تغییر الگوی نقش اجتماعی زنان هند با توجه به فیلم‌های سه دهة اخیر‌

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه جامعه شناسی دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار

2 فارغ التحصیل کارشناسی ارشد رشته جامعه شناسی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار

چکیده

الگوهای جنسیّتی از جمله الگوهایی است که می‌تواند در فرایند تغییر دستخوش دگرگونی شده و نقش‌های سنّتی ایفا شده توسط هر جنس به نقش‌هایی نوین تغییر یابد. هندوستان دومین کشور پر جمعیت دنیا و با الگوهای متعدد اجتماعی و فرهنگی است که در طی دهه‌های گذشته تغییرات چشمگیری را در زمینه‌های متعدد تجربه کرده است. در این مطالعه هدف اصلی شناخت روند تغییر الگوی اجتماعی زنان هند طی سه دهة گذشته بود که با استناد به تصویر زنان در فیلم‌های سینمایی سه دهة گذشته در هند مطالعه شد. مطالعه از نوع اسنادی، روش مطالعه کتابخانه‌ای و با توجه به اینکه منبع مورد مطالعه در این پژوهش فیلم‌ها بود، ابزارجمع‌آوری داده‌ها تحلیل محتوای کمّی فیلم‌ها بود. دو فیلم برای هر دهه و جمعاً 1080 دقیقه فیلم تحلیل محتوا شد. نتایج پژوهش نشان داد که در این فیلم‌ها ساختار خانواده هسته‌ای و اکثر زنان با سواد و بیکار هستند، در مشاغل مدیریتی سهمی ندارند و الگوی اقتدار در خانواده عمودی است. پوشش زنان برحسب سه دهه متفاوت است و در دهة سوم اکثر زنان پوشش به سبک غربی دارند. زنان عمدتاً در عرصة عمومی و بیش‌تر در مراکز خرید و مراکز تفریحی به تصویر کشیده شده‌اند‌. در دهة اول از هر سه نوع خشونت وجود دارد و در دهة دوم و سوم خشونت جنسی مشاهده نمی‌شود. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Changing Social Role Pattern of Indian Women with Respect to Movies of the Past Three Decades

نویسندگان [English]

  • Tahereh Mirsardoo 1
  • Azra Baghi 2
چکیده [English]

Gender patterns are patterns that can alter in process of change and traditional roles played by both sexes can change to new roles. India is the second most populated country in the world with numerous social and cultural patterns that has experienced dramatics changes in many fields over the past decades. In this research, the main goal is to understand the process of change of the social patterns of Indian women by referring to the image of women in movies over the past three decades in India. Study was a documentary study and the studied resources were movies, so data were collected via quantitative content analysis. We analyzed two movies per decade, a total of 1080 minutes. Research results showed that family structure is nuclear; most of women are literate and unemployed; have no share in managerial occupations and pattern of authority in the family is vertical. Women's clothing is different in three decades and in the third decade; most women wear western-style. Women have been showed in the public spheres, mainly in shopping and entertainment centers. In the first decade, there are all forms of violence but Sexual violence is not observed in the second and third decades.

کلیدواژه‌ها [English]

  • social change
  • Family Structure
  • Authority
  • socialization and violence

چکیده

الگوهای جنسیّتی از جمله الگوهایی است که می‌تواند در فرایند تغییر دستخوش دگرگونی شده و نقش‌های سنّتی ایفا شده توسط هر جنس به نقش‌هایی نوین تغییر یابد. هندوستان دومین کشور پر جمعیت دنیا و با الگوهای متعدد اجتماعی و فرهنگی است که در طی دهه‌های گذشته تغییرات چشمگیری را در زمینه‌های متعدد تجربه کرده است. در این مطالعه هدف اصلی شناخت روند تغییر الگوی اجتماعی زنان هند طی سه دهة گذشته بود که با استناد به تصویر زنان در فیلم‌های سینمایی سه دهة گذشته در هند مطالعه شد. مطالعه از نوع اسنادی، روش مطالعه کتابخانه‌ای و با توجه به اینکه منبع مورد مطالعه در این پژوهش فیلم‌ها بود، ابزارجمع‌آوری داده‌ها تحلیل محتوای کمّی فیلم‌ها بود. دو فیلم برای هر دهه و جمعاً 1080 دقیقه فیلم تحلیل محتوا شد. نتایج پژوهش نشان داد که در این فیلم‌ها ساختار خانواده هسته‌ای و اکثر زنان با سواد و بیکار هستند، در مشاغل مدیریتی سهمی ندارند و الگوی اقتدار در خانواده عمودی است. پوشش زنان برحسب سه دهه متفاوت است و در دهة سوم اکثر زنان پوشش به سبک غربی دارند. زنان عمدتاً در عرصة عمومی و بیش‌تر در مراکز خرید و مراکز تفریحی به تصویر کشیده شده‌اند‌. در دهة اول از هر سه نوع خشونت وجود دارد و در دهة دوم و سوم خشونت جنسی مشاهده نمی‌شود.

واژگان کلیدی

تغییر اجتماعی؛ ساختارخانواده؛ اقتدار؛ جامعه‌پذیری؛ خشونت


مقدمه و بیان مسئله

هند سرزمینی بزرگ با نژادهای متفاوت و استانداردهای فرهنگی متفاوت است و وجود عناصر نژادی مختلف و مراحل توسعة اقتصادی متفاوت در میان نژادها و مردم‌، تأثیر ماندگاری بر ساختار اجتماعی هند گذاشته است. در این کشور قبایل، کاست‌ها‌، اجتماعات روستایی و خانواده پیوسته برای سازماندهی یک نظام اجتماعی کارکردی تلاش کرده اند که مبنی بر خودمختاری هر گروه‌، نظم و انضباط جمعی و سعة صدر متقابل است (بالدوین[1] ،2012: 57 ). نظام کاستی مانع از تحرک مردم از یک شغل به دیگر بود. موکرجی[2] معتقد است کاست‌ها و خانواده پیوسته به اعضای منفرد هر گروه دربارة محافظت از آن‌ها اطمینان خاطر داده و به همین دلیل سازمان اجتماعی کاستی که قواعد خشک رفتار را بر افراد در تمام مراحل روابط انسانی تحمیل می‌کنند‌، هنوز بر زندگی مردم مسلط است (اچ دی آر[3] ، 2011: 139).

ساختار خانواده در حال تغییر است و نظام خانوادة پیوسته، که در آن رئیس خانواده قدرت مطلق را بر اعضای خانواده اعمال می‌کرد، به سوی خانوادة هسته‌ای در حال تغییر است. شوتا در کتاب خود با عنوان خانوادة هندی اشاره می‌کند که در اواخر دهة 1960 در اکثر بخش‌های هند همانند بسیاری بخش‌های جهان، روند فرهنگی شاهد تغییر چشمگیر از خانوادة پیوسته به سوی خانوادة هسته‌ای بوده است(شویتا[4]،2009 : 205). برای قرن‌ها ازدواج‌ها‌ی تنظیم شده در جامعة هند سنّت بوده و حتی امروزه اکثریت هندی‌ها ازدواجشان توسط والدینشان یا اعضای مورد احترام جامعه برنامه‌ریزی می‌شود. در مطالعه‌ای که بنرجی و همکارانش در میان 41554 خانوار هندی در 33 ایالت‌، در سال 2005 انجام دادند، مشاهده شد که اکثر ازدواج‌ها با رضایت زوج‌ها تنظیم شده است. درصد ازدواج‌ها‌ی تنظیم شده توسط خود زوج‌ها یا به قول هندی‌ها ازدواج‌ها‌ی عاشقانه به وِیژه در مناطق شهری هند در حال افزایش است( بنرجی[5]‌، 2009).

ساختار قدرت در هند مردانه بود و زنان تا قبل از ازدواج از پدر و برادر و بعد از ازدواج از همسراطاعت می‌کردند. « در خانواده زنان در حضور دیگران و حتی فرزندان با همسر خود صحبت نمی‌کردند و از محبت کردن آشکار به همسر پرهیز می‌شد. همدلی فردی، نزدیکی، وفاداری و وابستگی متقابل به زندگی در خانواده بسیار مهم بود»(میشرا [6] ، 2006 : 306). محدودیت زنان در تمام جنبه‌های زندگی هندی مشهود بود‌. زنان در مجامع عمومی ظاهر نمی‌شدند و خرید خانه با مردان بود. با وجود پیشرفت در حیطه‌های مربوط به زنان، بسیاری از مشکلات هنوز هم باقی است. «قوانین شرعی و هر یک از ادیان خاص هند، که اغلب در تضاد با قانون اساسی هند است، موجب از بین بردن حقوق و اختیارات زنان هندی از نظر قانونی شده است»(دیسای[7]، 1994: 165) . فقر زنان و اشتغال در کارهای سنگین و رده پایین، ساعات کارطولانی و دستمزد کم از جمله تبعیض‌های شغلی علیه زنان است. «در مناطق روستایی و در بخش‌های قدیمی‌تر شهرها فقر زنان و دوری آن‌ها از امور اجتماعی بیش‌تر است و سنّت‌ها بیش‌تر بر روابط اجتماعی با زنان سایه افکنده است»( دولت هند [8] ، 2008).

تداوم نابرابری زنان گویای این واقعیت است که سهم زنان در تمام کشورهای در حال توسعه کم‌تر از مردان است‌. امروزه برآورد شده است که «هر ساله 6 میلیون زن از دست می‌روند: 23% هرگز متولد نمی‌شوند، 10% در ابتدای کودکی از بین می‌روند‌، 21% در سال‌های باروری جان خود را از دست می‌دهند و 38% در سنین بالای 60 سال می‌میرند»( لیند [9] ،2006 : 193). در چند دهة گذشته، سطح بهداشت و آموزش و پرورش زنان و دختران در کشورهای در حال توسعه تا حد زیادی بهبود یافته است‌، اما چنین پیشرفتی در فرصت‌های اقتصادی دیده نمی‌شود.« در دهه‌های گذشته در هند بهبودهایی در زندگی زنان صورت گرفته است، برای مثال، امید به زندگی زنان در حال افزایش است، بیش‌تر دختران به مدرسه می‌روند، تعداد بیش‌تری از زنان در مشاغل با دستمزد مشغول به کارند و بسیاری از قوانین برای حمایت از حقوق زنان تصویب شده‌اند، با این حال، شکاف جنسیّتی همچنان باقی مانده است. موفقیت تمام اقشار زنان در مشارکت در فرایندهای تصمیم‌گیری اندک است و قوانین مرتبط با حقوق زنان در مالکیت بر زمین و اموال دیگر نیز ضعیف عمل کرده است»(یو ان اف پی ای[10]‌، 2009)‌.

 برابری حقوق زنان از اصول اولیه حقوق بشر است و قبل از هر چیز آن‌ها خواهان این هستند که به عنوان انسان پذیرفته شوند و به عنوان یک فرد در نظر گرفته شوند که تنها تحت فرمان خود است و همة منابع فیزیکی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و معنوی به همان اندازه در دسترس مردان است در دسترس او نیز باشد. در هند با جامعه‌ای در حال گذار مواجه هستیم که از یک سو هنوز سنّت‌ها بر امور مربوط به زنان مسلط است و از سوی دیگر، پیشرفت‌های اقتصادی– اجتماعی این کشور در دهه‌های گذشته، نیاز به حضور زنان به عنوان نیمی از جمعیت و با حقوق و امتیازات برابر با مردان را ضروری می‌‌کند و این سؤال را مطرح می‌کند که در فرایند تغییرات وسیع اقتصادی، فنی‌، سیاسی و اجتماعی در جامعه چند فرهنگی هند الگوی نقش اجتماعی زنان چه تغییراتی را تجربه کرده است؟

در این مطالعه هدف اصلی ما شناخت روند تغییر الگوی نقش اجتماعی زنان هند طی سه دهة گذشته با تأکید بر متغیرهایی چون وضعیت آموزش، الگوهای ازدواج و شیوه‌های همسرگزینی، ساختار خانواده، روند تغییر اقتدار زنان، روند تغییر مشارکت اجتماعی زنان، روند تغییر الگوهای پوشش زنان، روند تغییر الگوی جامعه‌پذیر کردن دختران، روند تغییر سهم زنان در بازار کار و مشاغل و روند امحاء خشونت علیه زنان با استناد به تصویر زنان در فیلم‌های سینمایی سه دهة گذشته در هند است. مرور مطالعات پیشین نشان می‌دهد که در سینمای هند دیدگاه سنّتی دربارة جنسیّت حاکم است و این امر در تقسیم نقش‌ها در خانواده و بر اساس جنسیّت مشهود است. در این رسانه‌ها نقش‌های مادر، همسر و زن خانه‌دارعفیف و فداکار برای خانواده به عنوان مهم‌ترین نقش زن و نان‌آوری به عنوان مهم‌ترین نقش مرد به تصویر کشیده شده است. در سینما و تلویزیون هند عقاید قالبی جنسیّتی حاکم است و زنان در نقش‌های محدود و شانس‌های محدود و مردان در طیف متنوعی از نقش‌ها و فعالیت‌ها نشان داده شده‌اند ( ساروی، دی پائولا[11]، 2000؛ شندورنیکار[12]، 2012؛ جوزف و شارما[13]، 1994؛ گوکلسین و دیسسانیاک[14]،1998). بسیاری از مطالعات حاکم بودن عقاید قالبی جنسیّتی بر سلسله مراتب اقتدار در خانواده هندی را با تأکید بر اقتدار مرد و فرماندهی او و اطاعت زن و تأکید بر تأثیر منفی اشتغال زن بر خانواده نشان داده‌اند( چاکراورتی[15]، 2002؛ چاترجی[16]، 2002؛ داتا[17] و همکاران،2000؛ گندهی[18]، 2010: 84 ؛ هجرا[19] ، 2001، میرساردو و همکاران، 1383: 21).در برخی از تحقیقات نیز آمده است که در سینما و تلویزیون هند غالب بودن حیطة خصوصی برای زنان و حیطة عمومی برای مردان از ویژگی‌های این رسانه‌هاست. در بسیاری از فیلم‌ها استفاده از برهنگی زنان‌، شیئی شدن زن‌، استفاده از زنان در صحنه‌های مبتذل و صورت‌انگاری به عنوان ابزار قدرت آن‌ها به تصویر کشیده شده است(رادهاکریشنان[20]، 2001؛ بنریا[21]، 1996؛ برتل و کنتور[22]، 2000: 71-82؛ باقچی[23]، 1996: 234) .

در پاسخ به سؤال اصلی پژوهش، از دیدگاه ساختار‌گرایی بوردیو دربارة تغییر الگوهای اجتماعی استفاده شده است. در دیدگاه بوردیو تغییر در ساختارهای اجتماعی، موجب تغییر در اندیشه و نگرش نسبت به نقش‌های زنان و مردان می‌شود. او معتقد است که نهادهای اجتماعی تولید کنندة نگرش‌های جنسیّتی هستند و هر قدر این نهادها نگرش‌های سنّتی دربارة نقش‌های زنان را بیش‌تر تشویق و بازتولید کنند به همان اندازه جامعه نیز از آن‌ها استقبال خواهد کرد. اصل تمایز جنسیّتی توسط ترتیبات و تمایلاتی برنامه‌ریزی می‌شوند که به عنوان اصولی طبیعی خود را تحمیل می‌کنند، بازتولید و توسط زبان، معرفت عامیانه و هرآنچه که جامعه اعطا می‌شوند‌. با توجه به این، دولت، کلیسا و مدرسه نهادهایی هستند که اصل تمایز جنسی را که قبلاً خانواده بازتولید می‌کرد، تداوم بخشیده و باز تأیید می‌کنند (بوردیو[24]،2001: 133 – 137). به اعتقاد بوردیو روابط سلطه تنها در عرصة خصوصی یعنی خانه قابل مشاهده نیست، بلکه در مکان‌هایی از قبیل مدرسه یا دولت، به عنوان مکان‌هایی برای تدوین و تحمیل اصول سلطه کارکرد دارند که حتی در خصوصی‌ترین جهان اعمال می‌شود( همان 139). به اعتقاد او این نوعی خشونت نمادین است که منبعث از نابرابری مشروع میان زنان و مردان است. او معتقد است به رغم کوچک شدن اندازة خانواده مشاهده می‌شود که نقش‌های زنان و مردان عمدتاً منبعث از ساختار جامعه است‌. هر قدر ساختارهای جامعه از سلطه مردانه بیش‌تر فاصله داشته باشند به همان نسبت نابرابری در تقسیم جنسی نقش‌ها کم‌تر است (همان 149-151).

روش پژوهش

این مطالعه از نوع اسنادی و روش مطالعه کتابخانه‌ای بود‌. با توجه به اینکه منبع مورد مطالعه در این پژوهش فیلم‌ها بودند، ابزارجمع‌آوری داده‌های مربوط به سؤالات پژوهش تحلیل محتوای کمی فیلم‌ها بود. در این پژوهش نخست مقولات اصلی مشخص شده، سپس شاخص‌های هر مقوله شناسایی، کدگذاری و شمارش شدند. هر فیلم واحد فحوا یا زمینه است و واحدهای ثبت کلمات‌، عبارات‌، مضامین‌، ژست‌ها و حرکات فرا زبان هستند. واحد ثبت و شمارش یکیست. در این پژوهش جامعة آماری کلیة فیلم‌های تولید شده از ژانویه 1981 تا ژانویه 2011 در کشور هند بود که جمعاً3613 فیلم بود. نمونة مورد مطالعه دو فیلم برای هر دهه است که با توجه به در دست بودن فهرست کلیة فیلم‌های هر دهه با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده و انتخاب براساس جدول اعداد تصادفی برای دهة اول فیلم‌های ادویه و سه قسم‌، برای دهة دوم فیلم‌های ساجان و مامو و برای دهة سوم فیلم‌های خواسته دل و تهذیب بررسی شدند. با توجه به بالا بودن میزان فیلم‌ها قاعدتاً باید تعداد نمونة بیش‌تری انتخاب می‌شد، اما با توجه به هزینة زمان و هزینة نیروی انسانی برای تحلیل محتوای تعداد بیش‌تر فیلم‌ها تنها 6 فیلم و جمعاً 1080 دقیقه فیلم تحلیل محتوا شده است. مقولات پژوهش عبارت هستند از ساختارخانواده، حیطه‌های عمومی و خصوصی، اشتغال، شیوة گزینش همسر، شیوة جامعه‌پذیری، الگوی پوشش، مشارکت اجتماعی‌، اقتدار و خشونت. این متغیرها با شاخص‌های زیر اندازه‌گیری شدند:

  1. ساختار خانواده‌: با مقیاس اسمی و شاخص‌های خانوادة گسترده، هسته‌ای، تک والدینی با سرپرستی مادر و تک والدینی با سرپرستی پدر اندازه‌گیری شد.
  2. نوع گزینش همسر و ازدواج: با مقیاس اسمی شامل گزینه‌های ازدواج تنظیم شده توسط والدین،انتخاب همسر توسط خود دختران و انتخاب همسر با انتخاب خود و مشورت خانواده اندازه‌گیری شد.
  3. الگوی جامعه‌پذیر کردن دختران‌: با مقیاس اسمی دو درجه‌ای شامل سنّتی و مدرن که هر یک با شاخص‌های زیر اندازه‌گیری شدند: 

الف- الگوی جامعه‌پذیر کردن سنّتی‌: اعمال الگوهای اطاعت از والدین‌، آماده کردن برای ازدواج زودرس، عدم اهمیت به تحصیل‌، اعمال الگوی هنجارسازی اطاعت از همسر‌، اعمال الگوی هنجار‌سازی تحمل خشونت و سکوت در برابر آن‌، آماده کردن به عنوان مادر و همسر فداکار و وفادار‌، تفکیک حوزة عمومی و خصوصی و آماده کردن برای فعالیت در حوزة خصوصی

ب- الگوی جامعه‌پذیر کردن مدرن: احترام به حقوق برابر دختر و پسر، احترام متقابل بین والدین و فرزندان، اهمیت قائل شدن برای نظر و عقیدة فرزندان، توجه به تحصیلات دختران، ترسیم آیندة شغلی برای دختران و آماده‌سازی برای آن، عدم تفکیک حوزة عمومی و خصوصی و آماده‌سازی برای هردو‌، آموزش الگوی آزاد بودن در انتخاب همسر و درعین حال راهنمایی و مشورت با فرزند.

  1. نوع پوشش با مقیاس اسمی‌: لباس سنّتی هندی‌، لباس غربی اندازه‌گیری شد.
  2. نوع عرصه: با مقیاس اسمی دو درجه‌ای خصوصی و عمومی اندازه‌گیری شد:

الف :عرصة خصوصی‌: خانه

ب: عرصه عمومی‌: دانشگاه، مدرسه، محل کار، مراکز هنری، مراکز ورزشی، رستوران، مرکز خرید، کافی شاپ، سینما و پارک  

  1. اقتدار: برای سنجش میزان اقتدار زنان در فیلم‌های مورد مطالعه از شاخص تصمیم‌گیرندة نهایی با مقیاس اسمی و گویه‌های زیر استفاده شد: خرید ملک‌، خرید ماشین، انتخاب نام فرزندان، خرید لوازم منزل‌، خرید جواهرات، رفتن به مسافرت‌، رفتن به میهمانی، دادن مهمانی، انتخاب مدرسه فرزندان، خریدهای عادی روزمره
  2. خشونتیاتهدیدبهخشونت:با مقیاس اسمی دو درجه‌ای بلی و خیر اندازه‌گیری شد.
  3. انواع خشونت‌: با مقیاس اسمی چهار درجه‌ای شامل خشونت‌های جسمانی‌، روانی، جنسی و اقتصادی اندازه‌گیری شد.

الف - جسمانی: کتک‌زدن، هل‌دادن، با دست ضربه زدن، پرت کردن اشیاء نوک تیز، چاقو زدن، از جای بلند پرت کردن، با اسلحه آسیب رساندن‌، سوزاندن، مجبور کردن به سقط جنین، عدم کمک و یاری به هنگام حوادث   

ب- روانی: توهین و تحقیر‌، زندانی کردن برای ترساندن، کنترل رفت و آمد، کنترل مکالمات، محدود کردن یا ممنوع کردن رفت و آمدها، محدود یا ممنوع کردن مکالمات، تهدید با چاقو، تهدید به طلاق، تهدید با اسلحه، تهدید به محروم کردن از دیدن فرزندان، بی‌توجهی و صحبت نکردن، برقراری ارتباط با زنان دیگر، ندادن خرجی، بی‌توجهی به نیازهای جنسی همسر. 

پ- جنسی: رابطة جنسی اجباری توسط همسر، مجبور شدن به رابطة جنسی با دیگران توسط همسر، تقاضای رابطة جنسی غیر متعارف توسط همسر، مورد تجاوز قرار گرفتن در محل کار توسط همکاران یا کارفرما، تقاضای سوء استفاده جنسی توسط کارفرما و تهدید به اخراج در صورت عدم انقیاد، مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفتن در جامعه.

ت- اقتصادی: وادار به گدایی کردن، وادار به خرید و فروش مواد مخدر کردن، وادار به خودفروشی کردن، وادار به دزدی کردن، زن را خلاف میل او وسیلة کلاهبرداری قرار دادن.

برای سنجش اعتبار ابزار، مقولات را سه متخصص داوری کردند و مقولات مورد توافق مطالعه شد. مقولات به شرطی به عنوان معتبرپذیرفته می‌شوند که سنجة درصد توافق 85% یا بیش‌تر باشد. در این مطالعه درصد توافق 95 بود. برای سنجش میزان پایایی 30 دقیقه از هر فیلم توسط دو کدگذار به‌طور جداگانه کدگذاری شد و با استفاده از آزمون آلفا کریپندورف ضریب پایایی سنجیده شد و ضریب پایایی تمام شاخص‌ها بین 85/0 تا90/0 متغیر بود. در این مطالعه از آمارهای توصیفی، به صورت جداول یک بعدی و دو بعدی در ارائة تصویر الگوهای اجتماعی زنان در سه دهه و برای سنجش رابطة متغیرهای زمینه‌ای و مقولات اصلی پژوهش از آزمون‌های کای اسکوار، پیرسون‌، لامبادا و ضریب توافقی استفاده شد.

یافته‌های پژوهش

در این مطالعه 6 فیلم به نام‌های سه قسم، ادویه، ساجان، ممو، خواسته دل و تهذیب مطالعه شدند. فیلم تهذیب مربوط به دهة سوم بیش‌ترین میزان صحنه‌هایی را داشت که زنان در آن نشان داده شده‌اند، در حالی که فیلم سه قسم مربوط به دهة اول کم‌ترین صحنه‌های حضور زنان را به خود اختصاص داده است. اکثر زنان بازیگر در این فیلم‌ها جوان و نزدیک به نیمی از آن‌ها متأهل بودند. درفیلم‌های دهة اول حدود سه پنجم زنان بی‌سواد، در فیلم‌های دهة دوم حدود سه پنجم دارای تحصیلات غیر دانشگاهی و در دهة سوم از کل صحنه‌ها تنها 7 صحنه زن بیسواد را به تصویر کشیده‌اند. براساس داده‌ها اکثر زنان بیکار و ساختار خانواده عمدتاً هسته‌ای و تک فرزندی است.

داده‌های مربوط به سؤالات پژوهش حاکی از آن است که‌:

در فیلم‌های سه دهة مورد مطالعه، ساختار خانواده هسته‌ای در جامعه هند مشاهده می‌شود که نزدیک به نیمی از خانواده‌ها تنها دارای یک فرزندهستند‌، کمی بیش از یک سوم خانواده‌ها دارای دو فرزند و کم‌تر از یک پنجم فاقد فرزند هستند. یافته‌ها‌ی رگرسیونی حاکی از وجود همبستگی بین تحصیلات مادران و تعداد فرزندان است. سهم زنان در عرصه‌های عمومی و خصوصی در فیلم‌های مورد مطالعه حاکی از آن است که در دهة اول و دوم حضور زنان در عرصة عمومی با اندکی تفاوت بیش از عرصة خصوصی است، در حالی که در دهة سوم بیش از نیمی از زنان در عرصة خصوصی یعنی خانه نشان داده شده‌اند. نوع فعالیت زنان در عرصة خصوصی عمدتاً خانه‌داری‌، تربیت فرزندان و همسرداری است در حالی که مهم‌ترین فعالیت زنان در عرصة عمومی در وهلة اول حضور در مراکز تفریحی، سپس محل کار و در مرحلة سوم در مراکز خریداست. نتایج آزمون کای اسکوار و ضریب توافقی نشان می‌دهد که بین سن، وضعیت آموزش، وضع تأهل زنان و عرصة حضور زنان رابطة معنادار وجود دارد( جدول 1).

 

جدول 1: نتایج آزمون کای اسکوار مربوط به سن، تحصیلات، وضع تأهل و نوع عرصة حضور زنان

 

پیرسون کای اسکوار

نسبت برازش

پیوستگی خطی

نمونه معتبر

مقدار

df

Sig

مقدار

df

Sig

مقدار

df

sig

 

سن و عرصة حضور زنان

43.860

4

0.000

49.864

4

0.000

33.218

1

0.000

301

تحصیلات و عرصه حضور

41.986

3

0.000

54.195

3

0.000

32.095

1

0.000

298

وضع تأهل و عرصه

50.085

3

0.000

54.195

3

0.000

32.095

1

0.000

299

 

نتایج مربوط به روند تغییر الگوهای ازدواج و شیوة همسرگزینی زنان طی سة دهه گذشته نشان می‌دهد که در دهة اول کل ازدواج‌ها به صورت تنظیم شده، در دهة دوم توسط خود فرزندان در حالی که در دهة سوم گزینش همسر عمدتاً از نوع تنظیم شده و توسط خود زوجین است و در حدود 10% به صورت ترکیبی از هر دو نوع است. شیوة گزینش همسر با متغیرهایی چون سن، تحصیلات و نوع جامعه‌پذیری در رابطه است. از بین همة متغیرها، شیوة جامعه‌پذیری، تحصیلات فرزندان و شیوة گزینش همسر رابطة معنادار قوی‌تری نشان داده‌اند(‌جدول 2).  

جدول 2: نتایج آزمون رابطة سطح تحصیلات، سن، شیوة جامعه‌پذیری و شیوة انتخاب همسر

 

لامبادا(متقارن)

لامبادا

گودمن و کروسکال تائو

مقدار

ES

مقدار تقریبیt

Sig.

مقدار

ES

مقدار تقریبیt

Sig.

مقدار

ES

Sig.

تحصیلات و گزینش همسر

0.307

0.033

5.309

0.000

0.442

0.069

5.309

0.000

0.332

0.061

0.000

سن، گزینش همسر

0.257

0.036

4.586

0.000

0.346

0.066

4.586

0.000

0.310

0.066

0.000

شیوة جامعه‌پذیری و گزینش همسر

0.307

0.033

5.309

0.000

0.442

0.069

5.309

0.000

0.332

0.061

0.000

 

داده‌های مربوط به روند تغییر الگوهای پوشش زنان طی سه دهة گذشته نشان می‌دهد که در دهة اول پوشش کلیة زنان سنّتی و در دهة دوم سه پنجم دارای پوشش سنّتی و بقیه دارای پوشش غیر سنّتی و در دهة سوم بیش از نیمی از زنان نشان داده شده در فیلم‌ها دارای پوشش غربی هستند. وقتی رابطه این متغیر با متغیرهای سن‌، تحصیلات‌، وضع تأهل و شیوة جامعه‌پذیری و الگوی پوشش را آزمون می‌شود، یافته‌ها نشان داد هر قدر سطح آموزش بالاتر باشد و شیوة جامعه‌پذیری از شیوه‌های سنّتی فاصله گیرد، نوع پوشش نیز از شیوه‌های پوشش سنّتی فاصله گرفته و به سمت غربی شدن گرایش پیدا می‌کند( جدول 3 و 4).

جدول 3: نتایج آزمون رابطة سطح تحصیلات و نوع پوشش

 

لامبادا(متقارن)

لامبادا

گودمن و کروسکال تائو

مقدار

ES

مقدار تقریبیt

Sig.

مقدار

ES

مقدار تقریبیt

Sig.

مقدار

ES

Sig.

تحصیلات و پوشش

0.728

0.038

10.957

0.000

0.862

0.031

12.735

0.000

0.793

0.040

0.000

 

جدول 4: نتایج آزمون کای اسکوار مربوط به سن، تحصیلات، وضع تأهل و نوع عرصة حضور زنان

 

پیرسون کای اسکوار

نسبت برازش

پیوستگی خطی

نمونه معتبر

مقدار

df

Sig

مقدار

df

Sig

مقدار

Df

sig

 

وضع تأهل و نوع پوشش

116.180

3

0.000

123.781

3

0.000

102.439

1

0.000

307

شیوة جامعه‌پذیری و نوع پوشش

111.268

2

0.000

144.643

2

0.000

0.364

1

0.000

264

 

داده‌های حاصل از مطالعه دربارة روند تغییرالگوی جامعه‌پذیر کردن دختران طی سه دهة گذشته نشان می‌دهد که در دهة اول در تمام صحنه‌های مورد مطالعه، جامعه‌پذیرسازی دختران به شیوه سنّتی مشاهده می‌شود. در حالی که در دهة دوم از شیوه سنّتی جامعه‌پذیری فاصله گرفته شده و حدود نیمی از صحنه‌ها نشان‌دهندة شکل جامعه‌پذیرسازی مدرن است. یافته‌های مربوط به دهة سوم نشان می‌دهد که بیش از چهارپنجم شاخص‌های مربوط به جامعه‌پذیری گویای اعمال شیوه‌های جامعه‌پذیرسازی دختران به سبک مدرن و تنها در 4.5% صحنه‌ها مربوط به شیوه‌های جامعه‌پذیر‌سازی سنّتی است. رابطة ساختار خانواده و شیوة جامعه‌پذیر‌سازی آزمون شد، نتایج آزمون نشان داد که بین این دو متغیر رابطة معنادار وجود دارد( جدول 5).

جدول 5: نتایج آزمون کای اسکوار مربوط به ساختار خانواده و شیوة جامعه‌پذیری

 

پیرسون کای اسکوار

نسبت برازش

پیوستگی خطی

نمونه معتبر

مقدار

df

Sig

مقدار

df

sig

مقدار

Df

sig

 

ساختار خانواده و شیوة جامعه‌پذیری

 

34.806

6

0.000

46.046

6

0.000

5.556

1

0.018

215

 

یافته‌های مربوط به اقتدار زنان حاکی از آن است که زنان از میزان اقتدار متفاوتی بهره‌مند هستند. براساس داده‌های جدول، در کل  47.3% زنان نشان داده شده در فیلم‌های مورد مطالعه از اقتدار بالا و 39.6% آن‌ها از اقتدار متوسط و 11.2% از اقتدار پایین و بقیه فاقد اقتدار بوده‌اند. با توجه به اینکه میزان اقتدار زنان می‌تواند با عوامل متعددی در ارتباط باشد، متغیرهای وضع اشتغال زنان، استقلال اقتصادی آن‌ها و نوع جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کردند و میزان اقتدار آن‌ها با آزمون گاما در رابطه قرار داده شد و معناداری رابطة این متغیرها با متغیر اقتدار آزمون شد. نتایج آزمون نشان داد که به ترتیب وضع اشتغال، نوع جامعه و سطح آموزش با اقتدار زنان بیش‌ترین میزان رابطة معنادار را دارند. نوع جامعه با اقتدار زنان رابطة معکوس نشان داد(‌جدول 6).

جدول 6: نتایج آزمون رابطة وضع اشتغال‌، استقلال اقتصادی و اقتدار زنان

 

گاما

تعداد نمونه معتبر

مقدار

ES

مقدار تقریبیt

Sig.

 

وضع اشتغال و اقتدار

0.635

0.073

7.704

0.000

255

استقلال اقتصادی و اقتدار

0.997

0.010

21.803

0.000

240

 

 

 

 

0.000

 

نوع جامعه و اقتدار

0.739-

0.066

7.278-

0.000

259

 

داده‌های مربوط به میزان مشارکت زنان در حرکت‌های اجتماعی همچون مبارزه برای امحاء خشونت علیه زنان، مبارزه برای حقوق زنان، فعالیت‌های مربوط به محیط زیست‌، مبارزه علیه ایدز و مانند آن‌ها نشان داد که تنها در دهة اول شاهد همبستگی زنان علیه سوء استفاده جنسی زنان هستیم. مقایسة یافته‌های مربوط به روند تغییر امحاءخشونت در سه دهه حاکی از سیر نزولی اعمال خشونت علیه زنان است. در هنگام بررسی نوع خشونت در سه دهه، مشاهده شد که در دهة اول هر سه نوع خشونت علیه زنان اعمال شده و در بین انواع خشونت‌ها‌، خشونت جنسی بالاترین میزان را به خود اختصاص داده است. در دهة دوم خشونت فیزیکی بالاترین میزان را داشته و در دهة سوم تنها 20% از کل خشونت‌ها را به خود اختصاص داده است. مطالعة مکان‌های اعمال خشونت در سه دهه نشان می‌دهد که در دهة اول خانه و محل کار و در دهة دوم و سوم خانه مهم‌ترین مکان اعمال خشونت بوده است‌.

بحث و نتیجه‌‌گیری

توسعه در نقاط مختلف جهان و به شیوه‌های مختلف بر مردم تأثیر می‌گذارد و بسته به اینکه زن یا مرد هستند اثرات آن متفاوت است. زنان نیمی از جامعه را تشکیل می‌دهند و با مردان در زندگی اقتصادی نقش برابر دارند. با این حال نقش این زنان در تولید کالا و خدمات‌، در جامعه با سلطة مردانه هند همانند سایر کشورهای در حال توسعه به رسمیت شناخته نمی‌شود. در این جامعه نقش زنان در توسعه نادیده گرفته می‌شود و خانه مهم‌ترین محل حضور آن‌ها در نظر گرفته می‌شود. در مطالعة حاضر سعی شد تصویری از وضعیت زنان در هند برپایة نمونه‌ای از فیلم‌های نمایش داده شده در سه دهة گذشته در هند بررسی شود. نتایج پژوهش نشان داد که:

الف- اکثر زنان نشان داده شده در فیلم‌ها فاقد درآمد یا اموال شخصی هستند و زنان دارای درآمد، اکثراً درآمد پایین یا متوسط دارند. نتایج پژوهش با وضعیت واقعی زنان هند در این زمینه همخوانی دارد.« در گذشته زنان فاقد هرگونه حقوقی بودند و از پدر، برادر‌، همسر و پسر خود اطاعت می‌کردند‌. بعد از تصویب قوانین و بعد از استقلال هند از استعمار، زنان توانستند از زمین و سایر اموال ارث ببرند و برطبق قانون از حقوق مساوی با مردان بهره‌مند شوند. به‌رغم تصویب قوانین مشاهده می‌شود که بسیاری از زنان از داشتن شغل یا حقوق برابر در محل کار محروم هستند، دستمزد کم‌تری در مقایسه با مردان دریافت می‌کنند و از بسیاری از حقوق محرومند»( دسی [25] ، 1994).

ب- داده‌های مطالعه نشان می‌دهد که زنان هم در عرصه‌های عمومی هم در عرصه‌های خصوصی نشان داده شده‌اند. اکثر زنان در حیطة خصوصی به عنوان زن خانه‌دار‌، دارای همسر و فرزند به تصویر کشیده شده‌اند. مهم‌ترین فعالیت زنان در حیطة خصوصی خانه‌داری شامل آشپزی، نظافت منزل‌، شستشوی لباس و ظروف، مادری و مراقبت از فرزندان و همسرداری است. مطالعات در دنیای واقعی هند نیز حاکی از فقدان تمایل جامعه هند به حضور زنان در عرصة عمومی به‌ویژه محیط کار است. براساس نتایج پژوهش‌ها وجود زنان کارگر در کارخانجات هم تهدید جنسی و هم تهدید اجتماعی برای اجتماع محسوب می‌شوند و به همین منظور وقتی مردی بازنشسته می‌شود یا فوت می‌کند بستگان مرد او، شغل او را به ارث می‌برند( فرناندز [26]، 1997).

پ- نتایج مطالعه حاکی از تغییر الگوی نگرش نسبت به آموزش زنان است، با این حال داده‌های حاصل از مطالعات در دنیای واقعی، مربوط به سهم آموزش زنان در هند نشان می‌دهد که نرخ آموزش زنان کم‌تر از مردان است. پیمایش‌های ملّی دربارة وضعیت زنان در هند، شامل آمارهای باسوادی زنان، تعداد سال‌هایی که به مدرسه رفته‌اند نشان‌دهندة نسبت کم‌تر نرخ باسوادی زنان در مقایسه با مردان در هند است( میوکوپادهیای[27]، 1994).

ت- داده‌های مربوط به میزان اشتغال زنان حاکی از سهم اندک زنان در مشاغل، پایین بودن میزان ارتقاء شغلی و اشتغال در سطوح مدیریتی درجامعه هند است. زنان در هیچ منصب دولتی یا خصوصی به عنوان مدیر‌، قاضی‌، استاد دانشگاه‌، سناتور، وزیر یا حتی مدیریت در سطوح میانی مشاهده نمی‌شود. آمارهای واقعی جامعه هند با این نتایج همخوان است‌. بر طبق گزارش آی ال او در 2013،نرخ مشارکت زنان در بازار کار از 37% در سال 2004-2005 به 29% در 2009-2010 کاهش یافته است‌. در همین گزارش آمده است که در بین 131 کشور که داده‌های مربوط به اشتغال زنان در آن‌ها موجود بود، هند در رابطه با مشارکت نیروی کار زنان از آخر رتبة 11 را به خود اختصاص داده است(آی ال او[28]، 2013).در مطالعة حاضر زنان در هیچ دهه‌ای در مشاغل مدیریتی نشان داده نشده‌اند و خوانندگی تنها شغل مهمی که در هر سه دهه بارز بود. وقتی وضعیت زنان در جامعه واقعی هند بررسی می‌کنیم، مشاهده می‌شود که وضعیت زنان در جامعه واقعی هند بسیار متفاوت و بهتر از آن چیزیست که در فیلم‌های مورد مطالعه به تصویر کشیده شده است. درهند زنان برای پارلمان و مناصب حکومتی سهمیه دارند‌، باونانی معتقد است « اگر سهمیه بندی وجود نداشت احزاب حقوق زنان را پایمال می‌کردند‌. در بمبئی به دلیل سهمیه زنان در انتخابات هر زن 5 برابر بیش از زمانی که این قانون تصویب نشده بود شانس برنده شدن در انتخابات مجلس را دارد»(باونانی[29]، 2009 : 23-35) .

ث- داده‌های پژوهش حاضر حاکی ازآن هست که در هر سه دهه خانوادة هسته‌ای، خانواده غالب در فیلم‌های نشان داده شده بود و در هر سه دهه یا خانواده‌ها فاقد فرزند بودند یا تنها یک فرزند داشتند‌. مقایسه این خانواده‌ها با ساختار خانواده در گذشته نشان می‌دهد که برنامه‌های تنظیم خانواده در هند توانسته تأثیر مثبتی بر ساختار خانواده داشته و آن را به سمت هسته‌ای شدن سوق دهد. سایر مطالعات نیز این را اثبات کرده‌اند. سین‌ها در کتاب خود دربارة خانوادة هندی به تغییر ساختار خانواده در 60 سال گذشته اشاره می‌کند. او می‌نویسد « روند فرهنگی در اکثر بخش‌های هند همانند دیگر بخش‌های جهان نشان دهندة تغییر خانواده از پیوسته به هسته‌ای است. در دهة 1990% اندکی از خانوارهای هندی دارای خانوادة پیوسته بودند و این خانواده‌ها درآمد سرانة پایین‌تری داشتند. با این حال‌، او اشاره می‌کند که در بعضی بخش‌های هند در شرایط خاص‌، بعضاً به علت سنّت‌های فرهنگی و عوامل عملی هنوز خانواده پیوسته مقاومت می‌کند(شینها[30] ، 1993).

ج- داده‌های مطالعه دربارة شیوه گزینش همسر در هند حاکی از نوعی بازگشت‌پذیری به سوی ازدواج‌ها‌ی تنظیم شده است. مطالعه بانرجی و همکارانش دربارة شیوه‌های گزینش همسر در هند نیز نشان داد که کاست‌های طبقة متوسط هنوز به معیارهای کاستی در انتخاب همسر برای فرزندان توجه می‌کنند(بانرجی[31] و همکاران، 2009).  

چ- داده‌های مربوط به شیوة جامعه‌پذیری فرزندان به ویژه فرزندان دختر در مطالعة حاضر نشان می‌دهد که در دهة اول در هر دو فیلم به ویژه در فیلم ادویه شیوة جامعه‌پذیری دختران سنّتی است، در حالی که در دهة دوم و سوم می‌توان در کنار جامعه‌پذیری به شیوة سنّتی جامعه‌پذیری ترکیبی یعنی سنّتی و مدرن را مشاهده کرد.

ح- داده‌های حاصل از مطالعه نشان می‌دهد که در فیلم‌های ساخته شده در دهة اول تمامی زنان ایفا‌کننده نقش، پوشش سنّتی هندی به تن داشتند، در حالی که در فیلم‌های دو دهه بعد برای نسل جوان این پوشش تغییر کرده و به جز در مراسم ازدواج شاهد پوشش سنّتی هندی نیستیم . در همین فیلم‌ها زنان میانسال پوشش هندی دارند، در حالی که نسل جوان دارای الگوی پوشش غربی از لباس‌های شنا گرفته تا لباس‌های مهمانی به سبک غیر هندی هستند.

خ-  داده‌های مربوط به اقتدار زنان نشان می‌دهد که میزان اقتدار زنان بر حسب عوامل متفاوت مثل تجرد و تأهل، سطح آموزش، وضع اشتغال متفاوت است. زنان متأهل بیش از زنان مجرد و زنان با سواد بیش از زنان بی‌سواد اقتدار دارند. زنان دارای تحصیلات دانشگاهی از میزان اقتدار بالایی بهره‌مند هستند، در حالی که زنان بی‌سواد تنها در امور جزئی دارای اقتدار هستند و به نظرآن‌ها توجه قرار می‌گیرد. داده‌های مربوط به نوع جامعه و اقتدار زنان نشان می‌دهد که میزان اقتدار زنان برحسب نوع جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند، متفاوت است‌. زنان روستایی از اقتدار کم‌تر و در مقابل زنان شهری دارای اقتدار بالایی هستند.

د- داده‌ها حاکی از کاهش خشونت علیه زنان در هر دهه نسبت به دهة قبل و خشونت جنسی غالب‌ترین نوع خشونت علیه زنان است. در فیلم ادویه که نشان‌دهندة دورة حاکمیت استعمار انگلیس بر هندوستان است‌، شاهد اعمال خشونت جنسی توسط افسر انگلیسی نسبت به زنان روستایی و سکوت مردان روستا در مقابل این نوع رفتار او نسبت به زنان هستیم. وقتی یکی از زنان در مقابل افسر انگلیسی تن به رابطة جنسی نمی‌دهد، از جانب وی و سایر افرادی که برای او کار می‌کنند، این زن و بقیه زنان تهدید به مرگ می‌شوند. در دنیای واقعی خشونت علیه زنان در هند شکل جدیدی به خود گرفته است به طوری که دولت هند برای محافظت از زنان در مقابل تجاوز به دختران و زنان قانون جدیدی را در سوم می‌2013 به تصویب رسانده است. این قانون به دنبال موارد متعدد تجاوز گروهی به دختران و زنان در جامعه هند به تصویب رسید که اعتراض گروه‌های مختلف هند را به دنبال داشت‌. این نشان می‌دهد که به رغم داده‌های حاصل از مطالعه مبنی بر کاهش خشونت شاهد نوع جدید و شکل جدیدی از خشونت علیه زنان در هند هستیم(http://www.scoop.co.nz).

مطالعات انجام شده در ایران حاکی از تفاوت در استقلال زنان در نقاط مختلف کشورمان است و استقلال زنان اثرات مثبت فرهنگی و اجتماعی دارد. عباسی شوازی و صادقی (1385) در مطالعه‌ای که روی چهار استان منتخب در ایران انجام دادند به این نتیجه رسیدند که در استان‌هایی که زنان به سطح بالاتری از استقلال دست یافته‌اند ( یزد و گیلان) در مقایسه با استان‌هایی که زنان سطوح پایین‌تری از استقلال را دارا هستند (آذربایجان غربی و سیستان و بلوچستان) نرخ باروری پایین‌تر است. در ایران نرخ مشارکت اقتصادی و مدیریتی زنان اندکی بهتر از هنداست، اما هنوز فاصله بسیار زیاد است.  آخرین آمارهای اعلام شده از سوی مرکز آمار ایران نشان می‌دهد که تفاوتی فاحش بین نرخ مشارکت اقتصادی مردان و زنان در ایران وجود دارد‌، این نرخ برای مردان 9/72% و برای زنان 5/18% است. در عرصه‌های مدیریت و تصمیم‌گیری نیز وضعیتی نامناسب‌تر را شاهد هستیم، به طوری که تنها حدود 2/5% از مدیران کشور زن هستند و هرچه به سوی سطوح بالای مدیریتی می‌رویم این میزان کاهش می‌یابد و به 4/1% در سطوح مدیر کل و معاون دستگاه‌ها می‌رسد(مرکز آمار ایران 1385).مطالعات دربارة زنان در عرصة عمومی و خصوصی نشان می‌دهد که نگرش قالبی زن خانه‌دار‌، مادر و همسر همچنان بر بخش عظیمی از جامعه غالب است(گودرزی، 1389 ).


منابع

عباسی شوازی، محمدجلال و رسول صادقی( 1385). قومیت و باروری: تحلیل رفتار باروری گروه‌های قومی در ایران، نامه علوم اجتماعی،5: 29.

گودرزی، ثریا.(1389). اثرات اشتغال زنان بر خانواده (تحقیقی در بین زنان شاغل و متأهل  وزارت کار و امور اجتماعی). پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات.

مرکز آمار ایران( 1385).آمارهای سرشماری نفوس و مسکن 1385.

میرساردو، طاهره.، صداقت، مستوره‌.، رختی ،طاهره و بایایی ، لیلا( 1383). مقایسه منزلت و نقش اجتماعی زنان و مردان در سریال‌های تلویزیونی داخلی و خارجی. تهران: مرکز تحقیقات صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران.

Bagchi, A.(1996).Women in Indian Cinema. Retrieved March 5, 2012 from

http://www.cs.jhu.edu/~bagchi/women.html.

Baldwin, Katherine. (2012). "Canada best G20 country to be a woman, India worst – TrustLaw poll".Retrieved December 29, 2012 from www.trust.org.

Banerjee, A; Duflo, E; M. Ghatak, and J. Lafortune.( 2009). “Marry for What? Caste and Mate Selection in Modern India”.National Bureau of Economic Research Working Paper 14958 (May): 135-146.

Beneria, L;Bisnath, S .(1996). Gender and Poverty: An Analysis for Action.UNDP, New York.

Bhavnani, Rikhil. (2009). Do Quotas Work after They Are Withdrawn? Evidence from a Natural Experiment in India. American Political Science Review, 103(1):23-35.

Bourdieu, Pierre. (2001). Masculine Domination.Translated by RichardNice. Stanford University Press: 133.

Bretl, L. and cantor D. (2000).ThePatriarcal system Prevails through Media. Social Science,1-2: 71-82.

Chakravorty, M. (2002). Cinema and Society: Reflection of Patriarchal Values in selected Hindi Blockbusters. Unpublished Masters Dissertation of the Faculty of Journalism &Communication.TheM.S.University of Baroda.

Chatterjee,Purvita. (2003). The image of women in TV serials. Stanford University Press: 133.

Datta, S. (2000).Globalization and Representations of Women in Indian Cinema. Social Scientist 3/4 (March–AprIL):71-82. Retrieved March 5, 2012 from www.jstor.org/stable/3518191?origin=JSTOR-pdf

De Pauli, L. (2000). Women’s Empowerment and Economic Justice: Reflecting on Experience in Latin America and the Caribbean. UNIFEM, New York.

Desai, Sonalde.(1994). Gender Inequalities and Demographic Behaviors: India, New York, the Population Council, Inc.

Fernands, Leela. (1997). beyond Public Spaces and Private Spheres: Gender, Family, and Working -Class Politics in India. Feminist Studies 30(autumn):45-57.

Gandhi, Lee. (2010). Postcolonial Theory: A Critical Introduction, Thirteen Impression, Oxford, and New Delhi.

Gokulsing, K & Dissanayake, W 1998 Indian Popular Cinema: A Narrative of Cultural Change. London: Trentham Books.

Government of India.(2008). “Eleventh Five Year Plan (2007-2012), Vol. II. New Delhi: Planning Commission.

Hajra ,Iiahi .(2001). Women should be portrayed in assertive roles on TV, DAWN.

(HDR)Human Development Report; Sustainability and Equity.(2011). United Nations Development Programme: 139.

ILO’s Global Employment Trends 2013 report .Available at:

http:/www.ilo.org/global/research/global-reports/global-employment-trends/2013.

Joseph, A., & Sharma, K. (1994).Whose News? The Media and Women’s Issues 21. New Delhi: Sage Publications.

Lind, Anna Maria.(2006). Struggle and Development: Approaching gender bias in Practical International Development Work”. Orebro University.

Mishra, R. C. (2006) . Towards Gender Equality.Authorspress. ISBN 81-7273-306-2.

Mukhopadhyay, Carol Chapnick.(1994). Women, Education, and Family Structure in India. Editor: Susan Seymour. Publisher: Westview Press. Place of publication: Boulder, CO.

Radhakrishnan ,Chitra. (2001) .The image of women in IndianTelevision. Women in Action Journal. 1:138-151.

Sinha, Raghuvir.(1993). Dynamics of Change in the Modern Hindu Family.South Asia Books. ISBN 978-81-7022-448-8.

Sarvy .(2000). Women in action .isis international-manila publication in collaboration with theWomen and Gender Institute (WAGI).Manila .

ShendurnikarTere,  Nidhi. (2012). GenderReflections in Mainstream Hindi Cinema. Global Media Journal – Indian Edition/ISSN 2249-5835

Shweta Singh. (2009). Examining the Dharma Driven Identity of Women: Mahabharata’s Kunti - In The Woman Question in the Contemporary Indian English Women Writings, Ed. Indu Swami, Sarup: Delhi: 306.

UNFPA(United Nations Population Fund). (2009). State of World Population 2009. Facing a Changing World: Women, Population and Climate. At: www.unfpa.org.

 


 



[1]. Baldwin

[2]. Mokerji

[3]. HDR

[4]. Shweta

[5]. Banerji

[6]. Mishra

[7]. Desai

[8]. Government of India

[9]. Lind

[10]. UNFPA

[11] Sarvay  &De Pauli

[12] Shendurnikar

[13] Joseph& Sharma

[14] Gokulsing&Dissanayake

[15] Chakravorty

[16]. Chatterjee

[17]. Datta

[18]. Gandhi

[19]. Hajra

[20]. Radhakrishnan

[21]. Beneria

[22]. Bretl & cantor

[23]. Bagchi

[24]. Bourdieu

[25]. Desai

[26]. Fernands

[27]. Mukhopadhyay

[28]. ILO

[29]. Bhavnani

[30]. Sinha

[31]. Banerjee

عباسی شوازی، محمدجلال و رسول صادقی( 1385). قومیت و باروری: تحلیل رفتار باروری گروه‌های قومی در ایران، نامه علوم اجتماعی،5: 29.

گودرزی، ثریا.(1389). اثرات اشتغال زنان بر خانواده (تحقیقی در بین زنان شاغل و متأهل  وزارت کار و امور اجتماعی). پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات.

مرکز آمار ایران( 1385).آمارهای سرشماری نفوس و مسکن 1385.

میرساردو، طاهره.، صداقت، مستوره‌.، رختی ،طاهره و بایایی ، لیلا( 1383). مقایسه منزلت و نقش اجتماعی زنان و مردان در سریال‌های تلویزیونی داخلی و خارجی. تهران: مرکز تحقیقات صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران.

Bagchi, A.(1996).Women in Indian Cinema. Retrieved March 5, 2012 from

http://www.cs.jhu.edu/~bagchi/women.html.

Baldwin, Katherine. (2012). "Canada best G20 country to be a woman, India worst – TrustLaw poll".Retrieved December 29, 2012 from www.trust.org.

Banerjee, A; Duflo, E; M. Ghatak, and J. Lafortune.( 2009). “Marry for What? Caste and Mate Selection in Modern India”.National Bureau of Economic Research Working Paper 14958 (May): 135-146.

Beneria, L;Bisnath, S .(1996). Gender and Poverty: An Analysis for Action.UNDP, New York.

Bhavnani, Rikhil. (2009). Do Quotas Work after They Are Withdrawn? Evidence from a Natural Experiment in India. American Political Science Review, 103(1):23-35.

Bourdieu, Pierre. (2001). Masculine Domination.Translated by RichardNice. Stanford University Press: 133.

Bretl, L. and cantor D. (2000).ThePatriarcal system Prevails through Media. Social Science,1-2: 71-82.

Chakravorty, M. (2002). Cinema and Society: Reflection of Patriarchal Values in selected Hindi Blockbusters. Unpublished Masters Dissertation of the Faculty of Journalism &Communication.TheM.S.University of Baroda.

Chatterjee,Purvita. (2003). The image of women in TV serials. Stanford University Press: 133.

Datta, S. (2000).Globalization and Representations of Women in Indian Cinema. Social Scientist 3/4 (March–AprIL):71-82. Retrieved March 5, 2012 from www.jstor.org/stable/3518191?origin=JSTOR-pdf

De Pauli, L. (2000). Women’s Empowerment and Economic Justice: Reflecting on Experience in Latin America and the Caribbean. UNIFEM, New York.

Desai, Sonalde.(1994). Gender Inequalities and Demographic Behaviors: India, New York, the Population Council, Inc.

Fernands, Leela. (1997). beyond Public Spaces and Private Spheres: Gender, Family, and Working -Class Politics in India. Feminist Studies 30(autumn):45-57.

Gandhi, Lee. (2010). Postcolonial Theory: A Critical Introduction, Thirteen Impression, Oxford, and New Delhi.

Gokulsing, K & Dissanayake, W 1998 Indian Popular Cinema: A Narrative of Cultural Change. London: Trentham Books.

Government of India.(2008). “Eleventh Five Year Plan (2007-2012), Vol. II. New Delhi: Planning Commission.

Hajra ,Iiahi .(2001). Women should be portrayed in assertive roles on TV, DAWN.

(HDR)Human Development Report; Sustainability and Equity.(2011). United Nations Development Programme: 139.

ILO’s Global Employment Trends 2013 report .Available at:

http:/www.ilo.org/global/research/global-reports/global-employment-trends/2013.

Joseph, A., & Sharma, K. (1994).Whose News? The Media and Women’s Issues 21. New Delhi: Sage Publications.

Lind, Anna Maria.(2006). Struggle and Development: Approaching gender bias in Practical International Development Work”. Orebro University.

Mishra, R. C. (2006) . Towards Gender Equality.Authorspress. ISBN 81-7273-306-2.

Mukhopadhyay, Carol Chapnick.(1994). Women, Education, and Family Structure in India. Editor: Susan Seymour. Publisher: Westview Press. Place of publication: Boulder, CO.

Radhakrishnan ,Chitra. (2001) .The image of women in IndianTelevision. Women in Action Journal. 1:138-151.

Sinha, Raghuvir.(1993). Dynamics of Change in the Modern Hindu Family.South Asia Books. ISBN 978-81-7022-448-8.

Sarvy .(2000). Women in action .isis international-manila publication in collaboration with theWomen and Gender Institute (WAGI).Manila .

ShendurnikarTere,  Nidhi. (2012). GenderReflections in Mainstream Hindi Cinema. Global Media Journal – Indian Edition/ISSN 2249-5835

Shweta Singh. (2009). Examining the Dharma Driven Identity of Women: Mahabharata’s Kunti - In The Woman Question in the Contemporary Indian English Women Writings, Ed. Indu Swami, Sarup: Delhi: 306.

UNFPA(United Nations Population Fund). (2009). State of World Population 2009. Facing a Changing World: Women, Population and Climate. At: www.unfpa.org.