌گوید که:

« اصلا دنیا جوری شده که اگه خودت مخالف تنوع­طلبی و اصراف باشی نمی‌تونی و خودت جذب این تنوع‌طلبی می شی، مثلاً من به عنوان زن خونه دار دوست دارم کسی که میاد خونه همه وسایلم شیک باشه، اصلاً دوست ندارم وسیله‌های خونه و حتی لباسام تکراری باشن، وقتی بقیه خرید می‌کنن من چرا خرید نکنم، حرص خرید و به دست آوردن یه سری چیزا دست خود آدم نیس، انگار یه چیزی درون آدمه که باید بهتر از آن چیزی که بقیه خریده رو ما داشته‌باشه ».

این مسئله به وضوح در میان زنان دیده می‌شود، که نمود آن در گسترش مغازه‌ها(مغازه‌هایی سرشار از پارچه‌ها و لباس‌های پرزرق و برق و متنوع)، مال‌ها، فروشگاه‌ها پوشاک و مراکز تولیدی در این شهر آشکار شده است. این تغییرات را در نوع پوشش، مدل و حتی رنگ لباس می‌توان مشاهده کرد. نسل جدید، رنگ و مدل لباس به نسبت آنچه مادرانشان می‌پوشیدند متفاوت شده و همچنین در رنگشان تغییراتی به وجود آمده‌است. حتی دوخت لباس نیز مدل‌دار شده است. یکی دیگر از مشارکت‌کنندگان، خانم جوان 28 ساله[14] بر این باور است که:

« من خودم دیگه جوری شدم که هر مراسم و جشنی نباید لباس تکراری بپوشم و لباس‌ها هم روشن‌تر و زرق و برق‌دار شده و هر روز تنوع پارچه و لباس تو بازار بیش‌تر می‌شه، ما نسل جوون دیگه خیلی کم لباس محلی و سنّتی رو می‌پوشیم مگه اینکه جشن عروسی یا مراسم خاصی باشه، یه جورایی اکثراً به لباسای مجلسی و مدرن رو آوردن».

زنان عملاً دو نوع پوشش(پوشش محلی و پوشش غیر محلی و رسمی) را تجربه کرده‌اند، عده‌ای که امروزه هر نوع لباس رامی­پوشند و عده­ای که دیگر محلی نمی­پوشند.

مصرف­گرایی به اساسی­ترین مفهوم جامعۀ مدرن تبدیل شده­است، به گونه­ای که می­توان آن را پدیده­ای اجتماعی تلقی کرد که نیازهای چندگانه افراد را برآورده می‌کند، بخش زیادی از اوقات فراغت و علایق به کالایی­شدن زندگی تبدیل شده­است که به رشد جامعه مصرفی دامن زده­است، یکی از مشارکت­کنندگان خانمی 35 ساله در این باره چنین می‌گوید:

«وقتی وسیله‌های آن چنانی و گران قیمت تو خونه باشه، همه یه جور دیگه باهات رفتار می‌کنن، جدیدترین وسایل و به‌روزترین وسایل رو از بازار می‌گیرم، گاهی هم قصد خرید نداریم، ولی از بس تو شهر تبلیغات می­کنن و جلو هر فروشگاه وسایلی می­ذارن و هر کس سعی میکنه جلوه و دکوراسیون مغازه و فروشگاهش رو بهتر کنه و همین باعث میشه آدم به طرفشون جذب بشه بعد می‌بینی کلی خرید کردیم».

به‌نظر می‌رسد که آن‌ها می‌خواهند با داشتن‌های خود، خود را معنا کنند و به زندگی معنا بدهند که این داشتن‌های آن‌ها است که بودن‌های آن‌ها را معنا می‌دهد. خانم جوان 24 ساله‌ای که در حین مصاحبه گوشی مدل بالایی در دست داشت و مدام با گوشی کار می‌کرد این پدیده را این‌گونه بیان می‌کرد که:

 « کلاً دنیا در حال تغییره، همه دارن مدل‌دارترین و به روزترین وسایل رو می‌خرن، تا یه جورایی تحویل گرفته بشن، مردم دیگه ظاهر آدما و خونه‌ها رو می‌بینن، همین خود من، اگه نخوام گوشی موبایل یا لپ‌تاب جدید نخرم خانواده نمی‌ذارن، با اینکه از گوشی موبایل یه استفاده می‌کنم و همین کاری که الان با این گوشی دارم با گوشی قبلی همانجامش می‌دادم، ولی جدیدترین گوشی رو خانواده برام میخرن، و همه وقتم رو با گوشی صرف می‌کنم».

زنان با خرید و مصرف کالاها و محصولات به تولید سبک خود و تمایز آن از دیگران پرداخته و هویّت جدیدی را از رهگذر چنین مصارفی به‌دست می آوردند. در واقع سبک زندگی و مصرف کالا از سویی برای افراد به خصوص زنان هویّت‌بخش بوده و از سوی دیگر متمایزکننده است. مشارکت‌کنندگان بر این نظر بودند که به ازای هر سطحی از موقعیت‌ و جایگاه افراد، سطحی از سبک زندگی و ذائقه‌ها وجود دارد که بر اساس شرایط اجتماعی مناسب با آن به وجود می‌آید.

دگرگونی ارزش‌ها: تنوع و گوناگونی سبب گرایش زنان به چیزی فراتر از نیازهایش می‌شود و آن‌ها را به طرف مصرف هر چه بیش‌تر سوق می‌دهد، به دنبال این تحولات ارزش‌ها دستخوش تغییراتی شده‌است. ارزش‌ها از اصلی‌ترین منبع شکل­گیری سبک­زندگی نوین هستند به نظر می­رسد شناخت ارزش­های فردی اصلی­ترین عامل برای درک سبک­زندگی افراد است، سال­ها و دهه‌های پیش به‌دور از تحولات جهانی، افراد با جمعیتی شناخته­شده در ساختارهای بسته، روابط ارگانیک عشیرتی و همچنین ارتباطات محدود اجتماعی در ساختاری سنّتی می‌زیستند و هر نسل پای خود را در جاپای نسل گذشته می‌گذاشت و کاشته­های پیشینیان خود را درو می­کردند. زیبا، خانمی 56 ساله که با حالتی نوستالوژیک از گذشته یاد می­کرد، در این باره چنین می‌گوید:

 «امروزه دیگه آداب و رسوم قدیم خیلی کم شده، رفتارا ظاهری شدن، الان دیگه هر کس سعی می­کنه به روزترین رفتارها رو از خودش نشون بده، قبلاً از رو صمیمیت و صفا همکاری می­کردیم، هر چی تو خونه می­اومد باید بین همسایه‌هام تقسیم می­کردم و همیشه رفت و آمد داشتیم، ولی حالا اینجوری نیست، هر کس به فکر زندگی خودشه».

داشتن سبک زندگی خاص و خودنمایی برای نشان­دادن و تعلق به گروهی خاص در جامعه به بارزتر کردن تمایزهای گروه‌های دیگر منجر شده است. در واقع آن‌ها با نوع پوشش، آرایش و زیورآلات، خود و طبقه خود را از دیگران متمایز می­کنند. داده­های مشاهده­ای نشان داد که زنان شهر در دنیای امروز دیگر با محدودیتی مواجه نیست که قبلاً در زمینۀ گزینش نوع مصرف و انتخاب سبک­زندگی با آن‌ها روبرو می‌شد. بلکه از تنوع و گوناگونی در زمینۀ مصرف و برآوردن نیازهای خود بهره‌مند است. خانمی 33 ساله است و از ظاهر و نوع لباس‌ها و حتی وسایل منزل او مشخص بود که به نوعی پدیده مصرف گرایی و ظاهرگرایی را به همراه دارد، این موضوع را این‌گونه مطرح می‌کند که:

« آدم که از مد پیروی می‌کنه یه جورایی از بقیه متمایز میشه، وقتی که جدیدترین لباس و کفش رو بگیری هر جایی که بری همه یه جور نگات می‌کنند و حتی بیش‌تر هم تحویلت می‌گیرن، مثلاً خودم وقتی میرم مهمونی بهترین و جدید پارچه رو برا لباسم می‌گیرم و تو مهمونی متوجه می‌شم که انگار یه جایگاه خاص به آدم میده»..

اهمیت بدن: تمدن جدید افراد را از الزامات سنّتی رها ساخته و به آن‌ها در انتخاب سبک زندگی فردی و خانوادگی، اختیار و آزادی عمل بیش‌تری داده­است و اینک می­توانند مطابق خواسته­ها و امیال و منافع خود عمل کنند. این تنوع و گوناگونی سبب گرایش آن‌ها به چیزی فراتر از نیازهایش می‌شود. بر خلاف جامعۀ سنّتی و پیشامدرن که هویّت فرد به صورت انتسابی تعیین می‌شد، در جامعه مدرن موقعیت و هویّت فرد در کنش‌های مصرفی شکل می‌گیرد و در واقع این کنش مصرفی راهی است برای تعریف ارزش‌ها و نگرش‌ها و رفتارها افراد. یکی از مشارکت‌کنندگان خانمی 28 ساله در این زمینه چنین می‌گوید:

« تو خیابون که میرم مجله‌ها مد و آرایشی رو می‌گیرم و مطالعه می‌کنم و هر وقت میرم پای اینترنت هم دارم راجع به جدیدترین مدها دنبال مطلب می‌گردم. اگه خریدی هم تو خیابون نداشته باشم میرم و بعد می‌بینی کلی لباس خریدم و هیچ کدوم نیاز اساسی ندارم، ولی میگیرم، بیش‌تر حقوقم در طول ماه میره بابت همین خریدا، یکی دوبار هم بیش‌تر نمی‌پوشمشون، همه از دستم ناراحتن ولی چیکار کنم».

بررسی مصاحبه‌ها و مشاهدات نشان داد زنان فقط به دنبال زیبایی صورت نیستند، بلکه فرم و شکل بدن به همان اندازه برای آن‌ها اهمیت دارد. مشارکت‌کنندگان بر این باور بودند که بدن برایشان مهم است. ارائه ورزش‌های مختلف در ارتباط بدن و شکل فیزیکی‌شان آن‌ها را نسبت به بدنشان حساس‌تر کرد، آن‌ها با رفتن به باشگاه‌های ورزشی و استفاده از رژیم‌های غذایی در صدد این هستند که بدن را به شکل مطلوب خودشان در آورند. با این حال خانمی 33 ساله که در زمان مصاحبه وجود چندین وسیله ورزشی را در منزلش داشت، در این مورد چنین می­گوید:[15]

 «این روزا هر کس به فکر اندامشه. تو اینترنت سرچ می­کردم که چی برا بدن خوبه، چی مضره، الانم که یه دختر کوچیک دارم غذا خوردنش رو برنامۀ رژیمی خاصی هستش و سعی می­کنم تا حد امکان از بهترین و با کیفیت‌ترین مواد غذایی استفاده کنم، بیش‌تر اوقات تو خونه با دستگاه کار می‌کنم و مرتب رژیم غذایی رو برا خودم و شوهرم و بچه‌ام رعایت می‌کنم، در این مورد هم شوهرم حمایتم می‌کنه».

 مشارکت­کنندگان بر خلاف نگاه سنّتی، که هرچه را که خداوند و طبیعت به آن‌ها داده ‌بود امری طبیعی می‌دانستند و احساس می‌کردند که حق دخالت در آن‌ها را ندارند و حتی دخالت در آن‌ها را گناه می‌دانستند، امروزه تغییر جنبه‌هایی را درست می‌دانندکه از نظر آن‌ها نامطلوب است. خانمی شاغل 39 ساله در این باره می‌گوید:

 «خودم شاغل هستم و حقوقی که دارم بخشی از این حقوق رو صرف هزینه مواد بهداشتی و آرایشی می­کنم، البته تا حدودی هم هزینه بردار هستن، ولی آدم باید از این وسایل استفاده کنه، یه جورایی آدم زیبا‌تر میشه و می­ارزه آدم هزیبه کنه و وقت بذاره برا این مواد، یادمه قبلاً مادرم می‌گفت اگه دختر آرایش کنه و به خودش برشه، خدا غضب می‌ریزه و عذابش میده».

دگردیسی سبک‌زندگی: مجموعه مباحث نشان می‌دهد که زنان در نقش سنّتی خود نمانده‌اند. آن‌ها در دنیای جدید خود را مجبور به محدود‌ماندن در چنین چهارچوبی نمی‌کنند و خواستار آخرین نوع و مدل تکنولوژی و امکانات هستند. زنان تحت مصاحبه در جوامع کنونی بسیاری از تحولات پیرامون خود را پذیرفته­اند، به عبارتی آن‌ها در حال سازگار­سازی تمایلات خود با ساختارهای جدید هستند؛ همچنین خلق و خوها و تمایلات تحت تأثیر دنیای مدرن، شکل گرفته است. زنان مشارکت­کننده دنیای گذشته را دنیای رنج و سختی می­دانستند. بهره‌مندی از تحصیلات، رسانه، ارتباط با شهر و شهرنشینی، تنوع و گسترده­بودن امکانات  باعث شد که روش­های سخت و طاقت­فرسای گذشته را رها کنند. آن‌ها بر این باور هستند که استقبال از این امکانات نیازشان را بیش‌تر کرده و همواره در پی بهتر کردن زندگی خود هستند. چرا که وجود این امکانات و گسترس فن‌آوری زندگی را برای آن‌ها راحت­تر کرده­است و در پی تجربۀ شکل‌های نوین خانواده هستند. تبلیغ گسترده کالاها به عنوان شرایط مداخله­گر، شرایط و ویژگی­هایی را به وجود آورد که به تسریع­ پدیدۀ دگردیسی­سبک­زندگی زنان­ منجر شده‌است. روند افزایش این تبلیغات برای زنان شاغل و خانه‌دار که اصولاً وظیفۀ خرید را برعهده دارند باعث می‌شود که با تنوع و گستردگی محصولات مواجهه شوند. با این حال، زنان با خرید کالاهای لوکس و متنوع به نوعی دست به انتخاب هویّت جدیدی می‌زنند. آن‌ها بر این باور هستند که گسترش امکانات و فن‌آوری نوین باعث شد که آن‌ها تنوع و آزادی بیش‌تری در انتخاب‌هایشان داشته­باشند. خانمی 57 ساله با ظاهری ساده که خود دو نوع زندگی روستا و شهر را تجربه کرده در این رابطه چنین بیان می‌کند که:

« امروزه همه چی تغییر کرده؛ ما آگاه‌تر شدیم، همه چی دست به دست هم داده، هم مرد و هم زنان زمین تا آسمون دارن روز به روز تغییر می‌کنن؛ قبلاً محیط کوچیک بود و آگاهی هم در همین حد بود. از وقتی شهر اومدیم و محیط بزرگ­تر شد تونستیم خیلی از چیزا رو تغییر بدیم، تلویزیون، اینترنت، دانشگاه، مدرسه و ... اینا خودش باعث تغییر و تحولات زیادی میشه»

در مجموع می‌توان مقولات مستخرج از داده‌های این پژوهش را در قالب مدل زیر نمایش داد:

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار1: مدل پارادایمی تغییر سبک زندگی زنان لر شهر یاسوج

بحث و نتیجه‌گیری

تحولات اخیر دنیا تأثیرات گسترده‌ای را در سطوح مختلف بر انسان‌ها به طور عام و زنان به طور اخص داشته است. تأثیرپذیری زنان به عنوان پایۀ اصلی زندگی خانوادگی از الگوهای زندگی شهری و دنیای مدرن محسوس تر است. زنان می‌کوشند به سوی ارتقاء خودآگاهی‌، فردیت، تغییر در ظاهر، گسترش فعالیت و حضور در عرصۀ اجتماعی و تعاملات مدنی و پذیرش تمایز در سبک‌ها به خصوص سبک‌زندگی حرکت کنند. در دنیای کنونی، افراد نه تنها از شیوه‌های زندگی معینی پیروی می­کنند، بلکه به تعبیری ناچار به این پیروی هستند. با توجه به مشاهدات و صحبت‌های مشارکت­کنندگان، آن‌ها انتخاب دیگری ندارند؛ شهرنشینی، تحولات و دگرگونی‌های سریع صنعتی، رشد روزافزون علم و فناوری، گسترش کالاها وخدمات، تنوع و گوناگونیِ محصولات و همچنین جهانی شدن و گسترش رسانه‌ها و تبلیغ گستردۀ کالاها، امکان انتخاب فراوان را برای افراد به خصوص زنان فراهم کرده‌است. رسانه‌ها نیز الگوهای جدید زندگی را به افراد ارائه می‌دهند.

با توجه به صحبت‌های زنان مشارکت‌کننده، صرفاً حضور در شهر برای الگوبرداری ضروری نیست؛ چراکه رسانه‌های جمعی همواره الگوهایی از زندگی نوین را بازنمایی می‌کنند، فن‌آوری‌های نوین زنان را از الزامات و کار و فعالیت‌های سنّتی رها ساخته و باعث تجدید نظر در شیوۀ کار و فعالیت آن‌ها شده‌است و به آن‌ها در انتخاب سبک زندگی اختیار و آزادی عمل بیش‌تری داده‌است. زنان در دنیای امروز خود را در چارچوب و محدودۀ خاصی قرار نمی‌دهند، دیگر آن‌ها زنانی نیستند که سبک زندگی و سلایق آن‌ها بر اساس فرهنگ و نگرش مردسالارانه تعریف می‌شد. زنان وقت و هزینۀ زیادی را صرف می‌کنند تا بتوانند تجربۀ نو از زندگی در دنیای امروز را داشته‌باشند. می‌توان به وضوح دید که تغییرات واردشده بر زندگی زنان شهر یاسوج از زبان کسانی مطرح می‌شود که تجربۀ زیسته این تغییرات را دارند و عملاً ورود این عوامل را در سال‌های اخیر در زندگی خود دیده‌اند، آن‌ها می‌توانند مطابق خواسته‌ها و امیال و منافع سبک زندگی خود را بازسازی کنند. مشاهدات نشان داد که زنان در خرید همیشگی کالاها و خدمات جدید، درگیر هستند، این در حالی‌ است که به نیاز یا عدم نیاز به این کالا و همچنین قابلیت دوام آن‌ها، مبداء تولید یا پیامدهای زیست‌محیطی تولید و مصرف آن‌ها توجهی نمی‌کنند. زنان در دنیای امروز به خاطر سرگرمی، جلب توجه دیگران، ارضاء حس تنوع‌طلبی و رقابت با دیگران در پی کسب زندگی نوین هستند. به نظر می‌رسد شیوه‌های زندگی پرزرق و برق، پیروی از مدها، علایق زیبایی‌شناختی(سلیقه) کیفیت در بهتر کردن ظاهر، کالاهایی که خریداری می‌کنند، سست شدن سنّت‌ها، شیوۀ گذران اوقات فراغت و ورزش و تفریح، محل زندگی عرصه را برای معیارهای سنتی تنگ کرده و به تغییراتی در سبک زندگی زنان منجر شده است. در بخش یافته‏ها، افراد مورد مطالعه، دیدگاه و موضع خود را در ارتباط با خرید و مصرف‌ کالا مطرح کردند. همان‏طور که مشخص شد انگیزۀ خرید کالاهای مصرفی تنها یکی از محرک‏ها و علایق زنان بوده‌است. در این میان، انگیزه‏هایی چون ابرازخود، بازنمایی، هویّت‏یابی، کسب منزلت، رقابت و نظایر آن بر مصرف واقعی کالاها برتری داشت. آن‌ها برای دستیابی به موقعیت بالاتر با دیگران رقابت می‌کنند. به‏طور کلی مهم‌ترین دستاورد این تحقیق لزوم توجه به شکل و محتوای تغییریافتۀ سبک­زندگی در جامعۀ معاصر ایران و به‏ویژه در رابطه با زنان است. بررسی چنین مفاهیمی، استفاده از رویکرد و روش‏های جدیدی را در امتداد با ورود به دنیای زندگی روزمره و به‏ ظاهر بدیهی افراد می‏طلبد.



[1]. O’Cass

[2]. Corbin & Strauss

[3]. Max Weber

[4]. George Simmel

[5]. Cockerham, Rutten & Abel

[6]. Veblen

[7]. Bourdeau piere

[8]. Grounded theory

[9]. Open coding

[10]. axial coding

[11]. selective coding

[12]. Core category

[13]. پسر و دخترِ خانمِ 43 ساله در زمان مصاحبه در خانه بودند، در تصدیق صحبت‌های مادرشان بیان کردند که مبل‌های خانه رو هر ساله عوض می‌کنیم و در این چند سال اخیر، 3 بار فرش‌های خونه رو عوض کردیم، با اینکه خودمون خونه داریم، ولی اجاره نشین هستیم و باید جای خوب و خونه خوب داشته باشیم، وسایل پذیرایی و چیدمان خانه هم کم از عوض کردن فرش‌ها و مبلمان منزل نبوده‌است.

[14]. مصاحبه در منزل مشارکت‌کننده انجام شد، در زمان مصاحبه، مشارکت‌کننده با نشان دادن لباس­های محلی خاطر نشان کرد که پوشش لباس محلی مختص مراسمات عروسی شده­است، که لباس محلی هم داره کم­کم کنار گذاشته می­شود. در ادامه بیان کرد که مادرانشان خواهان پوشیدن نسل جدید و گرایش به لباس محلی هستند.

[15]. مکان مصاحبه در خانۀ مشارکت‌کننده انجام شد، چندین وسیلۀ ورزشی در گوشه­ اتاق پذیرایی نشان از استفاده مداوم توسط مشارکت­کننده می‌داد؛ همچنین لیست مواد غذایی و رژیمی نیز به درب یخچال و دیواره‌های آشپزخانه قرار داشتند که همۀ اعضای خانواده رعایت کنند.

اشتراوس، انسلم، کوربین، جولیت(1391). مبانی پژوهش کیفی؛ فنون و مراحل تولید نظریه زمینه‌ای، ترجمۀ ابراهیم افشار، تهران: نی.

بوردیو، پییر(1381). نظریۀ کنش؛ دلایل عملی و انتخاب عقلانی، ترجمۀ مرتضی مردیها، تهران: نقش و نگار.

حمیدی، نفیسه و مهدی فرجی(1386). «سبک زندگی و پوشش زنان در تهران»، فصلنامه تحقیقات فرهنگی، شماره 1، 92-65.

خادمیان، طلیعه(1387). سبک‌زندگی و مصرف فرهنگی، تهران: مؤسسه فرهنگی هنری جهان کتاب.

ذکایی، سعید(1381). «نظریه و روش در تحقیقات کیفی»، فصلنامه علوم اجتماعی، ش 17، ص 46-68.

رفعت جاه، مریم(1387). «تأثیر موقعیت شغلی بر سبک زندگی زنان شاغل»، مطالعات فرهنگی و ارتباطات، دورۀ چهارم، 11، 160-139.

عسکری ندوشن، عباس.، افشانی، سید علیرضا.، ذاکری هامانه، راضیه و عسکری ندوشن، سمیه (1390). « تمایلات مصرفی زنان در شهر یزد»، زن در توسعه و سیاست( پژوهش زنان)، 9(1): 93- 116.

فاضل، محمد(1382). مصرف و سبک‌زندگی، قم: صبح صادق.

 فریزبی، دیوید(1386). گئورگ زیمل، جواد گنجی، تهران: گام نو.

کردی، حسین و سکینه هادی زاده(1391). «بررسی سبک زندگی زنان شاغل و غیرشاغل»، فصلنامه زن و جامعه، سال 3، شماره 4، صص 41-21.

گیبینز، جان آر و بوریمر( 1381). سیاست پست مدرنیته، ترجمۀ منصور انصاری، تهران: گام نو.

گیدنز، آنتونی(1382). تجدد و تشخص؛ جامعه و هویّت شخصی در عصر جدید. ترجمۀ ناصر موفقیان، تهران: نی.

محمدپور، احمد.، رضایی، مهدی.، پرتوی، لطیف و صادقی، رسول(1388)، بازسازی معنایی تغییرات خانواده به شیوه نظریه زمینه‌ای: مطالعه موردی: ایلات منگور و گورک، فصلنامه خانواده‌پژوهی، سال پنجم، 19.

وارسته‌فر، افسانه و مختاری، هانیه(1388). «بررسی الگوی مصرف نزد زنان شهر تهران»، دوره 2‌, 5، صفحه 41 تا صفحه 62.

وبلن، تورستاین(1386). نظریۀ طبقه تن آسا، فرهنگ ارشاد، تهران: نی.

ویس وده، گونتر(1381). جامعه‌شناسی برای اقتصاد، ترجمۀ هادی صمدی، تهران: سمت.

 

Barletta, M. (2003). “Marketing to Women: How to Understand, Reach, and Increase Your Share of the World’s Largest Market Segment”, Dearborn Trade Publishing.

Chao, A. & Schor, J.B (1998). “Empirical tests of status consumption: evidence from women’s cosmetics”, Journal of Economic Psychology, 19 (1): 107-31.

Corbin, J. & Strauss, A. (1994). Grounded Theory Methodology An Overview. Handbook of qualitative for developing grounded theory. 2nd. ed, Thousands Oaks, CA: Sage.

Corbin, J. & Strauss, A. (1998). Basics of Qualitative Research: Techniques and Procedures for Developing Grounded Theory, Second Edition,. Thousand Oaks, CA: Sage.

Eastman, J. K., Goldsmith, R. E., Flynn, L. R. (1999).“Status consumption in consumer behavior: scale development and validation”, Journal of Marketing, Theory and Practice, 7 (3): 41–52.

Glaser, B. & Strauss, A. (1967). The Discovering of Grounded Theory: Strategies for Qualitative Research. Chicago: Aldine.

Low, P and Freeman, I. (2007). “Fashion marketing to women in Kazakhstan”,

Journal of Fashion Marketing and Management, 11 (1): 41-55.

O’Cass, A. (2001) “Consumer self-monitoring, materialism and involvement in fashion clothing”, Australasian Marketing Journal, 9 (1), 46–60.